2

رژیم صهیونیستی درمحاصره

  • کد خبر : 1406
  • ۰۳ خرداد ۱۳۹۲ - ۲۰:۱۱

     تظاهرات صدها هزار نفري يهودي ها در سرزمين هاي اشغالي فلسطين عليه رژيم صهيونيستي در نوع خود بي سابقه بود و از اين رو در محافل مختلف سياسي مورد بحث واقع شد در اين بين مهمترين سوالات اين است كه اين ها چه كساني اند؟ چه خواسته هايي دارند؟ از چه محركه هايي […]

     تظاهرات صدها هزار نفري يهودي ها در سرزمين هاي اشغالي فلسطين عليه رژيم صهيونيستي در نوع خود بي سابقه بود و از اين رو در محافل مختلف سياسي مورد بحث واقع شد در اين بين مهمترين سوالات اين است كه اين ها چه كساني اند؟ چه خواسته هايي دارند؟ از چه محركه هايي تاثير پذيرفته اند؟ و سرانجام اين روند به كجا ختم مي شود؟ پاسخ دقيق و علمي به اين سوالات تا حدي دشوار است چرا كه نيازمند اطلاع دقيق از ماوقع و تميز دادن عوامل زمينه از محركه هاي ميداني است و دست يافتن به همه اين ها نيازمند گذشت زمان كافي است. با اين وجود اين قلم با غور و بررسي هر آنچه در دسترس است و با بهره گيري از دريافت هاي تاريخي و سياسي سعي مي كند راهي به تحليل بالنسبه دقيق اين موضوع باز كند. در اين خصوص گفتني هايي وجود دارد:
۱- اين تظاهرات رو به گسترش در زماني اتفاق افتاده كه كشورهاي عرب هم پيمان رژيم صهيونيستي با موج انقلاب مردمي فرو پاشيده و يا در معرض فروپاشي قرار دارند و علاوه بر آن موجي از اعتراض هاي مردمي رژيم هاي اروپايي هم پيمان تل آويو را در بر گرفته است. در اين ميان بسياري از تحليلگران سياسي معتقدند آنچه در خيابانهاي تل آويو، حيفا و بيت المقدس مي گذرد جدا از آنچه در خيابان هاي قاهره، تونس، صنعا، منامه، طرابلس، مادريد، لندن و… مي گذرد نيست و اين ها نشانه مرگ يك بلوك سياسي است كه طي دوران پس از جنگ جهاني دوم حول محور سيطره سياسي، امنيتي، فرهنگي، اقتصادي، نظامي و تكنولوژيك غرب بر دنيا به وجود آمد. اين تحولات به معناي پايان يك دوره تاريخي و شروع دوره اي جديد است.
۲- تحولات در كشورهاي عربي بر مبناي الغاي ساختارهاي برجا مانده از كودتاهاي دهه هاي ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ به وجود آمده و نظام هاي با دو ويژگي «استبدادي» و «وابستگي» را در خود فرو مي برد. اگر نگاهي به ساختار رژيم صهيونيستي بياندازيم، مي بينيم كه همه آنچه درباره رژيم هاي سابق مصر و تونس صدق مي كند درباره رژيم غاصب اسرائيل هم صدق مي كند. اين رژيم غاصب هم ساختاري بشدت استبدادي دارد آمارها بيان گر آن است كه از زمان پيدايي اين رژيم در سال ۱۳۲۷ يك اقليت اروپايي بر يك اكثريت آسيايي و آفريقايي حكومت كرده و مناصب مهم را به خود اختصاص داده است. شهروندان غاصب اسرائيل به دو گروه بزرگ «اشكنازي»- اروپايي تبارها- و «سيارديون» يا سفاردين ها- آسيايي و آفريقايي تبارها- تقسيم شده اند و گروه دوم رسما بعنوان شهروند درجه ۲ خطاب شده و از موقعيت هاي مهم محروم مي باشند. از سوي ديگر رژيم صهيونيستي از نظر سياسي، نظامي و اقتصادي شديداً به كمك غرب و بخصوص آمريكا وابستگي دارد و مي توان گفت اگر رژيم سابق مصر از نظر اقتصادي به غرب وابسته بود ولي اين وابستگي جنبه «وجودي» نداشت كه بدون آن مصر از بين برود در حالي كه وابستگي تل آويو به اروپا و آمريكا جنبه وجودي دارد. با اين وصف «بحران هويت» كه مهمترين عامل وقوع انقلاب هاي عربي بود در مورد رژيم صهيونيستي شديدتر است.
