2

پژاک چیست؟

  • کد خبر : 1453
  • ۰۶ خرداد ۱۳۹۲ - ۸:۱۱

 طی چند سال گذشته گروهك غيرقانوني و تروريستي موسوم به پژاك عليه نيروهاي مسلح ايران و حافظ مرزهاي جمهوري اسلامي ايران دست به اقداماتي زده و عده اي از مرزداران و فرماندهان نظامي اين مرز و بوم را به شهادت رسانده است. به نظر مي رسد بعد از انقلاب در ايران عوامل خارجي (غرب به […]

 طی چند سال گذشته گروهك غيرقانوني و تروريستي موسوم به پژاك عليه نيروهاي مسلح ايران و حافظ مرزهاي جمهوري اسلامي ايران دست به اقداماتي زده و عده اي از مرزداران و فرماندهان نظامي اين مرز و بوم را به شهادت رسانده است. به نظر مي رسد بعد از انقلاب در ايران عوامل خارجي (غرب به رهبري آمريكا) تلاش نموده اند با ايجاد شكاف قوميتي، كشور را با بحران هويت روبرو ساخته و از اين طريق اقتدار نظام را در تحقق اهداف،آرمانها و منافع ملي خود كه در تناقض با اهداف هژمونيك آمريكاست با مشكل مواجه سازند. در اين خصوص يك پيمايش تاريخي نشان مي دهد بيشترين دخالت آمريكا و جهان غرب در بعد از انقلاب براي واگرايي قوميتي در ايران،مناطق كرد نشين بوده است كه فعاليت و تلاش «گروهكهايي چون حزب دموكرات،كومله و چريك هاي فدايي خلق »در دهه ۶۰ و گروهك پژاك در سالهاي اخير از جمله تلاش بيگانگان براي گسست قوميتي در كشور بوده است كه با هوشمندي رهبران سياسي امنيتي كشور و دلاور مردان و شیر زنان كرد اين گونه حركات ره به جايي نبرده و با شكست مواجه شده است.

برخورد دوگانه آمريكا با تروريسم و استفاده ابزاري از آن براي نيل به مطامع خود شعار مبارزه با تروريسم آمريكا را با هاله اي از ابهام مواجه ساخته است . آمريكا زماني حقوق بشر را براي تحت فشار قرار دادن ديگر كشورها دستاويز خود قرار داده بود و امروز هم مبارزه با تروريسم و مقابله با گسترش سلاحهاي هسته اي را.

نظام سلطه به سركردگي آمريكا در سال ۲۰۰۰ به بهانه مبارزه با تروريسم به افغانستان حمله كرد و همين موضوع و نيز سلاحهاي اتمي دستاويزي بود براي تجاوز به عراق كه تابحال آثاري از سلاحهاي هسته اي در آن كشور اشغال شده بدست نيامده ولي عراق همچنان در اشغال است و مردم مظلوم آن كشور تاوان سلطه گري آمريكا را مي پردازند.

شايد باور نكنيد كه در خود آمريكا بيش از ۴۰۰ گروه و سازمان وجود دارد كه با دولت مبارزه مي كنند ولي با بمباران شديد رسانه اي هيچ اثر و ردپايي از آنها در رسانه هاي آمريكا ديده نمي شود ولي تا گروه كوچكي در كشورهاي خاورميانه بر عليه كشورشان بيانه اي صادر مي كند و يا راهپيمايي و تحصن مي كند ، رسانه هاي غربي با تمام توان از آن حمايت مي كنند و اينگونه القاء مي كنند كه مردم از نظام حاكم ناراضي هستند و مبارزه همه جانبه اي در كشور هدف در حال انجام است.

درباره ترور و تروريسم همايشها و مجامع جهاني زيادي برگزار شده ، هزاران جلد كتاب و نشريه به چاپ رسيده ولي همچنان ترور و تروريسم ادامه دارد و بر دامنه آن افزون گشته و علت هم رفتار دوگانه غرب در اين مورد بخصوص است.
آمريكا گروهك تروريستي منافقين را پناهنده سياسي مي نامند و به آنها اجازه مي دهد تا عراق پايگاه داشته باشند . همان گروهي كه هزاران نفر را در ايران و عراق ترور كردند و يا از گروهك پ.ك.ك و پژاك حمايت مي كند ، چراكه اين گروهها در راستاي اهداف نامشروع آمريكا قدم برمي دارند و حضور آنها در منطقه به نفع استكبار است.

