2

برداشتی از وصیت امام خمینی

  • کد خبر : 1234
  • ۰۴ تیر ۱۳۹۰ - ۶:۴۳

ما مفتخريم كه «باقرالعلوم» بالاترين شخصيت تاريخ است و كسي جزخداي تعالي و رسول – صلي الله عليه و آله – و ائمه معصومين – عليهم السلام – مقام او را درك نكرده و نتوانند درك كرد، از ما است . و ما مفتخريم كه مذهب ما «جعفري» است كه فقه ما كه درياي بي […]

ما مفتخريم كه «باقرالعلوم» بالاترين شخصيت تاريخ است و كسي جزخداي تعالي و رسول – صلي الله عليه و آله – و ائمه معصومين – عليهم السلام – مقام او را درك نكرده و نتوانند درك كرد، از ما است .
و ما مفتخريم كه مذهب ما «جعفري» است كه فقه ما كه درياي بي پايان است، يكي از آثار اوست. و ما مفتخريم به همه ائمه معصومين عليهم صلوات الله – ومتعهد به پيروي آنانيم  .
ما مفتخريم كه ائمه معصومين ما – صلوات الله و سلامه عليهم – در راه تعالي دين اسلام و در راه پياده كردن قرآن كريم كه تشكيل حكومت عدل يكي ازابعاد آن است ، در حبس و تبعيد به سر برده و عاقبت در راه براندازي حكومت هاي جائرانه و طاغوتيان زمان خود شهيد شدند. و ما امروز مفتخريم كه مي خواهيم مقاصد قرآن و سنت را پياده كنيم واقشار مختلفه ملت ما در اين راه بزرگ سرنوشت ساز سر از پا نشناخته، جان و مال و عزيزان خود را نثار راه خدا مي كنند .
ما مفتخريم كه بانوان و زنان پير و جوان و خرد و كلان در صحنه هاي فرهنگي و اقتصادي و نظامي حاضر، و همدوش مردان يا بهتر از آنان در راه تعالي اسلام و مقاصد قرآن كريم فعاليت دارند؛ و آنان كه توان جنگ دارند، درآموزش نظامي كه براي دفاع از اسلام و كشور اسلامي از واجبات مهم است شركت، و از محروميت هايي كه توطئه دشمنان و ناآشنايي دوستان از احكام اسلام و قرآن بر آنها بلكه بر اسلام و مسلمانان تحميل نمودند، شجاعانه و متعهدانه خود را رهانده و از قيد خرافاتي كه دشمنان براي منافع خود به دست نادانان و بعضي آخوندهاي بي اطلاع از مصالح مسلمين به وجود آورده بودند، خارج
نموده اند؛ و آنان كه توان جنگ ندارند، در خدمت پشت جبهه به نحو ارزشمندي كه دل ملت را از شوق و شعف به لرزه در مي آورد و دل دشمنان وجاهلان بدتر از دشمنان را از خشم و غضب مي لرزاند، اشتغال دارند. و ما مكررديديم كه زنان بزرگواري زينب گونه عليها سلام الله – فرياد مي زنند كه فرزندان خود را از دست داده و در راه خداي تعالي و اسلام عزيز از همه چيز خودگذشته و مفتخرند به اين امر؛ و مي دانند آنچه به دست آورده اند بالاتر از جنات نعيم است ، چه رسد به متاع ناچيز دنيا .
 
اسم مبارك آن بزرگوار محمد، و لقب مشهور او باقر است كه حضرت رسول (صلي الله عليه و آله و سلم) آن حضرت را طي رواياتي به اين لقب ملقب فرمود. كنيه مشهور آن حضرت، ابي جعفر و عمر مبارك ايشان ۵۷ سال بود. امام باقر دو امتياز در ميان ائمه- عليهم السلام- دارد. اول، جد پدري ايشان امام حسين (عليه السلام) و جد مادري آن حضرت امام حسن (عليه السلام) است. امتياز ديگر آنكه وي پايه گذار انقلاب فرهنگي شيعه محسوب مي شود. گرچه انتشار معارف شيعه به دست امام صادق (عليه السلام) صورت گرفت ولي به دست امام باقر پايه گذاري شد. در دوران امام باقر (عليه السلام) دولت بني اميه رو به زوال بود، مردم از آنها متنفر بودند. به علت وجود كسي چون عمربن عبدالعزيز، كه علاوه بر اينكه نفع بزرگي براي شيعه داشت ضرر بزرگي نيز براي بني اميه داشت و اختلاف شديدي كه در ممالك اسلامي پديد آمده بود و هر كسي از گوشه اي قيام مي كرد، خلفا به سرعت تغيير مي كردند، چنانكه در مدت امامت امام باقر (عليه السلام) در مدت نوزده سال پنج خليفه روي كار آمدند: وليدبن عبدالملك، سليمان بن عبدالملك، عمربن عبدالعزيز، يزيد بن عبدالملك، هشام بن عبدالملك، پس موقعيت مناسبي براي آن حضرت كه از ظلم بني اميه فارغ شده بود، پديد آورد كه انقلاب علمي را آغاز نمايد و بزرگاني از عامه و خاصه در اطراف ايشان جمع شدند و حقايق اسلام، لطايف اسلام و بالاخره معارف اسلام را منتشر كردند، از اين جهت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به ايشان لقب «باقر» داده است. صاحب لسان العرب مي گويد: امام باقر ملقب به اين لقب است چون شكافنده علم است، پايه علوم اسلامي را شناخت و فروع آن را درك فرمود و آن را توسعه داد و ريشه تبقر به معني توسعه است. عامه و خاصه نقل مي كنند كه رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به جابربن عبدالله انصاري فرموده است: اي جابر، تو زنده مي ماني، مردي از اولاد حسين را كه نامش محمد است ملاقات مي كني كه او علم انبيا را مي شكافد. هنگامي كه او را ديدي سلامم را به او برسان. (چهارده معصوم عليهم السلام، آيت الله مظاهري، ص ۸۴. (
 
