3

کلاهبرداری سیاسی

  • کد خبر : 987
  • ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۰ - ۱۴:۰۶

    ماجرا بالا گرفته است .آقای احمدی نژاد انبساط خاطر پیدا می کند .  ایشان در جلسه هیئت دولت می گوید: بحث‌های شنیده شده در خصوص رمال دردولت باعث     ا نبساط خاطر شد. اگر بنا باشد رمال و جن‌گیر کارایی داشته باشند چرا آنان کاری برای خودشان نمی‌کنند.     .دانلودصدا رییس قوه قضاییه […]

    ماجرا بالا گرفته است .آقای احمدی نژاد انبساط خاطر پیدا می کند .  ایشان در جلسه هیئت دولت می گوید: بحث‌های شنیده شده در خصوص رمال دردولت باعث

    ا نبساط خاطر شد. اگر بنا باشد رمال و جن‌گیر کارایی داشته باشند چرا آنان کاری برای خودشان نمی‌کنند.

 

 

.دانلودصدا

رییس قوه قضاییه بر دستگیری مرتبطان جن تأکید می کند:ومی گوید :از امام صادق (ع) نقل شده است که فرموده‌اند «آيه الکذّاب أن يُخبِرَک خَبَر السماء و الارض و المشرقِ و المغربِ فاذا سألته عن حرام الله و حلاله لم يکن عنده شي». اين روايت عجيبي است. اين روايت در کافي (جلد دوم صفحه ۳۴۰ )آمده است و مي‌فرمايد نشانه آدم دروغگو اين است، از آسمان و زمين و از مشرق و مغرب به شما خبر مي‌دهد اما وقتي از او راجع به حلال و حرام خدا مي‌پرسي هيچ چيز در کفش نيست.
وي تاکيد کرد: اين رمال‌ها و جن‌گيرهايي که قوه قضاييه با آنها برخورد کرده، مصداق همين روايتند.

سخنگوی قوه قضاییه ودادستان کل کشور هم می گوید:در مورد افرادی که گفته می شود با عنوان رمال، پیشگو و جن‌گیر دستگیر شده اند این موضوع صحت دارد و دادستان با عنوان مدعی العموم وارد شده و پرونده در حال مراحل مقدماتی است .

سردار احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی می گوید:توجه برخی مردم به رمالی و جن‌گیری در حال افزایش است که این نشان از ساده‌اندیشی برخی افراد دارد و پلیس با چنین ناهنجاری‌هایی به نحو مطلوب برخورد می‌کند.

آسیب شناسان اجتماعی معتقدند رمالان زندگی عجیب و گسترده‌ای دارند. آنها در زندگی فردی و اجتماعی افراد سرک می ‌کشند و هر آنچه را از ذهن و ضمـیـرشان می‌تراود به عنوان آینده بینی و راه حل مشکلات، پیش روی مخاطب قرار می‌دهند ؛ نسخه‌های عشق و عاشقی می‌پیچند و در زندگی زناشویی خانواده‌ها مداخله می‌کنند و گاه نقشی محوری را – به غلط – در برخی جدل‌های خانوادگی ایفا می‌کنند.

جرمی به نام رمالی

از نگاه قانون، رمالی هرگونه اقدام به رمالی و جن‌گیری و فالگیری جرم محسوب می‌شود و مطابق بند ۱۸ ماده ۳ آیین‌نامه قانون مصوب سال ۱۳۲۴ کسانی که از طریق رمالی و پیشگویی در مغازه و منزل اقدام به فریب مردم نمایند و این کار را به عنوان کسب و پیشه خود قرار دهند، مرتکب جرم شده و قانون بــرای ایــن افـراد زندان و جزای نقدی پیش‌بینی کرده است. اگر این افـراد بـا فـالـگـیـری و رمالی مرتکب کلاهبرداری نیز شوند، علاوه بر مـجـازات ذکر شده به عنوان کــلاهــبــردار نیز تحت تعقیب قضایی قرار می‌گیرند.

سید محمد تقی محصل همدانی، حقوقدان ، در زمینه مجرمانه خواندن فعالیت‌های فالگیران، رمالان و کف‌بینان معتقد است: از آنجا که این اعمال فعالیت‌های مجرمانه‌ای هستند خود به اعمال مجرمانه دیگری از قبیل رابطه نامشروع، طلاق، قتل، ضرب و جرح و… دامن می‌زنند، اما برای تعیین معیار جرم این افراد باید دید که پیامد و نتیجه نهایی چنین عملی با کدام یک از مصادیق جرم در قانون مطابقت دارد تا این تبعات به فراخور نوع جرم ارتکابی مستوجب کیفر و مجازات افراد خاطی شود. ‌وی می‌گوید : از آنجا که این افراد به فالگیری خیابانی می‌پردازند ، به امور واهی پرداخته و مردم را مـی‌تـرسانـنـد یا به امور غیرواقعی امیدوار می‌کنند ، می‌توانند به عنوان کلاهبردار تحت تعقیب قرار گیرند و حتی اگر کارشان در سطح گسترده‌ای باشد ، باعث اخلال در امنیت روحی و روانی خانواده‌ها خواهد شد.

حال با این توضیح به مطالب مطرح شده در این زمینه در برخی روزنامه ها و سایتها اشاره می کنیم :

 کیهان در گزارشی به برخی از تخلفات حلقه حامیان رئیس جمهور پرداخت.در بخشی از این گزارش آمده است.

*فعالیت گسترده و مشکوک چهار گروه «فرقه های رمالی، عرفانی، رسانه ای و رانتخوار» در حاشیه جریان انحرافی متصل به مسئولین ارشد دولت باعث ایجاد گمانه ها و اظهارنظرهایی شده است.

*این سه جریان که به موازات هم نقش زیادی در حذف نیروهای انقلابی، درگیری بین قوا و رواج عقاید انحرافی و شبه ناک داشته توانسته است با رانت دولتی برخی از مناصب حکومتی را به نفع خود مصادره کند.

*چندی پیش نیروهای اطلاعاتی نسبت به مراودات یک جریان خاص انحرافی در دولت با برخی از رمالان و جن گیرها مطلع می شوند و یکی از این افراد به نام «عباس.غ» را دستگیر می نمایند. وی ضمن اعتراف ارتباط با برخی از مسئولین دولتی که مسئولیت جریان انحرافی را برعهده دارند به برخی از فعالیتهای خود برای این جریان پرده برمی دارد.در همین حال این جریان انحرافی با فشار به مسئولین این نهاد امنیتی و معرفی او به عنوان کسانی که مانع از فعالیت دولت در عرصه های مختلف می شود! و از رئیس جمهور می خواهند که شخصا مساله را پیگیری و خواهان آزادی عباس.غ شوند.اما این نهاد امنیتی بدون توجه به فشارها و بدگویی های سیاسی عملیات شناسایی اعضای شبکه جریان انحرافی و مرتبطین با آنها را آغاز کرده است و کلیه فعالیتهای آشکار و پنهان این جریان را تحت رصد قرار می دهد.