آمريكا به بهانه مبارزه با تروريسم به عراق حمله كرد و بيش از ۱۰۰۰۰۰نفر از مردم بيگناه آن كشور را به خاك و خون كشيد ولي وقتي كشورهاي منطقه مي خواهند با تروريسم مبارزه عملي كنند مانع تراشي مي كنند . ترور و تروريسم در هرشكلي باشد محكوم است و نبايد آن را با منافع خود تعريف و تفسير كرد. تروريست كسيست كه برخلاف عرف و قوانين حاكم و بمنظور ايجاد رعب و وحشت ترور مي كند ، حالا مي خواهد طالبان باشد يا پژاك و يا پ.ك.ك باشد و يا منافقين .علت اصلي عدم موفقيت مبارزه جهاني با تروريسم همين رفتارهاي دوگانه غرب و در راس آن آمريكا بوده است . لشكر كشي به افغانستان و عراق و كشتار مردم آن كشور مجاز است ولي مبارزه با تروريستهاي منطقه اي غيرمجاز است ! چه فرقي بين طالبان و منافقين و پژاك و پ.ك.ك وجود دارد ؟ همه اينها برخلاف فرهنگ حاكم بر جامعه و با حمايتهاي خارجي و بمنظور براندازي حكومت حاكم ترور مي كنند و هميشه حمايت از اقليتي كوچك را بهانه قرار مي دهند ولي تاريخ ثابت كرده اين حمايتها دست آويزي بيش نيست و تروريستها به دنبال اهداف و منافع خود هستند.
گروهك تروريستي پژاك كه اعتقادي به دين و مذهب ندارد و دين را افيون جامعه مي داند در مناسبتهاي ديني پيامهاي تبريك و تسليت براي مردم ارسال مي كند و يا كشته هاي خود را شهيد مي نامد . در حاليكه بررسي اعتقادات و انديشه هاي سركردگان اين گروهك نشان مي دهد كه آنان به اعتقادات مردم وقعي نمي نهند ولي باز هم براي عوام فريبي و در ظاهر هم كه شده خود را مذهبي نشان مي دهند.

نیمۀپنهان پژاک

تركيه امروزي بازمانده دولت امپراطوري اي بود كه چندين قرن بنام عثماني در قسمتي از آسيا و افريقا حكومت مي كرد و مناطق وسيعي از حجاز تا شمال افريقا چون مصر تا اروپا و كشورهايي چون بوسني و آلباني و … تحت حكومت اين امپراطوري اداره مي شدند.

در اثر عوامل مختلفي چون رفتار سلاطين عثماني، تحريك جرياناتي قوي چون پان عربيسم با حمايت انگليس و جريان سازي فرقه هاي انحرافي از جمله فرقه وهابيت در شبه جزيره عربستان و تسلط بر اين منطقه و تخريب اماكن مقدس در مكه و مدينه نهايتا به علت ورود عثماني به جنگ جهاني اول و قرار گرفتن در جبهه آلمان و پيروزي متفقين و تجزيه مناطق عرب نشيناز اين امپراطوري و عقب نشيني سربازان عثماني و شكست آنها بعد از جنگ جهاني اول جمهوري تركيه با شكل امروزي بوجود آمد كه اكثريت جمعيت آن را ترك ها تشكيل مي دادند. بعد از تركها ، كردها با جمعيتي چند ميليوني در مناطق جنوب اين كشور حكومت ميكردند.

