2

یادم هست که استاد عزیزم…

  • کد خبر : 1037
  • ۳۰ فروردین ۱۳۹۰ - ۱۸:۴۳

یادم هست که استاد عزیزم حضرت آیت الله مجتهدی رضوان الله علیه میفرمودند: یک مسیحی کتاب نوشته و در کتابش این جمله را آورده که : « ما تعجب میکنیم از این که دوستان امیرالمومنین علی علیه السلام از ترس و تقیه و دشمنان امیرالمومنین علی علیه السلام از عناد و دشمنی فضایل مولا را […]

یادم هست که استاد عزیزم حضرت آیت الله مجتهدی رضوان الله علیه میفرمودند:

یک مسیحی کتاب نوشته و در کتابش این جمله را آورده که :

« ما تعجب میکنیم از این که دوستان امیرالمومنین علی علیه السلام از ترس و تقیه و دشمنان امیرالمومنین علی علیه السلام از عناد و دشمنی فضایل مولا را کتمان کرده اند اما مع ذلک کتابهای مختلف پر است از فضایل ایشان»

آری این امام ماست و به او افتخار میکنیم.

هرکس بکسی نازد                                ما هم به علی (ع) نازیم

البته دو دسته از دوستان امیرالمومنین علیه السلام راه را گم کرده اند و به بیراهه رفته اند:

دسته اول کسانی هستند که یادم هست استاد عزیزم از آنها تعبیربه « مـُنـّی » میکرد یعنی کسانی که اگر کسی از دشمنان سرسخت امیرالمومنین علیه السلام بد بگوید و آنها را مورد سرزنش قرار دهد ناراحت میشوند و بتعبیر استاد عزیزم دندان قروچه میروند که چرا به اینها بد میگویید. اینها از اعتدال عقب مانده اند و کُند در این مسیر حرکت کرده اند.

دسته دوم هم کسانی هستند که تُندتر از خودِ اهل بیت علیهم السلام و جلوتر از ایشان در این مسیر راه میروند که ما از آنها تعبیر به صوفی یا دراویش و اهل حق و مذهب هم از آنها تعبیر به غالی کرده است. آنها هم کسانی هستند که مثلا امیرالمومنین علی علیه السلام را برخی خدا میدانند و برخی فرشته و … و در تعابیر و تعاریفشان از مولای متقیان زیاده روی و تندروی کرده اند که معمولا هم اینگونه افراد در همین دنیا در آخر کار عاقبت بخیر نشده اند.جالب این است که خودِ امیرالمومنین علیه السلام در زمان خود مفصّلاً با اینگونه افراد برخورد میفرمودند و حتی در چند مورد هم دارد که آنها را کُشتند تا درس عبرتی برای دیگران شود. استاد عزیزم هم موارد بسیاری نقل میکرد و حقیر هم خودم بسیار دیده ام که برخی از این افراد در آخر عمر نماز و روزه و بقیه احکام اسلام را ترک کرده اند و بمردم هم میگویند ما چون واصل شده ایم دیگر نیاز به عبادات نداریم.

بازهم دراین مورد استاد عزیزم میفرمود:

« به درویشی که دیگر نماز را ترک کرده بود گفتند مولایی که شما دم از او میزنید شبانه روز هزار رکعت نماز میخواند و در لحظه آخر هم در محراب عبادت بشهادت رسید شما پس چرا نماز را ترک کرده اید؟ گفت: آخر او میتوانست خودش را در نماز نگه دارد اما ما نمیتوانیم و روح از بدنمان خارج میشود»

و با این جملات پوچ و بی معنا که با اصل دین ما سازگار نیست سر خود را کلاه میگذارند و مردم را هم گمراه میکنند.

دوستان عزیزم باید خیلی حواسمان جمع باشد که اولاً در هر مسیری راه اعتدال را بپیماییم و افراط و تفریط را کنار بگذاریم و ثانیا مطابق احکام اسلام عمل کنیم و گول حرفهای پوچ و ظاهرفریب اینگونه افراد شیّاد که شاید برخی اوقات هم در لباس مقدس روحانیت ظهور پیدا کنند را نخوریم و همیشه از مراجع تقلیدمان بپرسیم و از آنها پیروی نماییم

لینک کوتاه : https://mostajar.com/?p=1037

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.