*نگاهی به برخی اظهارات چهره های جریان انحرافی نشانگر غوطه ور بودن آنها در یک فرقه خاص است. در این زمینه یکی از چهره های برجسته این جریان در برخی از مناسبات سیاسی از توان شیطانی و غیرشرعی این افراد استفاده کرده و برنامه ها، تصمیمات و راهبردهای اساسی خود را براساس توصیه های غیرشرعی آنان تنظیم می کردند.

* همچنین گروهی که تحت عناوین دروغین عرفان و نزدیکی به امام زمان(عج) تحت حمایت جریان انحرافی بودند شناسایی و دستگیر شدند. یکی از سرکردگان این جریان انحرافی «علی. ی» است که دارای ارتباطات پنهان فامیلی، قومی و رانت جویانه با برخی از مسئولین جریان انحرافی است، این فرد که به عنوان ایدئولوگ این فرقه فعال بوده انتصاب اخیر یکی از افراد در پست های دولتی را زمینه ساز تشکیل دولت انتظار ارزیابی کرده است.

* این جریان انحرافی همچنین از یک پشتوانه رسانه ای قدرتمند که به شخص اول این جریان متصل بوده است بهره مند است.این جریان رسانه ای با عضوگیری و شناسایی نیروهای توانمند در عرصه اطلاع رسانی اقدام به ارسال اخبار و اطلاعات با تکنیک های متعدد رسانه ای کرده اند.تیم رسانه ای آقای «میم» به گونه ای است که حتی فعالیت سایت های مختلف علیه «میم» را نیز مغتنم شمرده و به نفع وی ارزیابی می نمایند و معتقد هستند که این مسائل منجر به افزایش محبوبیت وی می شود و انجام این اقدامات تخریبی و یا پخش مطالبی مبنی بر شرکت وی در مجالس و جلسات غیرمتعارف باعث ایجاد محبوبیت وی نزد گروهها و اقشار مختلف اجتماع خواهد گردید.

* چهارمین گروهی که درجریان انحراف فعالیت می کند؛ رانتخواری یا فعالیت های اقتصادی غیر قانونی است، فعالیتهای مفسدانه این گروه اگرچه از مدتها قبل در دستور کار قوه قضائیه بوده است اما فشارها و اعلام نفوذها مانع از اعمال مجازات و یا رسانه ای شدن آن شده است.علاوه بر موارد فوق سایت «الف» وابسته به احمد توکلی رئیس مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی در گزارشی به افشای «رانتخواری بزرگ در شرکت خصوصی متصل به حلقه قدرت- ثروت» پرداخت و نوشت: شرکت سرمایه گذاری میراث فرهنگی و گردشگری ایران مشهور به سمگا با سرمایه ۲۰ میلیارد تومان به ثبت رسیده و تأسیس شده است، ظرف مدت کوتاهی توانسته ۶ شرکت اقماری بزرگ تأسیس کند. یکی از شرکت های مولود سمگا، بانک جدیدالتأسیس «گردشگری» است که در بدو تولد، سرمایه آن از ۲۰۰ میلیارد به ۶۰۰ میلیارد تومان افزایش پیدا کرده است.

*اسفندیار رحیم مشایی و حمید بقایی جزو اولین سهامداران شرکت سمگا بوده اند و مدیرعامل این شرکت، مهدی جهانگیری، معاون سابق مشایی در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری است. جهانگیری همان کسی است که در سال ۸۷ پس از ماجرای مشهور حمل قرآن با موسیقی و دف، تحت فشار علما و اقشار متدین ناچار به استعفا شد.جهانگیری پس از استعفا از معاونت سازمان میراث فرهنگی و جهانگردی، شرکت خصوصی سمگا را تأسیس کرد و با حمایت ویژه دولت، همکاری مالی حداقل ۱۰ بانک، مؤسسه مالی و شرکت سرمایه گذاری را جلب کرده است. این شرکت ابتدا قرار بود با عنوان «صندوق سرمایه گذاری میراث فرهنگی و گردشگری» فعالیت کند، اما بعداً به نام «شرکت سرمایه گذاری میراث فرهنگی و گردشگری- سمگا» تغییر نام داد.اسفندیار رحیم مشایی، حمید بقایی (رئیس و معاون وقت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری) و مهدی جهانگیری (معاون مستعفی مشایی) در مراسم آغاز پذیره نویسی شرکت خصوصی سمگا، ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ شرکت کرده و سهامدار آن می شوند. همان روز ۵۰ درصد و طی ۴ روز بعد، ۱۰۰ درصد سهام عرضه شده شرکت سمگا توسط بانکها، مؤسسات سرمایه گذاری و فردا مطلع، خریداری شد و پذیره نویسی سمگا قبل از موعد پیش بینی شده به پایان رسید.

خبرگزاری فارس نیز خبر داد :

رهبر فرقه کیهانی با اتهام ارتداد ساب‌النبی و افساد فی‌الارض به دادسرای اوین احضار و بازداشت شد .  
  
بنابر اعلام مراجع ذی‌ربط نامبرده دارای سوابق گروهکی بوده و مدعی عرفان اسلامی – ایرانی می‌باشد. همچنین ادعای درمان بیماران با اتصال به روح‌القدس فرادرمانی را دارد، وی همچنین در تسخیر اجنه فعالیت دارد.

فرقه کیهانی طی ۲ سال گذشته همچنین ۲ فقره ترور تشکیلاتی داشته که شاکیان پیگیر شکایت خصوصی از وی هستند .

در سایت شفاف مطالبی به همراه سند منتشر شده است که عیناً در ذیل ایفاد می‌گردد.