به دنبال روي كار آمدن مصطفي كمال معروف به ((آتاترك)) در تركيه به خاطر مخالفت هاي وي با نسبت هاي عثماني و پيروي از غرب و مبارزه با مظاهر اسلامي و اعلام تشكيل حكومت لائيك مبني بر جدايي دين از سياست، با توجه به اعتقادات عام مردم تركيه جه در مناطق ترك نشين و چه كردنشين مخالفتهايي بر عليه آتاترك بروز كرد كه از جمله مبارزات فردي به نام شيخ سعيد نوري معروف به بديع الزمان كه يك حركت فرهنگي را در راستاي دفاع از اصول و اعتقادات ديني بر عليه آتاترك به راه انداخت كه امروز نيز جريانات مختلف البته بيشتر با شكل طريقت ، ينام پيروي از راه و روش شيخ سعيد فعاليت دارند.

البته اين جماعت برداشتهاي متفاوتي از نظرات نوري داشته و در مناطقي از ديار بكر تركيه قيامي را بر عليه آتاترك به راه اندازند. ناسيوناليستهاي كرد حركت و قيام اينها را بعنوان يك قيام ناسيوناليستي تبليغ مي كردند در حاليكه اينها به خاطر دفاع از اصول اسلامي مبارزه خود را شروع كردند.

از آثار مكتوب به جا مانده ازشيخ و اظهاراتش نسبت به همسرش همه دال بر پايبندي اش به مسائل اسلامي است.

آتاترك بعد از چندي قيام شيخ سعيد نوري و شيخ سعيد پالو را سركوب مي كند و بعد از مرگ آتاترك ، اينو از اطرافيان وي و رهبر حزب حاكم كه تنها حزب مجاز به فعاليت بود، جانشين وي مي شود و ادامه دهنده سياستهاي آتاترك شده و حكومت جمهوري را كه قانون اساسي آن مبتني بر قدرت نظاميان بوده قوميت ترك را بعنوان قوم برتر معرفي ميكرد تدوين كرد.

بعد از گذشت دهه هاي اول شكل گيري جمهوري تركيه تعداد احزاب سياسي با گرايشي راستگرايانه يا چپگرايانه وارد ميدان مبارزه شدند اما در ميان خود دچار اختلافاتي نيز بودند.

در اين ميدان مبارزه رهبراني چون نجم الدين اربكان كه رهبري حزب راستگراي ملي سلامت با گرايشات مذهبي با هدف احياي روشهاي حكومت عثماني را بر عهده داشت و سليمان دميرل يك حزب راستگراي لائيك را بر عهده داشت حضور داشتند كه البته درون اين حزب عناصر وابسته به طريقت نقشبندي حضور داشتند، الب ارسلان رهبر حزب راستگرا با گرايشات ناسيوناليستي بود كه درون اين حزب گروههاي پان تركيسم قدرت يافته بود البته در اين بين نظاميان بازنشسته و برخي مذهبي هاي ناسيوناليست در اين حزب حضور داشتند. همچنين اين حزب درون نيروهاي مسلح و سرويسهاي اطلاعاتي تركيهMIT نفوذ زيادي داشت و بولند اجويت رهبري حزب چپگراي خلق را عهده دار بود كه البته متمايل به غرب بودند.

بودند احزاب كوچكي چون حزب كمونيست و يا احزاب كوچك ديگري كه در استانبول و شهرهاي بزرگ فعال بودند و تعدادي گروههاي كوچك در مناطق كردنشين.

در اواخر دهه هفتاد اختلاف بين احزاب راستگرا و چپ گرا زياد شد و تحت تاثير فضاي حاكم در مناطق جنوب شرق آسيا وآمريكاي لاتين حكومتهاي راديكال كه بيشتر رهبران آن را دانشجويان تشكيل مي دادند بصورت گروههاي منطقه اي شكل گرفتند و تشكيل اينها اينها در مناطق كردنشين و با جوانان كرد تحصيل كرده در دانشگاههاي استانبول وآنكارا زياد شد. از جمله اين احزاب و جريانات حزب كاوه، دركاوه، رزگاري،آن رزگاري،حزب دمكرات،كوموله و … در جهت برخورد با مخالفين خود از سلاح نيز استفاده كردند.