۳-براساس آمارهاي موجود «روس تبارها» بيشترين ميزان جمعيت شركت كننده در تظاهرات عظيم دو روز پيش را به خود اختصاص داده اند. از اين رو تحليل اين جمعيت حائز اهميت مي باشد. روس تبارها حدود ۲۵ درصد- ۲/۱ميليون نفر- از جمعيت يهودي هاي ساكن سرزمين هاي ۱۹۴۸ را شامل مي شوند نزديك به ۴۰۰ هزار نفر از آنان در فاصله سالهاي ۱۳۲۷ تا ۱۳۶۹- زمان فروپاشي اتحاد جماهير شوروي- به فلسطين عزيمت كرده اند و حدود ۸۰۰هزار نفر از آنان در فاصله سالهاي ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۱ به فلسطين رفته اند كه هدف اصلي و اول آنها نجات يافتن از شرايط سخت زندگي در شوروي بوده است. اين ها عمدتاً هيچ رويكرد و علاقه مذهبي نداشته و عناويني نظير «ارض موعود» و «دولت مقدس اسرائيل» براي آنان اهميت نداشته است تا جايي كه بسياري از افراد اين گروه از سوي صهيونيست ها متهم به «غيريهودي بودن» هستند و واقعاً هم بسياري از آنان يهودي نيستند. اين گروه عليرغم آنكه حدود ۲۰ سال از سكونتشان در فلسطين – و عمدتاً در شهرهاي ساحلي مديترانه- مي گذرد اما نتوانسته اند جايگاه لازم را در ساختار اداري رژيم صهيونيستي پيدا كرده و از جايگاه يك «يهودي وفادار» برخوردار شوند اين در حالي است كه اين گروه همه سعي خود را براي پذيرش در حكومت و جامعه صهيونيستي انجام داده اند. يك گزارش بيانگر آن است كه آنان زبان و خط روسي را ترك كرده و كاملاً به خط و زبان عبري تكلم كرده و با آن مي نويسند. روس تبارها طي سالهاي گذشته به تاسيس احزابي روي آورده اند كه سرشناس ترين آن «اسرائيل بيتنا»- اسرائيل خانه ما- است و توانسته اند پست مهم وزارت خارجه را تصاحب نمايند. اين گروه در جريان بحث شهرك سازي ها افراطي ترين مواضع را داشته و دائماً بر تندروي هاي خود افزوده اند. با اين وجود خوي نژادپرستي رژيم صهيونيستي مانع از پذيرش آنان در حد شهروندان درجه يك شده است سران اشكنازي تل آويو با اشاره به رشد جمعيتي ۴درصدي «سيارديون»- در مقابل رشد ۷/۱درصدي اشكنازي ها- معتقدند به زودي- تا سال ۲۰۲۵- اسرائيل به سيطر ه يهوديان روس تبار در مي آيد و اين ماهيت صهيونيسم را از ايدئولوژيك به سياسي دگرگون مي كند. تظاهرات دو روز پيش سيارديون اگر چه به بهانه وضع بد اقتصادي و مشكل تامين مسكن براي جوانان انجام شد ولي بيش از اين ها جدالي براي پذيرش روس تبارها در ساختارهاي كلان حكومت اسرائيل به حساب مي آيد در عين حال نمي توان گفت كه همه آن هايي كه در تظاهرات دو روز پيش به خيابان آمدند و عدد آنها به چند صد هزار نفر مي رسيد همه روس تبار و يا طرفداران اسرائيل بيتنا بوده اند اما مي توان گفت اين حزب و آن تيره يهودي متشكل ترين و شناخته شده ترين گروه شركت كننده در تظاهرات تل آويو و… بوده اند.
۴- در اين تظاهرات نقش دستگاه هاي اطلاعاتي و جاسوسي روسيه هم مورد سؤال واقع شد. اين البته درست است كه از يك سو روسيه از بهبود شرايط زندگي و موقعيت سياسي روس تبارها حمايت مي كند و نيز ترديدي وجود ندارد كه كرملين از به حاشيه رفتن در تحولات بين المللي و منطقه اي ناراضي است و اين نارضايتي را هم به شكل هاي مختلف بروز داده است ولي نبايد اين نكته را ناديده گرفت كه جريان شركت كننده در تظاهرات عمدتاً يك جريان افراط گر است كه بيش از آنكه با روسيه- و پوتين و مدودف- همگرا باشد با آمريكا همگرايي دارد با اين وصف بايد از كساني كه اين را يك طراحي روسي به حساب مي آورند، خواست كه اسناد روشني ارائه دهند البته مي توان ردپايي از اتهام سازي عليه روس ها در تبليغات دولت غاصب اسرائيل مشاهده كرد ولي اين ادعا بدون ارائه سند ارزش نخواهد داشت.