«… داستان از زمانی آغاز می شود که “ع ـ غ ” که علاوه بر آشنایی بر فن حجامت به رمالی نیز آشنایی داشته در حدود بیست سال پیش به اهواز می رود تا مشکلی از یک نفر را به اصطلاح خود حل کند . اما ۶ ماه در آنجا می ماند کاری از پیش نمی برد تا اینکه متوجه می شود فرد رمال دیگری که چیره دست تر از اوست در مقابلش قرار دارد . او با رمال مقابل قرار ملاقات می گذارد و در این دیدار متوجه شیطان پرستی وی می شود .
در همان جلسه چون به شدت شیفته مشهور شدن و انجام دادن کارهای عجیب بوده است تصمیم میگیرد خود نیز به آیین شیطان پرستی در آید و اهانت های بی شماری به مقدسات اسلامی می کند تا به مرور از مسلمان بودن به وادی ارتداد و کفر و شیطان پرستی وارد شود . 
 اما چند سال بعد وصی وی متوجه رفتارهای واقعی او می شود و به او هشدار می دهد که بعد از سال ها زندگی و دوستی با او متوجه همه واقعیات شده و تصمیم دارد به دوستان نزدیکشان این موضوع را اطلاع دهد . “ع ـ غ ” نیز در اقدامی که فرار به جلو و پیش دستی محسوب می شده خودش دست به کار می شود و متنی را می نویسد و برای دوستان نزدیکش می فرستد . بعد از آن ماجرا برخی از آن دوستان به صورت کامل با وی قطع ارتباط می کنند اما به خاطر برخی توانایی هایی که به واسطه رمالی و شیطان صفتی این فرد در او سراغ داشته اند دچار ترس و اضطراب می شوند و حاضر نمی شوند جایی از واقعیات سخن بگویند .
کما اینکه هم اکنون و پس از بازداشت نامبرده و افشای برخی مفاسدش نیز برخی سایت های نزدیک به جریان انحرافی با انتشار شایعاتی چون سکته بازجوی ” ع ـ غ ” سعی در ایجاد ترس و وحشت در برخی آسیب دیدگان کرده اند و هنوز هم برخی از افرادی که با ماهیت وی آشنایی دارند به صراحت می گویند ما از عواقب سخن گفتن درباره وی می ترسیم و حاضر نیستیم حرفی بزنیم .
اما وصی سابق ” ع ـ غ ” که به کشوری دیگر رفته است حاضر به افشاگری علیه وی می شود و برخی از مستندات و دست خط وی را در اختیار سایت شفاف قرار می دهد. او همچنین اصرار دارد که بازجویان وی حتما موقع بازجویی قرآن پخش کنند تا این فرد شیطان صفت خلع سلاح شود . 
 اما نامبرده در ۱۶ فروردین ماه سال ۱۳۸۱ در نامه ای به چهار تن از دوستان نزدیکش هویت واقعی خود را اینگونه معرفی کرده است ( همان نامه ای که سال ها دوستانش به واسطه ترس از عواقبش حاضر به افشای آن نبوده و بعضا هنوز نیز نیستند) 
” به نام همه پلیدی ها که شناخته و تجربه کرده ام 
تصویر مربوط به اینجانب صاحب دستخط این ورقه معرفی نامه ” ع ـ غ ” فرزند علی به شماره شناسنامه بیست و سه صادره از شمیران متولد ۱۳۳۲ ساکن رستم آباد اختیاریه از شصت سال پیش تا کنون که در کوچه …. پلاک … می باشد . پدرم از باج خورهای قلعه سی متری و مجهول النسب فاقد اصالت و شناسایی پدر و مادر خود بوده که بنا به اقتضاء موقعیت باج خوری بعد به استخدام پاسبانی و ادامه فعالیت های خلاف زندگی فاسدی را با انتخاب مادرم که یکی از فواحش قلعه بدنام بوده و حتی فرزندان خود را از همبستری با مردان محله به دنیا آورده طوری که حرامزاده های موسوم به خواهرانم در اثر فقر اشتغال به فحشاء داشته و برادرهای آنان هم از طریق سرقت و کلاهبرداری امرار معاش و خودم هم به همین طریق بوده ایم . تا با سقوط رژیم پهلوی و اجبار فرهنگی مادر و خواهرهایم در حجاب رفته و خانه نشین شدند و ما هم منافقانه تظاهر به دین داری نمودیم … “

وصی وی مدعی است که “ع ـ غ ” بعد از مدتی با آقای “ر” که هم اکنون از مقامات جریان انحرافی است آشنا می شود و بعدا از طریق وی با برخی دیگر از مقامات مشهور جریان انحرافی آشنا می شود . 
به ادعای وصی وی ، این مقامات جریان انحرافی گاهی به صورت هفتگی به منزل وی رفت و آمد می کردند و برخی از سخنان جنجالی آنان نیز ناشی از القائات خاص وی می باشد . 
اینکه چگونه فردی شیطان صفت توانسته خود را به برخی مقامات نزدیک کند شاید کار چندان دشورای نباشد . چرا که گفته می شود نامبرده برغم باطن شیطان صفتش ظاهری کاملا متفاوت دارد و مدعی است که حافظ کل قرآن و نهج البلاغه نیز می باشد و در برخی محافل به تفسیر آیات قرآن نیز می پرداخته است . اما آنچه مسلم است تمام این رفتارها در واقع برای نزدیک شدن به مومنین و ضربه زدن به دین خدا از طریق انحرافات آنان بوده است . کما اینکه نامبرده دچار مفاسد متعدد اخلاقی نیز می باشد و در نزد دوست بسیار نزدیکش که اکنون وصی نیز هست ، از سخیف ترین ادبیات جنسی استفاده می کرده است .   
همچنین یکی از دوستان دیگر وی که نخواست نامش فاش شود نیز به طور خلاصه  گفت:وي يك فالگير و رمال است كه  ادعا مي كند با اجنه در تماس است و مردم براي پيدا كردن اشيا گم شده و يا خبر گرفتن از آينده به وي مراجعه مي كنند و حلقه انحرافي نيز با وي در تماس است و از پيشگويي هاي وي بهره مي برد.
وي همچنين درباره شايعه يهودي بودن ع.غ گفت: به نظر مي رسد وي مسلمان است (ظاهرش را چنین نشان می‌دهد) اما به يهود گرايش دارد و ستاره داوود به گردن مي اندازد . 

سایت شفاف به عنوان نمونه ای از عملکرد این فرد رمال و جن گیر به ماجرای ازدواج وی اشاره می کند: 

خانم رکسانا تحت تاثیر فریب کاری های “عباس غ ” در حالیکه ازدواج کرده بود و دارای همسر بود ، تصمیم به ازدواج با ” عباس غ ” می گیرد.
این دختر بدون در نظر گرفتن تفاوت سنی حدودا سی ساله با ” عباس غ ” و اینکه خودش همسر دارد و شرعا مجاز به هیچگونه ارتباطی با وی نبوده با او ارتباط برقرار می کند و در اسفند ماه سال ۸۰ منزلش را برغم نصیحت ها و اصرارهای فراوان پدر و مادر و خواهران و اقوام ترک می کند و به خانه ” عباس غ ” می رود!