مسلمانان از نظر فقهي و مسائل عملي و فروع دين، مذاهب و روش هاي مختلفي پيدا كرده اند كه شامل مذهب جعفري يا شيعه دوازده امامي، حنفي، شافعي، مالكي، حنبلي و بعضي مذاهب ديگر مي شود. ابوحنيفه و مالك بن انس كه رؤساي مذاهب حنفي و مالكي هستند هر كدام محضر امام جعفر صادق (عليه السلام) را درك كرده و از علوم ايشان بهره گرفتند چنانچه مالك گفت: «من فاضل تر، متقي تر و شريف تر از جعفربن محمد كسي را نديدم. و ابو حنيفه كه دو سال توفيق درك حضور آن حضرت را داشت هميشه مي گفت: «اگر آن دو سال نبود من هلاك مي شدم.» از نظر جمعيت، بيشترين مسلمانان اهل سنت پيرو مذهب حنفي اند كه در پاكستان، افغانستان، شرق ايران، تركمنستان، تركيه و تاجيكستان زندگي مي كنند. بعد از آن شافعي ها هستند كه در مصر، عراق و غرب ايران هستند. حنبلي ها در عربستان و مالكي ها درعراق و ديگر كشورها پراكنده اند. شيعه در ديدگاه ها و افكار امام علي (عليه السلام) و ديگر ائمه اهل بيت (عليهما السلام) ريشه دارد كه اصول آن، مخصوصاً در زمان امام محمدباقر (عليه السلام) و سپس فرزند ايشان حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) نشر يافته و توسط شاگردان آنها گسترش يافته است. شيخ صدوق در كتاب توحيد، در مورد ريشه، سابقه و تقدّم شيعه مي گويد: «امام علي (عليه السلام) و به پيروي از آن حضرت ديگر ائمه اهل بيت تعليم يافته و درس آموخته مكتب و مدرسه پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله و سلم) هستند. لذا در احاديث و روايت هايي كه از آنها نقل شده است، در اكثر موارد هر امامي از پدرش و جدش تا امام علي (عليه السلام) و سپس از پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله و سلم) نقل مي كنند.» همچنين رجوع كنيد به «عقايد تشيع، درآمدي به آراء شهيد مطهري.» مردم ايران از قرن هاي اول هجري تحت تأثير شخصيت امام علي (عليه السلام) به اهل بيت (عليهما السلام) گرايش داشتند و سرزمين آنها مهد تشيع بود. در طول قرن ها اين گرايش توسط علماي بزرگ شيعه تقويت گرديد تا اينكه در پانصد سال گذشته دين رسمي مردم ايران شيعه اثني عشري (دوازده امامي) بوده است. شيعه در عراق، جنوب لبنان، پاكستان و بعضي كشورهاي ديگر گسترش داشته و جمعيت آنان بيش از دولت نزديك به سيصد ميليون نفر مي باشد.
 
انقلاب اسلامي ايران با رهبري بي نظير امام عارفان حضرت امام خميني (رحمه الله عليه) و تحت تأثير فرهنگ عاشورايي اهل بيت عليهم السلام به منظور تشكيل حكومت و اجراي حدود الهي به پيروزي رسيد. در حقيقت عشق به حسين (عليه السلام) در ميان مردم ايران تفسير اين سخن حضرت رضا (عليه السلام) است كه مي فرمايند: «شيعيان ما، از زيادي سرشت و طينت ما خلق شده و با نور ولايت ما آميخته گشته اند. به همين جهت آنچه به ما رسد و ما را اندوهگين يا شادمان سازد، چنان است كه گويي به آنان رسيده است» (بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۴) در نگاه مردم ايران، انقلاب اسلامي تداوم انقلاب امام حسين (عليه السلام) بود و اميد داشتند تا آن مظلوميت ها و خون هاي به ناحق ريخته شده، زمينه ساز حكومت جهاني حضرت مهدي (عج الله تعالي) شود. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي صحنه هاي شهادت و ايثار ابواب گسترده اي پيدا كرد و امت امام در امتحانات سختي قرار گرفتند كه نتيجه آن به شهادت رسيدن بيش از ۲۰۰ هزار نفر از فرزندان آنها بود، و اين، نتيجه طوفاني بود كه عشق به حسين (عليه السلام) در وجود مردم ايران ايجاد كرده بود، حضور خالصانه اي كه يادآور اين سخن امام حسين (عليه السلام) بود كه مي فرمايند: « من شهيد اشك هاي جاري هستم، ياد و نام من نزد هيچ انسان با ايماني برده نمي شود، جز اين كه طوفاني از حزن و اندوه در دلش پديدار مي گردد و بر آنچه بر من، در راه حق و عدالت رسيد، مي گريد.» (بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۴(
 