تحولاتي در كشورهاي منطقه بوجود آمد كه خوشايند قدرتهاي غربي بويژه امريكا نبود.از آن جمله است پيروزي انقلاب اسلامي در ايران. اين تحولات موج اسلامخواهي را در ميان مردم تركيه كه سابقه زيادي در پپيروي از سنت هاي ديني داشت اثرات محسوسي بر جاي گذاشت و امريكا را از تاثيرات انقلاب اسلامي در اين كشور خوفناك مي كرد.از سويي كودتاهايي كه در كشورهاي اطراف بويژه در افغانستان در اثر اشغال اين كشور بروز مي داد و به تبع آن معادلات سياسي منطقه بر هم خورده بود. رويدادهايي از اين دست روحيه آزاديخواهانه مردم تركيه را نيز برمي انگيخت و همواره در انتظار يك ناجي به سر مي بردند. در چنين شرايطي ژنرال كنعان اورن فرمانده ارتش تركيه كه وابستگي شديدي به امريكا داشت به بهانه ايجاد نظم در جامعه در ۱۲ آوريل ۱۹۸۰ دست به كودتاي نظامي زد. وي در جريان اين امر شمار زيادي از رهبران احزاب سياسي را دستگير و به زندان انداخت و فعاليت كليه احزاب و سازمانهاي سياسي را ممنوع اعلام كرد.اين رويه باعث وارد آمدن ضربات سنگيني بر پيكره گروههاي سياسي با عقايد ماركسيستي و كمونيستي شد كه فعاليت مسلحانه نيز داشتند.

بعد از كودتاي نظامي تركيه و سردمداري نظاميان فردي بنام «تورگوت اوزل» كه داراي گرايشات راستگرايانه از يك خانواده تاجر مذهبي بود، به نخست وزيري تركيه رسيد.

اوزال كه يك اقتصاددان بود با هدف ايجاد روابط اقتصادي با غرب و ورود به اتحاديه اروپا و از سويي ديگر با نگاهي به برقراري روابط تجاري با كشورهاي اسلامي ، خصوصا در موضوع جنگ ايران و عراق بيشترين بهره را برد و توانست از فرصت پيش آمده براي تقويت اقتصادي كشورش استفاده نمايد.

اوزال به تدريج به رهبران برخي احزاب اجازه فعاليت داد و چند حزب سياسي از جمله رفاه به رهبري نجم الدين اربكان، راه راست به رهبري سليمان دميرل، حزب ملي گرانه به رهبري الب ارسلان توركش با گرايشات ناسيوناليستي، حزب خلق به رهبري بلنت اجويت با گرايشات چپگرايانه در صحنه سياسي تركيه دوباره ظهور پيدا كردند.در همين ميان تعدادي از جوانان كرد كه سابقه فعاليت سياسي در احزاب كرد، قبل از كودتاي نظامي را داشتند، حزب كارگران كردستان با مرام ماركسيستي و لنينيستي و تجزيه مناطق كردنشين را به رهبري «عبداله اوجالان » تشكيل دادند.مركز فرماندهي اين حزب جنوب لبنان و فلسطين اشغالي بود كه از طريق ارتباط با مبارزين فلسطيني خصوصا احزاب و سازمانهاي چپ و كمونيستي فلسطيني به آموزش نيروهاي خود پرداخته و از سويي با سوء استفاده از تيرگي روابط تركيه ويونان و تركيه و سوريه، پايگاههايي را دراين كشورها ايجاد كردند. مقر اصلي عبداله اوجالان رهبري كارگران كردستان نيز دمشق بود.

مرام كمونيستي حزب پ.ك.ك باعث شده بود كه اتحاد جماهير شوروي نيز با نظر لطف و حمايت آميز به آنها بنگرد.اوجالان در كشورهاي اروپايي نيز داراي پايگاههايي بود از آن جمله بود آلمان، بلژيك، هلند و … كه پذيراي تعداد زيادي از اتباع كرد كشور تركيه بودند و در آنجا به جذب نيرو و كمك هاي مالي اقدام مي كردند.

به خاطر بافت اجتماعي و مذهبي مناطق كردنشين تركيه، فعاليت سياسي براي اعضاي اين حزب مشكل بود، زيرا از نظر اجتماعي شكل زندگي اكراد تركيه عشايري بود كه با مرام كمونيستي پ.ك.ك منافات داشت. اعتقادات مذهبي كردهاي تركيه نيز باعث طرد تدريجي افكار و عقايد كارگران مي شد.