وی همان زمان حاضر به مکتوب کردن خواسته اش می شود و به اتفاق اعضای خانواده اش صورت جلسه ای را امضاء می کند که متن آن به شرح ذیل است:

ازدواج با آقای غ نظر و تصمیم خودم بوده و هیچگونه تحمیلی از طرف کسی به من نشده است . خودم قبول کرده ام و در حضور خواهران و برادرانم …… و خانم … و خانم …. اعلام می دارد که بنا به تقاضای خودم بوده این ازدواج و از این تاریخ حق هیچگونه چیزی اعم از مادی و معنوی را در خانواده آقای …. ندارم . این یادداشت در تاریخ ۲۴/۱۲/۱۳۸۰ ساعت ۷:۱۵ بعد از ظهر در … نوشته شده و پس از امضاء این منزل را ترک می کنم و تمام مسئولیت  عواقب کار به عهده خودم می باشد و تمام وسایلم را برداشته و هیچ دلیل و بهانه ای برای بازگشت به این منزل ندارم و هرگزدر همین زمینه آقای یوسف خ از ایرانیان مقیم آلمان اطلاعات خود را درباره جریان انحرافی و برخی مرتبطان آنها برای سایت شفاف ارسال کرده است که بسیار تاسف برانگیز است . اینکه برغم هشدارهای شدیدالحن مراجع عظام تقلید ، دستگاه قضایی و هشدارهای نظام و مسئولان باز هم عده ای که تحصیل کرده هم هستند فریب تعدادی فریبکار را می خورند تاسف بار است

خانم رکسانا ۲۴/۱۲/۱۳۸۰ منزل را ترک کرده و به منزل ” عباس غ ” می رود اما در تاریخ ۱۱/۲/۱۳۸۱ حکم طلاق از همسر اصلی اش را دریافت می کند. حالا  این سوال مطرح است کدام خداپرستی حاضر به ازدواج و زندگی به دختری جوان است که شوهر دارد و هنوز طلاق نگرفته است ؟! آیا جز این است که با شیادی می توان یک دختر جوان ، ساده لوح و متاهل را فریب داد ؟ جز این است که به دختر گفته است با زن شوهر دار نمی توان رابطه داشت اما من استثنا شده ام و می توانم ؟  آیا

متاسفانه واقعیات فراوانی درباره ” عباس غ ” وجود دارد که انشاالله به مرور منتشر خواهیم کرد و قضاوت را به عهده شما مخاطبان و مردم مسلمان و غیرتمند ایران می گذاریم

اما آقای یوسف خ در نامه ای که برای سایت شفاف ارسال کرده ، نوشته است : 

 

بسم الله النورمن یوسف خ هستم و چند سالی هست که در آلمان در یک پروژه ساختمان سازی انبوه مهندس ناظر هستم .اطلاعات من البته بیشتر درباره  آقای “م” [لیدر جریان انحرافی است ] و خانم دیگری بنام پانته آ […] .

در سالیان قبل حدود سال ۱۳۷۴ من آقای “عباس غ ”  را از طریق فردی بنام غلامعلی […]شناختم . گرهی در کارم افتاده بود و ایشان من را برد منزل فرد دیگری . ایشان را شناختم.  یکسری دعا را با زعفران درکاسه  چینی ای که گفته بود با خودم بیاورم نوشت و بعد گفت با این آب زمزم که در قوطی ای بود ، مخلوطش کن و در سه وعده بخور.  من انجام دادم و دست بر قضا گره از کارمان [احتمالا اتفاقی] باز شد .

 من هیچ وقت به این مسائل اعتقاد نداشتم ولی خب راستش را بخواهید ته دلم کمی لرزید. گذشت و گذشت و من هر از گاهی که به تهران می آمدم – آنزمان من در معدن گل گهر کار میکردم ـ به ایشان هم سری می زدم و جالب اینکه هر بار هم یکجایی بود یک بار در باغی در شهریار و یک بار در شهرری و چندباری هم در خیابان ایران .

هربار هم ایشان دعایی برایم مینوشت . آخرین بار که ایران بودم و می خواستم از ایشان خداحافظی کنم و به آلمان بیایم ایشان را در منزل […]  در خیابان سبلان دیدم . گفت فلانی بیا می خواهم تو را به یکی از خواص معرفی کنم که آقای دکتر[…] بودند .ایشان دو سال بعد […] شدند و من تا آنروز ایشان را اصلا نمی شناختم.  رفتیم در حیاط خلوت همان منزل که دکتر با چند نفری نشسته بود و ظرف اناری هم بود.  آقای ” عباس غ ”  که همه آقا صدایش می کردند من را معرفی کرد و نشستیم.  آقاـ عباس غ ـ  اناری را برداشت ونصف کرد و نصفش را در کیسه  ای گذاشت و نصفش را به دکتر […] داد و گفت این را خودت بخور و این راهم به سید بده . من البته نفهمیدم منظورش از سید کیست ؟ رو به من کرد و گفت : فلانی این انارها  را مولایمان فرستاده  است . خب من هم تحت تاثیر قرار گرفتم و اشکم جاری شد و خلاصه نصف اناری هم خوردم و دعا کردم کار آلمانم درست شود که آقاـ عباس غ ـ  گفت شک نکن همه مشکلاتت حل می شود و البته بطور معجزه آمیزی هم حل شد

همه اینها باعث شد تا من ایمانم به آقای “عباس غ” بیشتر شود .

تا  اینکه سال پیش من برای شرکت در مناقصه ساختمان اجلاس در کیش به تهران آمدم و فرمهارا گرفتم و همان روز هم برای اینکه مشکلم این بار هم حل شود ! گشتم و خلاصه آقا را پیدا کردم!   در محله دیلمان در شهر ری در یک باغچه مانندی ایشان را دیدم و گفتم:  آقا ! این فرمها را تبرک کنید که برنده شوم.ایشان گفت چیست؟ گفتم فلان است و گفت حل شد کارت!

 همان لحظه پرسیدم چرا؟  گفت الان می بینی تو از خواصی ! خلاصه کمی که نشستم دیدم آقای “م” از اتاقی آمدند بیرون با دشداشه ای سفید و بلند . “عباس غ” با ایشان حرف زد و ایشان آمد نشست کنار من و حرف زدیم و خلاصه گفت فردا بیا به  آدرسی واقع در شمال تهران کنار مدرسه و سفارت ایتالیا . آپارتمانی بود و رفتیم و نشستیمایشان گفت کارتان انجام می شود ، اما باید سهم امام(ع) را هم بدهید! که پرسیدم چقدر؟  گفت پانصد هزار یورو ! که البته برای من بسیار بالا بود ولی من نگفتم نه و گفتم چشم باید از آلمان بیاورم . همان روز آنجا خانمی را دیدم بی حجاب و با وضعیت آنچنانی که اسمش بود پانته آ […] که آمد و حرف زد و معلوم شد که ایشان و پدرشان  و شرکتشان همه کاره این پروژه هستند !

