2

سخنی صریح با رئیس جمهور

  • کد خبر : 1137
  • ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ - ۲۰:۴۷

ولایت » یعنى والى بودن ، مدیر بودن ، و مجرى بودن ؛ و اگر گفته مى شود که فقیه ، ولایت دارد ؛ یعنى از سوى شارع مقدس ، تبیین قوانین الهى و اجراى احکام دین و مدیریت جامعه اسلامى در عصر غیبت ، بر عهده فقیه جامع الشرایط نهاده شده است . مطلق […]

ولایت » یعنى والى بودن ، مدیر بودن ، و مجرى بودن ؛ و اگر گفته مى شود که فقیه ، ولایت دارد ؛ یعنى از سوى شارع مقدس ، تبیین قوانین الهى و اجراى احکام دین و مدیریت جامعه اسلامى در عصر غیبت ، بر عهده فقیه جامع الشرایط نهاده شده است .

مطلق بودن ولایت ؛ یعنى اینکه فقیه ، اولا ملتزم است همه احکام اسلام را تبیین نماید ؛ و ثانیا همه آنها را اجرا کند ؛ زیرا هیچ حکمى از احکام الهى در عصر غیبت ، قابل تعطیل شدن نیست و ثالثا براى تزاحم احکام ، چاره اى بیاندیشد ؛ یعنى در هنگام اجراى احکام ، اگر دو حکم خداوند ، با یکدیگر تزاحم داشته باشند به گونه اى که انجام یکى ، سبب ترک دیگرى مى شود و این دو حکم را در یک زمان نمى توان با هم اجرا کرد فقیه جامع الشرایط و رهبر جامعه اسلامى ، حکم « اهم » را اجرا مى کند و براى امکان اجراى آن حکم اهم ، حکم « مهم » را به صورت موقت ، تعطیل مى کند.

ولایت فقیه ، در حیطه شریعت و قانون الهى است نه فراتر از آن ؛ و فقیه ، فقط مبین و مجرى قانون است و نمى تواند در قانون الهى ، تصرف کند و آن را حذف نموده یا تغییر دهد فقیه جامع الشرایط ، سه کار رسمى دارد ؛ یک کارش « افتاء » است که پس از دادن فتوا ، عمل به آن فتوا ، بر خودش و بر مقلدانش واجب است ، ولى نسبت به فقیهان دیگر ، اعتبارى ندارد ؛ زیرا مجتهد ، حق ندارد از مجتهد دیگر تقلید کند . کار دیگر فقیه جامع الشرایط ، « قضاء » است که بر کرسى قضا مى نشیند و بین متخاصمین که هر دو طرف ، شخصیت حقیقى اند یا شخصیت حقوقى ؛ و یا آنکه یک طرف ، حقیقى است و طرف دیگر ، حقوقى ، بر اساس ایمان و بینات ، حکم الهى را صادر مى نماید که نقض این حکم ، برخود او و بر متخاصمین و بر هر کس دیگر ، حتى فقیهان حرام است و عمل به آن نیز واجب است ، حتى بر مجتهدان و فقیهان و مراجع تقلید .

وظیفه سوم فقیه جامع الشرایط ، « ولایت » امت اسلامى و صدور احکام ولایى است . اگر والى اسلامى ، حکم ولایى کند به اینکه مثلا رابطه ایران اسلامى با اسرائیل ، باید قطع شود ، یا رابطه با آمریکا که دشمن اسلام و راس استکبار جهانى و حامى اسرائیل است ، باید قطع شود ، یا رابطه با فلان کشورها باید برقرار شود ، و یا در کشور ، چنین امورى باید رعایت گردد ، عمل به این احکام ، بر مردم و بر خود والى و بر فقیهان و مجتهدان دیگر واجب است و هیچ کس ، حتى خود والى ، حق نقض این حکم را ندارد این مطلب ، شامل فقیهانى که به ولایت فقیه معتقد نیستند و مقلدان آنان نیز مى شود ؛ زیرا فقیهانى که در ولایت فقیه اختلاف نظر دارند و مثلا « مقبوله عمربن حنظله » و « مشهوره ابى خدیجه » را براى ولایت فقیه کافى نمى دانند ، از نظر حسبه ، مى پذیرند که اگر مردم یک کشور ، حاضر شده اند که حکومت را بر اساس اسلام اداره کنند ، این ، یک امر زمین مانده اى است که بر همگان و خصوصا بر فقیهان ، واجب کفایى است که تصدى آن را بر عهده بگیرند و اگر یک فقیه واجد شرایط رهبرى ، تصدى آن را بر عهده گرفته و امت اسلامى نیز اوراقبول دارند ، در این حال ، مخالفت با احکام این حاکم و تضعیف او ، جایزنیست و کسى نمى تواند بگوید من چون ولایت فقیه را قبول ندارم ، مى توانم از هر قانون کشور اسلامى سرپیچى کنم و قوانین و مقررات آن را رعایت نکنم 