پ.ك.ك عمده فعاليتش در ابتدا در برخي مناطق استراتژيك تركيه از جمله ارتفاعات آرارات هم مرز با منطقه ارمنستان شوروي و استان حكاري در مرز عراق بود و به خاطر ناامني هاي مناطق شمالي عراق و روابط ويژه پ.ك.ك با احزاب كرد عراق از جمله حزب دمكرات به رهبري خانواده بارزاني(مسعود) و اتحاديه ميهني به رهبري جلال طالباني به شكلي اسلحه و مهمات خود را از طريق اين احزاب ، خصوصا اتحاديه ميهني كه گرايشات سوسياليستي داشت تامين مي كرد.

از سويي ديگر به خاطر فعاليت احزاب تجزيه طلب كرد در نوار مرزي ايران و تركيه درسالهاي اوليه انقلاب و حضور پايگاههاي حزب منحله دمكرات به رهبري عبدالرحمان قاسملو و حزب منحله كومله به رهبري عبداله مهتدي در مناطق مرزي شهرهاي اروميه و سلماس در غياب نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ، اعضاي پ.ك.ك به راحتي در نواحي كه عناصر دمكرات و كومله حضور داشتند تردد مي كردند و فعاليتهايي نيز در استان وان تركيه كه هم مرز با سلماس و اروميه ايران نيز بود انجام مي دادند.

اين فعاليتها باعث جذب تعدادي از جوانان كرد ايراني توسط پ.ك.ك شد.بعد از فروپاشي شوروي و ضربه خوردن احزاب و گروههاي كمونيستي جهان، حزب كارگران نيز تلاش كرد به شكلي به بازسازي مجدد خود بپردازد. از اينرو بيشتر به تحريك احساسات قومي و ناسيوناليستي پرداخته و سعي در كمرنگ كردن گرايشات ماركسيستي خود نمود. تعدادي از رهبران از جمله جميل باياك و عثمان اوجالان كه رهبري پيشمرگان پ.ك.ك در مناطق عملياتي را بر عهده داشتند براي تغيير وجهه و تحريك احساسات مذهبي مردم به نفع خود به بازسازي و سازماندهي مجدد پرداختند و با مسئوليت يكي از اعضاي اين حزب بنام ملاعبدالرحمان كه يكي از فرزندانش قبلا از پيشمرگان و مسئولان پ.ك.ك بوده و در درگيري با نظاميان تركيه كشته شده بود را براي اين منظور وارد صحنه كردند.

از سويي ديگر اين حزب روابط خود با رژيم بعثي عراق را نيز تقويت كرده و از چراغ سبز اين رژيم براي حضور در مناطق كردستان عراق برخوردار شد و توانست فعاليتهاي خود را از طريق اين مناطق به استانهاي حكاري، شيرناك و باتمان نيز بكشاند.