من برای زیارت امام رضا (ع) عازم مشهد بودم  و گفتم چشم، حتما بروم مشهد و بیایم ،  ببینیم چه می شود که آقای “م” گفت رازش را نمی دانم ولی تو داری خاص میشوی ،چون ماهم با آقاـ عباس غ ـ  فردا عازم مشهدیم .

واقعا من سردم شده بود و مانده بودم چه بگویم ؟ خلاصه دو روز بعد در صحن انقلاب آقاـ عباس غ ـ و ” م ” و خانم پانته آ نشستند و گفتند پول را سریع باید بدهی چون برای سربازان مولا میخواهیم غذا بفرستیم ! من شل شده بودم که بدهم یا ندهم ؟

 شب قرارمان شد در احمد آباد. وقتی رفتم در حیاط آن خانه بزرگ نشسته بودم و ” عباس غ ” و تعداد زیادی هم دورش بودند تا اینکه خلوت که شد رفتیم داخل خانه . بعد از ساعاتی من بودم و آقای ” م” و خانم پانته آ و ” عباس غ ” و دو سه نفر دیگر خلاصه من وعده کردم که تا ماه آینده پول را جور کنم .

به تهران آمدم و چند روز بعدش هم به دفتر معماری خانم پانته آ رفتم و درباره کار و مسائل اینگونه صحبت کردم .  برگشتم آلمان نتوانستم پول را جور کنم و البته کمی هم تردید داشتم . تا اینکه آقای “م” به برلین آمده بود و رفتم دیدم خانم پانته آ هم هست  اول در کنفرانسی در هتل بودیم و بعد هم در رستورانی در غرب برلین پست دام دعوت شدم که چند نفری بیشتر نبودیم.  سر میز  نشسته بودیم و خانم پانته آ هم بی حجاب بود . به نظرم می رسد که رفتارشان هم کمی سرخوش بود که فکر کنم  چیزی نوشیده بودند و … من حقیقتا ترسیدم و گفتم چه بسا اتفاقی بیفتد و درد سر بشود .  همان شب بعد از اینکه ایشان را تا هتل مشایعت کردم ، ارتباطم را کاملاً قطع کردم .

  برای کنفرانس ایرانیان خارج از کشور هم برایم دعوتنامه فرستاده بودند که البته بدلیل کار نتوانستم بیایم و دیگر ارتباطی نداشتم تا اینکه چند روز پیش اخباری را شنیدم  درباره “عباس غ” که به او می گفتند آقا !

  این اطلاعات من بود درباره این آقا و دوستانش چون آقای ” م ” و خانم پانته آ …

 امیدوارم راهگشا باشد .

خانم پانته آ یوسفی در پاسخ به نامه فوق مطلبی نوشته که سایت شفاف با پاسخ آن اینگونه درج کرده است :

به نام خدا

سلام بر هیات مدیره محترم سایت شفاف

من پانته آ فیوضی یوسفی هستم . چند روزی هست که بسیار دگرگون و غصه دار شده ام از مطلبی که در مورد من ، پدرم ، آقای مهندس یحیی فیوضی و دوستان و فامیل هایم چاپ شده است
ای کاش اول سایت محترم شفاف با من و پدرم این تهمت ها و داستان های نادرست را چک کرده و بعد منتشر می کرد . هر کسی می تواند مانند آقای یوسف خ داستان سرایی کند ، اما دلیلی بر چاپ آن نیست .
از شما خواهش می کنم که مواردی که برای شما خلاصه در این نامه آوردم را چاپ کنید که اقلا واقعیت ها باز شوند.
در مورد داستان اول
ـ من هیچ وقت در زندگیم آقای عباس غ را ندیده ام و اصلا نمی شناسم . اصلا نمی دانم که ایشان که هستند و چه می کنند.
ـ من هرگز آقای یوسف خ را ندیده ام و نمی دانم که ایشان چه کار می کنند و در کجا کار می کنند یا زندگی می کنند. هیچ زمان ایشان را در مورد هیچ کار یا پروژه ای ندیدم.
ـ من اصلاً روحم از داستان های آقای یوسف خ خبر نداشته ، تا اینکه در سایت شفاف چاپ شد اصلا اسم این افراد را هم نشنیده بودم.

در مورد داستان دوم و سوم

من در حومه واشنگتن زندگی می کنم . در رشته شهرسازی مدرک خود را از بهترین دانشگاه های آمریکا گرفتم

تمام دوران تحصیلی ام بورسیه کامل بودم . چه در فرانسه و چه در آمریکا  به پنج زبان صحبت می کنم . به خاطر همین دلیل با دعوت پدرم آقای مهندس فیوضی عضو هیئت مدیره شرکت بین المللی فیوضی ( فیاک ) شدم که دارای درجه بندی یک در معماری از سازمان مدیریت و برنامه ریزی می باشد.
چون پروژه ساختمان اجلاس کیش بسیار مهم و آبرومندانه برای مملکتم هست ، تصمیم گرفتم که کارهای خود را در  آمریکا کم کرده و به خاطر دانش زبان ، شهرسازی و تجربیات زیادی که در قراردادهای بین المللی داشتم به پدرم کمک کنم . به خاطر همین رفت و آمدم را به مملکت عزیزم زیاد کردم که باعث افتخار من هست.
من بیش از بیست سال در آمریکا مشاور ساختمان های بزرگ بین المللی بودم و به خاطر همین تجربه عضو هیئت موسس شرکت فیاک کیش نیز می باشم.
در ضمن خوشحال می شوم اگر در سایت شفاف بنویسید که در سال ۱۹۹۸ من دست تنها در آمریکا با کمک یک وکیل عالی رتبه توانستم تحریم اقتصادی غذا و دارو را از روی مملکتم ایران بردارم . در چند ماه اول این کار ، وزیر وقت بازرگانی گفت : به خاطر کار پانته آ ایران بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار سود کرده است . هیچ زمان برای خدمتی که به مملکتم کردم پولی دریافت نکردم و تمام خوش حالیم از کمک به مردم مملکتم بوده است.
وزرا و روسای جمهور دولت های سابق و الآن از من تقدیر کرده اند . نام کار تاریخی را که انجام دادم را نیکی گذاشتم چون همزمان باردار دختری بودم که نام او را هم نیکی گذاشتم . کار نیکی برای کشورم انجام دادم و دخترم نیکی را به دنیا آوردم که افتخار من و پدرش هرمز فرخوان می باشد.
شرایط سخت کشور و فشار غربی ها 
خدمات من فقط در مورد سرزمین مادریم ایران بوده و از شما مدیران محترم سایت شفاف خواهش می کنم در این شرایط سخت که کشورهای غربی و دشمنان استقلال و قدرت امروزی ایران سمپاشی برای تفرقه افکنی می کنند ، از انتشار این مطالب غیر واقعی که خدای ناکرده آب به آسیاب دشمان ایران عزیزمان می ریزد ، خودداری کنید.