ضمنا اگر فقیهى جامع شرایط باشد و همه صفات لازم رهبرى را به طور کمال داشته باشد ، ولایت او مطلقه است و نمى توان ولایت چنین فقیهى را تقیید کرد و این گونه نیست که فقیه جامع الشرایط ، گاهى ولایت مطلقه داشته باشد و گاهى نداشته باشد ؛ ولایتش گاهى مطلقه باشد و گاهى مقیده .

در قانون اساسى ، امامت امت و ولایت امر ، به صورت مطلق و بدون قید آمده است . در اصل پنجم قانون اساسى چنین آمده است : « در زمان غیبت حضرت ولى عصر ( عجل الله تعالى فرجه ) در جمهورى اسلامى ایران ، ولایت امر و امامت امت ، بر عهده فقیه عادل و باتقوا ، آگاه به زمان ، شجاع ، مدیر و مدبر است که طبق اصل یکصد وهفتم ، عهده دار آن مى گردد » . در ذیل اصل یکصد وهفتاد وهفتم نیز عبارت « ولایت امر و امامت امت » ، به صورت مطلق آمده و بر تغییرناپذیرى آن تاکید شده است :

« محتواى اصل مربوط به اسلامى بودن نظام و ابتناى کلیه قوانین و مقررات بر اساس موازین اسلامى و پایه هاى ایمانى و اهداف جمهورى اسلامى ایران و جمهورى بودن حکومت و ولایت امر و امامت امت است و نیز اداره امور کشور با اتکاء به آراء عمومى و دین و مذهب رسمى ایران تغییرناپذیر است » .

حال با توجه با مسائل گفته شدۀ فوق آیا اقای دکتر محمود احمدی نژاد حق دارد که در خصوص حکم صادر شده ولی فقیه زمان تعلل و یا مخالفت داشته باشد ؟آیا می تواند در خصوص وزیر اطلاعات صرفنظر از اینکه شخصیت حقیقی وزیر مورد قبول ایشان باشد یا خیر برخورد حذفی داشته واو را از جلسۀ رسمی هیئت دولت اخراج نماید؟

آیا می تواند اعلام کند که رابطۀ من ورهبری رابطۀ پدر وفرزندی است ؟گرچه ولی فقیه پدر معنوی جامعه نیز به حساب می آید ولی مسئلۀ ولایت او غیر از عواطف پدری وفرزندی اوست.

لذا به عنوان کسی که همیشه در حمایت رئیس جمهور محترم تلاش کرده ام عرض می کنم تا دیر نشده است و مردم مجبور نشده اند ایشان را به عنوان ضدیت با ولایت فقیه به زیر بکشند و تمامی اختیارات تفویضی راباز ستانند رسما از کردۀ خویش اعلام برائت کرده و با بوسیدن دست ولی فقیه و عذر خواهی صریح در حضور مردم راه ادامۀ خدمت خویش را هموار نمایند .آقای محمود احمدی نژاد به صورت شبانه روزی در طول سالهای گذشته خدمت بزرگی به کشور کرده اند ، با شجاعت امور نشدنی را شدنی کرده اند ،زیربنای اقتصاد کشور را به سمت بهبودی رهنمون شده اند، بسیاری از جریانهای انحرافی را رسوا نموده اند ، امیدواری مردم را به اجرای قوانین اسلام در زمان غیبت افزایش داده اند ، رابطۀ دولت با مردم را تاحدود زیادی بهبود بخشیده اند حیف است که در ادامۀ خدمت توفیق خود را از دست بدهند . این شعار آقای احمدی نزاد است که من امده ام سپر ولایت باشم تا تیرها به جای اصابت به ایشان به من اصابت کند . ونیز این سخن از ایشان است هر کس با آل علی در افتادور افتاد. والسلام      میرمرشدی

لینک کوتاه : https://mostajar.com/?p=1137

برچسب ها

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.