حضرت امام (رحمه الله عليه) در اولين فراز ورود به مسايل اجتماعي دوران معاصر در اين وصيت نامه، اشاره به نقش زنان در صحنه هاي مختلف نموده، حتي حضور بعضي از آنها را بهتر از مردان ارزيابي كرده اند. آيا اين بهترين دليل بر پوشالي بودن ادعاهاي ليبرال دموكراسي غرب و وابستگان فكري آنها مبني بر بي توجهي اسلام به زن در جامعه نيست؟ امام راحل (رحمه الله عليه) در جاي ديگري در تبيين نقش زنان در دفاع مقدس مي فرمايند: «شما در تاريخ نگاه كنيد از صدر تاريخ تا آخر اگر پيدا كرديد يك جايي را كه زن ها و زن هاي جواني كه حالا بايد فرض كنيد كه بروند سراغ جواني شان، و پيرزنش، پيرمردش، پير زنش اين طور كوشش كند در اينكه پشتيباني از ارتشش بكند، پشتيباني از پاسدارهايش بكند. شما كجا، اگر داريد سراغ بگوئيد ما هم بفهميم. كجا شما همچو چيزي داريد كه دوش به دوش مردها و پاسدارها و ژاندارمري و ارتش و همه قواي مسلح، دوش به دوش اينها زن ها هم همراهي بكنند؟ صحيفه نور، ج ۱۳، ص ۱۳۵٫ حماسه آفريني زنان در عرصه هاي دفاع مقدس نيز بي نظير بود، آنها كه مي توانستند جواني كنند ولي به خاطر خدا از همه زيبايي هاي دنيا گذشتند. و اين صحنه اي است از درياي اخلاص اين امت: « خانم بديعي هم پانزده سال داشت. تنها چهل روز از ازدواجش مي گذشت. وقتي جنازه شوهرش را آوردند، خودش او را كفن كرد. با دستان خودش با دستهايي كه كسي آنها را ندارد يا حتي توان ديدن آنها را». (خرمشهر در جنگ طولاني، نقش زنان در حماسه خونين شهر، ص ۱۳۵(
 
بنگريد به اين فراز از تاريخ انقلاب اسلامي كه تفسير عملي سخن رهبر فقيد انقلاب اسلامي است. يكي از خواهران در بيان خاطرات خود از روزهاي مقاومت در خرمشهر مي گويد: «به هر زحمتي بود خودم را به بيمارستان رساندم. چه مي ديدم؟ زنان و مردان بي دست و پا، پيكرهاي بي سر، پاره هاي گوشت، كودكان زخمي و نيمه جان. مشغول شدم. من كه حتي تحمل ديدن يك جراحت ساده را نداشتم، حالا تا مچ پا توي خون بودم. خواهرم شهناز را ديدم و جلو رفتم. اما او بي توجه به من كار مي كرد. در چهره تمام بچه ها، فقط درد و اندوه بود. مدام زخمي و شهيد مي آوردند. صبح با خواهري براي نماز رفتيم. پشت سر هم مجروح و شهيد مي آوردند. بعدازظهر براي شناسايي شهدا رفتيم. خيلي از مادران و زنان، شهدا را مي شستند. بعضي هم قبر مي كندند. چند روز بعد كه خواهرم (شهناز) شهيد شد و مي خواستيم او را دفن كنيم، جلوي مسجد جامع، برادرم حسين (او هم چند روز بعد شهيد شد) را ديدم. به او گفتم بيا مي خواهيم شهناز را دفن كنيم. گفت: من نمي آيم! عراقيها از دروازه شهر وارد شده اند و جنگ تن به تن شروع شده است. آن جا به من بيشتر احتياج است.
در بهشت شهدا آبي براي غسل دادن خواهرم نبود. آقايي گفت: احتياج به غسل ندارد. در حالي كه گلوله هاي توپ در نزديكي ما فرود مي آمد، مادرم با دستهاي خودش خواهرمرا در قبر گذاشت

mostajar

لینک کوتاه : https://mostajar.com/?p=1234

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.