ازطرفی شنبه ۱۰ اردیبهشت  1390درسایتی چنین آمده بود:

مدتی ست  در برخی محافل غیر رسمی سخن از فردی به نام علی یعقوبی مبنی بر اینکه آقایان م و… از وی خط می گیرند در میان است. علیرغم اینکه شخص او ارتباط با این فرد را رد کرده است و ادعا نموده که چنین فردی را نمی شناسد[۱] اما همچنان از این فرد به عنوان پدر معنوی نام برده می شود و بسیاری بر این باورند که خط دهی اندیشه های مهدویت و موضوع ظهور و آخرالزمان که از سوی این تیم به کرّات مطرح شده است ( برخی آن را حجتیه نوین خوانده اند)  و بعضا نیز جنجال های مختلفی را در پی داشته از سوی این فرد به این جریان تزریق می شود.

اما علی یعقوبی کیست ؟ و با توجه به اینکه بسیاری اندیشه های این فرد را انحرافی خوانده و خواستار برخورد با وی شده اند و بارها وی در سخنرانی هایش اساس برخی تشکیلات جمهوری اسلامی از جمله مجلس خبرگان را به شدت نفی نموده است و آنان را به مناظره فراخوانده است.

آنچنان که خود علی یعقوبی از سوابقش گفته است [۲] وی  متولد ۱۳۴۴ در تهران و فرزند  زین العابدین یعقوبی است که در سال ۶۱ توسط سازمان مجاهدین خلق ترور می شود[ پدر وی از اعضاء انجمن حجتیه بوده (منابع تائید نشده) و علی یعقوبی شوهر خواهر ر، م است، وی  پس از اخذ دیپلم در رشته پزشکی دانشگاه شهید بهشتی مشغول به تحصیل می‌شود بعد از مدتی تحصیل را رها کرده و به دنبال علوم غریبه می رود ، علی یعقوبی در خصوص ترک رشته پزشکی و ورود به این عرصه در یکی از جلسات سخنرانیش در سال ۸۱ می گوید: « حدود پانزده سال پیش من هم مشغول زندگی خودم بودم بهترین موقعیت‌ها را داشتم ایام محرم شد کتاب منتهی الامال را برداشتم که بخوانم رسیدم به این جمله که اسب امام حسین (صلوات الله علیه) تنها به سوی خیمه ها برگشت. یک دفعه گفتم: بله! دوباره خواندم سه بار خواندم از تمام صفحه‌های که نوشته شده بود،‌ ترسیم شده بود گذشتم از این صحنه نتوانستم عبور کنم گفتم: دیگر نمی‌توانم طاقت بیاورم. درس پزشکی می‌خواندم رها کردم. موقعیت‌هایی داشتم همه را کنار گذاشتم گفتم دیگر نمی‌توانم، من به زندگی خودم مشغول باشم و اسب مولای من تنها برگشته باشد، این ماجرا اثر عجیبی گذاشت، پیمان بستم تمام زندگیمان را، تمام وجودمان را برای مولایمان قراربدهیم » و از آنجایی که تصویر خوبی از جامعه روحانیت نداشته است خود شخصا به مطالعه در علوم دینی روی می آورد . او در پاسخ به منتقدانش که می گویند از کجا سواد دینی را آموخته است می گوید :« مباحث من از معلمی گمنام است که نام و نشان او گم است. بعضی سوال می‌کنند معلم شما کیست؟ در جواب می گوید: معلم من کسی است که این مطالب را مطرح می‌کند چه کسی می‌تواند این مطالب را مطرح کند؟ شاید کسی بگوید یک آدم معمولی. می‌گویم باشد شما اینطور فکرکن. شاید کسی بگوید یک عالم. می‌گویم شما هم این طور فکر کن. شخص را با صفت بشناسید نه با اسم. اسم گذرا است و موقت است سیمای انسان در عوالم ثابت است ، معلم بنده مدتی است که شهید شده است و از غیر او هم مطلب نمی‌گیرم ،معلم بنده ۱۴۰۰ سال است که شهید شده است»[۳][۴]،[۵] یعقوبی علیرغم اینکه از هیچگونه سواد حوزوی برخوردار نبوده است در اوایل سال ۸۰ ابتدا با برگزاری جلسات سخنرانی برای دانشجویان، بسیجیان، و هیئت های عزاداری ، کم کم افرادی را به دور خود جمع می کند و به طرح مباحثی همچون توحید، ولایت و عوامل غیبت و … می‌پردازد.

پس از آنکه مراسم سخنرانی وی با استقبال بسیار زیادی روبرو می‌شود ، جلسات خود را به صورت سخنرانی هفتگی ادامه می‌دهد وافرادی از قشر جوان، نهادها و ارگانهای مختلف در این جلسات شرکت می‌کنند. بسیاری از طرفداران وی بر این باورند که علی یعقوبی دارای انرژی های خاصی است که می تواند با آن کارهای عجیبی انجام دهد و در برخی جمله های وی در سخنرانی هایش که در ادامه نوشتار به آن اشاره می شود خودش این موضوع را علناً مطرح میکند و مخالفانش که بیشتر می توان در طیف روحانی  یافت به این موضوع اشاره کرده اند که یعقوبی با اجنه ارتباط دارد و آنها را به تسخیر خود در آورده است.

 حاصل  سخنرانی‌های وی  به صورت جزواتی با عنوان نظام عالم (۸۵ جزوه) و نظام بشر (۴۴ جزوه) و به سوی ظهور (۲۰ جزوه) و همچنین کتابی با عنوان چهل شب با کاروان حسینی (حدوداً پانصد صفحه) منتشر شده است.این سخنرانی ها در سایتی متعلق به وی وجود دارد.

 سخنرانی های یعقوبی  در راستای نظریه های «آخر الزمانی» و را هکارهای «فراهم آوردن شرایط ظهور» است . یعقوبی بارها روحانیت را به مناظره فراخوانده و در سخنرانی های متعدد گفته است : « من مسائلی را مطرح می کنم که در تاریخ هزار و چهارصد ساله اسلام گفته نشده و کسانی که مدعی اسلام شناسی هستند نیزاز آوردن مثل آن و یا تکمیل آن عاجز هستند» ،« اگر صد عالم، صد شبانه‌روز زحمت بکشند و بخواهند درباره حنیفیت سخن بگویند به اندازه‌ای که من فی البداهه در این باره حرف دارم مطلب نخواهند داشت» وی می گوید : «وقتی به آقایان می‌گوییم شما اسلام شناس نیستید می‌گویند: نه هستیم. هستید؟ جداً می‌گویند؟ باشد خداوند اوج اسلام را دین مرضی مطرح می‌کند، یکی از آقایان قم بیاید و دین مرضی را توضیح دهد، هر چقدر هم مهلت بخواهد دارد.