۵- برخلاف آنچه وانمود شده، اقتصاد جايگاه اول را در اين تظاهرات نداشته كما اينكه در تحولات منطقه عربي نداشته است اما رژيم اسرائيل تلاش زيادي كرده تا اين اعتراضات اقتصادي ديده شوند. يك آمار بيان گر آن است كه روس تبارها طي دهه گذشته از نظر اقتصادي وضع بهتري پيدا كرده و تعداد بيكاران آنها كاهش يافته است. دولت نيز طي ماههاي اخير توجه ويژه اي به بهبود زندگي آنان كرده كه يك قلم آن اختصاص ۰۰۰/۵۰ شيكل- ۱۲۵۰۰ دلار- به هر جوان براي ساخت مسكن بوده است با اين وصف مي توان گفت اگر چه بطور كلي شرايط اقتصادي رژيم غاصب طي دو سال اخير- و با آغاز بحران مالي غرب- مناسب نيست ولي اعتراضات مخالفان فراتر از جنبه اقتصادي است. دامنه اين خواسته ها تا آنجاست كه «گيلي كوهن» نويسنده سرشناس هاآرتص يك ماه پيش و زماني كه هنوز از اين اعتراضات خبري نبود نوشت: «شك نكنيد يهوديان روسيه به زودي قدرت را در اسرائيل از آن خود خواهند كرد.» مركز مطالعات ميان رشته اي هرتزليا نيز ماه پيش نوشت ۸۴ درصد روس تبارها از زندگي در سرزمين- اشغال شده توسط- اسرائيل رضايت دارند. اين نبرد از شكاف عميق سياسي و عقيدتي در درون رژيم صهيونيستي خبر مي دهد و به احتمال بسيار زياد طي ماه هاي آينده با خشونت بيشتر ادامه مي يابد.
۶- يكي ديگر از جنبه هاي مبارزه كنوني در درون سرزمين هاي اشغالي، چالش بر سر نقش مذهب است. رژيم صهيونيستي در اين باب به يك تناقض شديد دچار است. «رژيمي شديدا سكولار با شعارهايي شديدا مذهبي»! رژيم غاصب اسرائيل از زماني كه تاسيس شد تلاش كرد تا از دخالت مذهب در اداره حكومت جلوگيري كند و در عين حال سران صهيونيست همواره بنام اين كه بازگشت! يهوديان به اسرائيل يك وظيفه ديني است به گسيل يهوديان به فلسطين مبادرت ورزيده اند و اين موضوعي است كه امروزه به يك مسئله اساسي تبديل شده است. حكومت اسرائيل عميقا بر بنيان هاي غيرمذهبي استوار است و نسل جديد اين رژيم هم بشدت سكولار بوده و علاوه بر آن علاقه چنداني به موجودي با هويت ايدئولوژيك و نژادپرستانه بنام اسرائيل ندارد اين در حالي است كه نسل قديمي اسرائيل طي سه دهه گذشته به مرور به سوي مذهب گرايش پيدا كرده و سعي كرده اند براي رفتارها- و شكست هاي- خود توجيه مذهبي بياورند. يك آمار بيانگر آن است كه بخصوص پس از جنگ ۳۳ روزه شمار كساني كه در ارتش، تلمود قرائت مي كنند رو به فزوني گذاشته و نگراني رهبران اسرائيل را در پي داشته است. نيروهاي جوان تر و نيز روس تبارها روي زندگي رفاهي تاكيد فراواني دارند و از اين نظر راست گرايند و در عين حال با دين خصومت مي ورزند و از اين نظر چپگرايند! يكي از افراد اين طيف- اتيست- مي گويد: «همانند ۸۰درصد از اسرائيليان، من معمولا خود را به عنوان يك ملحد در نظر مي آورم و به ندرت به ياد مي آورم كه در كنيسه اي حاضر شده باشم. ما مذهبي نيستيم و در عين حال نمي دانيم از نظر سياسي چه هستيم» در واقع مشكل عمده رژيم صهيونيستي اكنون اين است كه آرمان هايي كه براساس آن در كنفرانس بال سوئيس- ۱۸۹۷ م- پروتكل هاي صهيونيسم بنا شد و رهبران اين رژيم در فاصله آن كنفرانس تا همين سالهاي اخير روي آن ها تاكيد كرده اند، ارزش خود را از دست داده اند و رژيمي كه شديدا به بنيان هاي- ساختگي- فلسفي خود متكي بوده را بي بنيان كرده است. از اين رو «اتيان هابر» پژوهشگر دانشگاه تل آويو با اشاره به تظاهرات دو روز گذشته در آحارانوت- سوم اوت ۲۰۱۱- نوشت: «اين تظاهرات سبب مي شود كه دولت از پيگيري مسايل اصلي خود باز بماند و رقباي اسرائيل ميدان را به دست بگيرند.» يكي ديگر از تحليلگران صهيونيستي دو روز پيش گفته است اسرائيل بايد ميان دولت ايدئولوژيك- تاكيد بر ارزش هاي صهيونيزم- و دولت رفاهي يكي را انتخاب كند و حال آن كه انتخاب هر كدام به نابودي اسرائيل منجر مي شود چرا كه غلبه بر اسرائيل غيرايدئولوژيك بسيار آسان است و ايدئولوژي هم اينك در ميان يهوديان طرفدار چنداني ندارد.

mostajar

لینک کوتاه : https://mostajar.com/?p=1406

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.