در همين اثنا حمله عراق به كويت و متعاقبا حمله امريكا به عراق و تشكيل منطقه حفاظت شده در مناطق كردستان عراق يك فرصت طلايي براي پ.ك.ك ايجاد كرد و اين حزب منطقه خاكورك ( واقع در مرز عراق و تركيه ) را به منطقه اصلي فعاليت خود تبديل كرد و در اين منطقه پايگاههاي آموزشي نيز ايجاد و امكانات آموزشي خود را از جنوب لبنان به اين منطقه متقل كرد چرا كه به دنبال آزادسازي جنوب لبنان از سوي نيروهاي مقاومت اسلامي و حضور ارتش لبنان در اين مناطق براي حضور پ.ك.ك محدوديت هايي ايجاد شده بود. در همين زمان حزب براي گسترش فعاليتهاي خود در داخل تركيه روشهاي ديگري در پيش گرفت
در اين زمان به غير از دولت تركيه مقداري از مردم مناطق كردنشين اين كشور كه گرايشات مذهبي داشتنددر مقابل فعاليتهايP.K.K ايستادگي مي كردند و اين حزب را در مناطق جنوب شرق تركيه به چالش كشيده بودند.و اين حزب از طريق تعدادي از هواداران خود جهت استفاده از ظرفيت هاي سياسي يك حزب كرد بصورت رسمي در مناطق كردنشين تركيه به نام «امك» تاسيس كرد و رهبران اين حزب توانستند با استفاده از احساسات قومي مردم در خيلي از شهرهاي كردنشين مسئوليت شهرداريها را بر عهده گرفته و اين مراكز را بصورت غير مستقيم به پايگاهPKK تبديل كنند. در تاسيس اين حزب تعدادي از نمايندگان پارلمان مناطق كردنشين نقش اساسي داشتند. يع دنبال تشديد فعاليتهاي نظامي و سياسيPKK دولت تركيه تصميم گرفت با تمام توان در جهت تضعيف قدرت رهبري حزب كه در سوريه حضور داشت وارد عمل شود. بهمين از سوريه خواست تا عبدالله اوجالان را تحويل مقامات امنيتي كشورش دهد. در راستاي همين سياستها نيروهاي نظامي تركيه در مرزهاي سوريه مستقر شدند. در كنار تهديدات جدي تركيه در داخل سوريه نيز شاهد برخي وقايع بوديم از جمله اينكه بيشترين روابط را در اين كشور با حزب كارگران ، رفعت اسد برادر حافظ اسد رئيس جمهور وقت سوريه بر عهده داشت كه از صحنه سياسي سوريه حذف شده بود. از طرفي ديگر حضور اوجالان و اين حزب در سوريه باعث ايجا روابط با كردهاي ناسيوناليستسوريه و ايجاد برخي مشكلات در اين مناطق گرديده بود كه چه بسا دولت سوريه نيز بي ميل نبود كه به شكلي رهبرPKK را از اين كشور اخراج نمايد.

نهايتا تهديدات تركيه كارساز شد و سوريه به اوجالان فشار وارد كرد كه خاك اين كشور را ترك نمايد.قرار گرفتن حزب كارگران در ليست احزاب و گروههاي تروريستي اتحاديه اروپا امكان رفتن اوجالان به كورهاي اروپايي وجود نداشت زيرا به خاطر روابط ويژه تركيه با كشورهاي اروپايي و آمريكا در صورت رفتن وي به آن كشورها مقامات اروپايي وي را به تركيه تحويل مي دادند.

گفته مي شود اوجالان براي ترك سوريه برخي كشورها از جمله روسيه، يونان،ارمنستان،… را بعنوان مقصد بعدي انتخاب كرده و ظاهرا بعد از خروج از سوريه مسافرت كوتاهي نيز به روسيه مي كند كه مقامات اين كشور حاضر به پذيرش او نمي شوند.

وي نهايتا به افريقا مي رود. از زمان خروج اوجالان از سوريه سازمان اطلاعات تركيهMIT با همكاري سازمان اطلاعات اسرائيل(موساد) كه روابط ويژه اي بين آنها برقرار بود با توافقات امنيتي دوجانبه اوجالان دستگير و به تركيه منتقل مي شود. به دنبال انتقال وي به تركيه به خاطر برخي منافع آمريكائيها كه ظاهرا در زمان حضورPKK در شمال عراق روابطي با اين گروه برقرار كرده بودند. اقدام به اعمال فشار مستقيم و غير مستقيم براي جلوگيري از اعدام اوجالان كرد. امريكا در اين راه اروپا را نيز با خود همراه كرد. تركيه نيز ناچار شد براي الحاق به اتحاديه اروپا اقدام به اصلاح قوانين قضايي نموده و مجازات اعدام را از قوانين خود حذف نمايد. نهايتا اوجالان از مرگ نجات يافت و هم اينك در يك جزيره دوران محكوميت حبس ابد خود را مي گذراند.