اما آنچه بیشتر از همه خشم همه را برانگیخته است و موجب شده است که بگویند اندیشه های اسلام منهای روحانیت مشایی متاثر از گفته های این فرد می باشد به این دلیل است که یعقوبی بارها در سخنرانی های خود با صراحت گفته است :« پایه (محور) کار ما استنادات قرآنی و حدیث نیست پایه (محور) کار ما دیده‌ها و یافته‌ها هست. این روش که عرض کردم خدمت شما طبق راهنمایی قرآن دنبال کردیم. قرآن دعوت به این روش می‌کند. معارف این نیست که بنشینیم یک آیه قرآن را بخوانیم در موردش بحث کنیم ببینیم چه می‌فهمیم بهره‌ای که از این طریق انسان می‌برد بسیار اندک است باید طبق آدرسهای قرآن، انسان حرکت کند و برود در صحنه، عملاً ببیند که در جای جای عالم چه چیزی قرار داده شده است.»[۶] « بنده به لحاظ دیده‌ها در عوالم بالاتر عرض می‌کنم نیازی نیست، هیچ نیازی نیست»[۷]

او گفته است :«مجلس خبرگان مقوله‌ای است بسیار منفی، بسیار زشت بسیار جهنمی.» امام علیه السلام قسم خورده‌اند که دیگر هیچ روحانی ای را به عنوان سرپرست جامعه قرار نمی‌دهند… ولایت فقیهی که بخواهد بر فقاهت استوار باشد مدعیان زیادی خواهد داشت. هر ننه قمر هم هوس می‌کند و می‌گوید چرا آقا ولی فقیه باشد و من نباشم….شاید بفرمائید رضایت امام را ازکجا متوجه می‌شوید؟ عرض می‌کنم در ملکوت رضایت امام به صورت یک نوری دیده می‌شود.

۲٫نظام عالم جلسه تاریخ ۱۲/۲/۸۱، ص۱۸ و ۱۹

۳٫سلسله بحث‌های نظام عالم، جلسه ۲۹/۱/۸۱

۴٫چهل شب با کاروان حسینی، ص ۱۴۳

۵٫چهل شب با کاروان حسینی، ص ۲۱۰.

۶٫نظام عالم جلسه ۱، ص۳.

۷٫نظام عالم، جلسه ۷،‌ ص

ونیز طبق بررسیهای به عمل آمده علی یعقوبی دستگیر شده وافرادی مرتبط با دیدگاههای او نیز در حال استنطاق می باشند.خلاصه موارد او بدین شرح است:

 

۱ـ وی در بسیاری از سخنرانی‌های خود به علمای شیعه حمله کرده و آنها را به قصور در فهم معارف دین متهم می‌کند.

۲ـ ورود در حوزه مباحث دینی و برداشت و دریافت از گزاره‌ها و آموزه‌های دینی بدون داشتن هیچ گونه تخصص.

۳ ـ مدعی ارتباط با عوالم بالا!

۴ـ صدور جواز تقلید از فقهای صد سال پیش!

۵ـ تفسیر و تأویل به رأی متون کلام الله مجید بدون داشتن هیچ گونه تخصص در علوم قرآنی

۶ـ عالم خودخوانده خواندن خود. نامبرده مدعی است، علوم نداشته خود را از معلمی که ۱۴۰۰ سال پیش شهید شده، فراگرفته است.

۷ـ مدعی شفا دهندگی بیماران، در حالی که هیچ گونه مورد مستندی گزارش نشده و همه اخبار ساخته و پرداخته مریدان چشم و گوش بسته اوست.
 

یکی از گفتمانهایی که علی یعقوبی سعی در بزرگ نمایی آن دارد نشان دادن قدرت اجنه و شیاطین است که متاسفانه این خط انحرافی در سالهای اخیر از سوی بعضی از برنامه سازان هنری نیز  پیگیری شده است.

برخی شنیدها حاکی است که تعدادی از کارگردانان سینما و تلویزیون نظیر(د.م) و (س.م)و… با نامبرده ارتباط مرید و مرادی دارند.

یکی دیگر از شاگردان نامبرده حاج آقا(الف) می باشد که همواره از کاروان ظهور می گوید که تحت تاثیر سخنان ضد روحانیت علی یعقوبی ، پس از مدتی به جهت اینکه لباس روحانیت را کسر شان می دانست!خودش را خلع لباس کرد!
از دیگر شاگردان نامبرده که این روزها برنامه ای گفت و گو محور را در حال پخش دارد و خودش را کارشناس سینمای آخرالزمانی می داند و از هر فیلم هالیوودی به دنبال نشانه های ظهور است (ن.الف) است که با کارگردان فیلم پر فروش سال گذشته که در بالانیزبه آن اشاره شد ارتباط خوبی دارد!
از دیگر شاگردان نامبرده آقای(ر) از مدیران برجسته می باشد که سهم مهمی در ترویج تفکر نداشته!علی یعقوبی دارد.

 اگر بخواهیم لیستی از شاگردان این فرد تهیه کنیم سیاهه ای طولانی خواهد شد که در این مقال نمی گنجد و اصلا مشخص نیست که چرا این افراد با این سوابق فرهنگی و بعضا دینی چگونه خود را تحت تعلیم این فرد قرار داده اند.

نظریه حجتیه نوین:

یکی از نظریاتی که توسط علی یعقوبی مطرح شده است،نظریه«حجتیه نوین» مبتنی بر رد اصل ولایت مطلقه فقیه بوده است.اصولی که وی درنظریه خود بر آن اصرار دارد عبارت است از: ۱- نظام ارزشی حکومت مستضعفین و ۲- نظام ارزشی حکومت حقه.

وی براین باور است که تمام حکومت های اسلامی که با شیوه و روش عادی اداره می شود،همان نظام ارزشی مستضعفین است مانند حکومت حضرت رسول ا…(ص)،حکومت حضرت علی (ع) و حکومت فعلی جمهوری اسلامی ایران.اما در حکومت حقه یا حاکمیت حقه اصل السابقون السابقون و اولئک المقربون تحقق پیدا می کند و چنین جامعه ای با قدرت خاص الهی اداره می شود مانند حکومتهای حضرت سلیمان و حضرت داود و حضرت طالوت و ذوالقرنین. درمورد نظام اسلامی نیز ظاهرا عقیده برآن است که دوران حکومت حضرت آیت الله خامنه ای دوران بینابین واگذار است و گذر از حکومت مستضعفین به سمت حکومت حقه است.علی یعقوبی مدعی است:حکومت مستضعفین با ابزار فقه اداره می شود اما درحکومت حقه کسانی باید حاکمیت جامعه را بر عهده بگیرند که واجد قدرت خاصه نیز باشند.

۱ـ وی در بسیاری از سخنرانی‌های خود به علمای شیعه حمله کرده و آنها را به قصور در فهم معارف دین متهم می‌کند.

۲ـ ورود در حوزه مباحث دینی و برداشت و دریافت از گزاره‌ها و آموزه‌های دینی بدون داشتن هیچ گونه تخصص.

۳ ـ مدعی ارتباط با عوالم بالا!

۴ـ صدور جواز تقلید از فقهای صد سال پیش!

۵ـ تفسیر و تأویل به رأی متون کلام الله مجید بدون داشتن هیچ گونه تخصص در علوم قرآنی

۶ـ عالم خودخوانده خواندن خود. نامبرده مدعی است، علوم نداشته خود را از معلمی که ۱۴۰۰ سال پیش شهید شده، فراگرفته است.

۷ـ مدعی شفا دهندگی بیماران، در حالی که هیچ گونه مورد مستندی گزارش نشده و همه اخبار ساخته و پرداخته مریدان چشم و گوش بسته اوست.
 

یکی از گفتمانهایی که علی یعقوبی سعی در بزرگ نمایی آن دارد نشان دادن قدرت اجنه و شیاطین است که متاسفانه این خط انحرافی در سالهای اخیر از سوی بعضی از برنامه سازان صدا و سیما پیگیری شده است.

برخی شنیدها حاکی است که تعدادی از کارگردانان سینما و تلویزیون نظیر(د.م) و (س.م)و… که این روزها سریال های پر طرفداری را در سیما در حال پخش دارند با نامبرده ارتباط مرید و مرادی دارند.

یکی دیگر از شاگردان نامبرده حاج آقا(الف) کارشناس مسائل دینی می باشد که از همواره از کاروان ظهور می گوید که تحت تاثیر سخنان ضد روحانیت علی یعقوبی ، پس از مدتی به جهت اینکه لباس روحانیت را کسر شان می دانست!خودش را خلع لباس کرد!
از دیگر شاگردان نامبرده که این روزها برنامه ای گفت و گو محور را در سیما در حال پخش دارد و خودش را کارشناس سینمای آخرالزمانی می داند و از هر فیلم هالیوودی به دنبال نشانه های ظهور است (ن.الف) است که با کارگردان فیلم پر فروش سال گذشته که در بالا نیز به آن اشاره شد ارتباط خوبی دارد!
از دیگر شاگردان نامبرده آقای(ر) از مدیران برجسته می باشد که سهم مهمی در ترویج تفکر نداشته!علی یعقوبی در رسانه دارد.

 اگر بخواهیم لیستی از شاگردان این فرد تهیه کنیم سیاهه ای طولانی خواهد شد که در این مقال نمی گنجد و اصلا مشخص نیست که چرا این افراد با این سوابق فرهنگی و بعضا دینی چگونه خود را تحت تعلیم این فرد قرار داده اند.

نظریه حجتیه نوین:

یکی از نظریاتی که توسط علی یعقوبی مطرح شده است،نظریه«حجتیه نوین» مبتنی بر رد اصل ولایت مطلقه فقیه بوده است.اصولی که وی درنظریه خود بر آن اصرار دارد عبارت است از:

۱- نظام ارزشی حکومت مستضعفین و ۲- نظام ارزشی حکومت حقه.

وی براین باور است که تمام حکومت های اسلامی که با شیوه و روش عادی اداره می شود،همان نظام ارزشی مستضعفین است مانند حکومت حضرت رسول ا…(ص)،حکومت حضرت علی (ع) و حکومت فعلی جمهوری اسلامی ایران.اما در حکومت حقه یا حاکمیت حقه اصل السابقون السابقون و اولئک المقربون تحقق پیدا می کند و چنین جامعه ای با قدرت خاص الهی اداره می شود مانند حکومتهای حضرت سلیمان و حضرت داود و حضرت طالوت و ذوالقرنین. درمورد نظام اسلامی نیز ظاهرا عقیده برآن است که دوران حکومت حضرت آیت الله خامنه ای دوران بینابین واگذار است و گذر از حکومت مستضعفین به سمت حکومت حقه است.علی یعقوبی مدعی است:حکومت مستضعفین با ابزار فقه اداره می شود اما درحکومت حقه کسانی باید حاکمیت جامعه را بر عهده بگیرند که واجد قدرت خاصه نیز باشند.

اما آنچه در این مقال شایسته ذکر است طرفداری نوری زاده در صدای آمریکاو اکبر گنجی در بی بی سیاز این تفکر است که انسان را در ابهام قرارمیدهد که شاید جریانی پشت صحنه در حال هدایت این انحراف است . به عنوان مثال جمله زیر که در مقاله گنجی آمده است :

“از نظر دینی(کتاب و سنت معتبر نبوی)، امام زمان ، فاقد پشتوانه لازم است، اما شیطان و جن معتبرند. مطابق گزارش قرآن، شیطان و جن را خداوند خلق کرده است،۳۴بارازجن نام برده شده وسوره هفتادودوم مصحف به این نام است .اما امام دوازدهم به احتمال زیاد برساخته گروهی از شیعیان امام یازدهم است.  قرآن از ائمه شیعیان نام نبرده، چه رسد به  امام دوازدهم .در قرآن جنیان بخشی از سپاه حضرت سلیمان را تشکیل می دادند(نمل، ۱۷)، ظاهر قرآن حاکی از آن است که پیامبرانی از جنس اجنه هم ارسال شده اند.يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإِنسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ: ای گروه جن و انس آیا پیامبرانی از خودتان به سوی شما نیامدند(انعامآیه ۱۳۱)”

این تفکر ابتدا روحانیت را حذف می کند ، ولایت فقیه رانفی میکند ، آنگاه ائمه را غیر قرآنی می داند ،سپس امام دوازدهم را نفی می کند ،آنگاه اصل قرآن را به کناری می نهد . این همان سیر قهقرایی است که امثال گنجی و مهاجرانی وکدیور و …پیموده اند تا به جاسوسی ومزدوری وخدمت به صهیونیستها رسیده اند .

حال سوال این است که آیا دولت مبراست و یا اینکه خدای ناکرده در این دام گرفتار است ؟

 

لینک کوتاه : https://mostajar.com/?p=987

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.