بعد از سقوط رژيم بعث صدام در عراق و تشكيل منطقه خودمختار در شمال اين كشورPKK همه امكاناتش را به شمال عراق منتقل و به شكلي مورد حمايت برخي احزاب كرد عراقي قرار گرفت.با استقرار و تقويت اين حزب در شمال عراق حملات نظامي بر ضد تركيه گسترش يافت. نظاميان تركيه با استفاده از قراردادي كه قبلا با حكومت عراق منعقد كرده بودند در چندين نوبت با هدف ضربه زدن به نيروهايPKK مناطق حضور آنها را از هوا و زمين مورد حمله قرار داد و با فشار احزاب كرد عراقPKK مجبور شدفعاليتهاي نظامي اش را كاهش دهدو به سازماندهي و آموزش نيروهاي خود بپردازد
در اين ايام در خصوص نحوه مبارزه بين برخي از رهبرانPKK اختلاف ايجاد شده و عثمان اوجالان برادر عبدالله اوجالان كه بعد از بازداشت برادر از عناصر اصلي رهبري حزب بود به شكلي از اين حزب كناره گيري كند و همچنين تشكيل كميسيونهاي امنيتي مشترك بين ايران و تركيه به رياست معاونين وزارتخانه هاي كشور هر دو دولت و تصميم جدي آنها جهت مقابله با تحركات گروههاي تروريستي در مرزهاي دو كشور باعث شد جمهوري اسلامي ايران با هر نوع تحركاتPKK در مرزهاي مشترك بصورت جدي برخورد نمايد و اجازه ورود به آنها را به داخل خاك ايران ندهد و در اين رابطه بعضا درگيري هايي نيز بين نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران با عناصر وابسته بهPKK در مرزهاي دو كشور رخ داده بود. و تعدادي از مرزبانان ايراني نيز شهيد شده بودند به دنبال برخوردهاي نظامي مرزبانان ايراني با عناصر اين حزب رهبران آن تلاش نمودند فشارهايي را نيز بر عليه ايران تحميل كنند. آنها به سازماندهي تعدادي از اكراد ايراني كه به اين حزب پيوسته بودند و برخي عناصر وابسته با گروهكهاي حزب منحله دمكرات و حزب منحله كومله كه بصورت منفعل در داخل خاك عراق بودند شاخه ايرانيPKK را بنام «پژاك» با فرماندهي فردي به نام احمدي راه اندازي كرده و اين عناصر را جهت انجام عمليات هاي ايذايي و جذب نيرو كمك هاي مالي به مناطق مرزي ايران اعزام نمايند كه البته پژاك همانPKK است با يك تابلوي ديگر و اين گروهك با نيروهاي امريكايي مستقر در عراق نيز تماس مي گرفت و امكاناتي نيز از طرف نيروهاي آمريكايي در اختيار آنها قرار مي گيرد و جهت انجام عمليات هاي تروريستي در داخل ايران مورد حمايت نيروهاي امريكايي ميباشند و از طريق شبكه هاي ماهواره اي وابسته بهPKK مورد حمايت و پوشش خبري قرار مي گيرد.
گروهك تروريستي پژاك بخشي از پ.ك.ك هست كه با حمايت مستقيم آمريكا تشكيل شده و از آنطرف مرزها به كشورمان تجاوز كرده و مردم ساكن در مناطق مرزي را آزار و اذيت مي كنند . هيچ سنخيت اعتقادي و فكري بين مردم كرد منطقه با اين گروهك وجود ندارد و افكار لائيك آنها را مردم و روحانيون كرد قبول ندارند و علت استمرار حضورشان فقط حمايت و پشتيباني آمريكا و غرب است . همچنانكه سرکرده آن گروهك در سفر اخيرش به آمريكا ، قول همه نوع همكاري را داده و تضمين كرده تا اهداف دراز مدت نظام سلطه را در منطقه اجرا كند.

پژاك چيست؟
پژاك ياpjak مخفف: Partiya Jiyana Azad a Kurdistanê : پارتيا ژيانا ئازادا كورديستانێ: حزب حيات آزاد كردستان) از احزاب ملي گرا و تازه تأسيس كرد در كردستان ايران است.

فعاليت اين حزب بيشتر در مرز بين ايران و تركيه و منطقه قلعه رش در استان آذربايجان غربي و كوهستان قنديل در كردستان عراق مي باشد. اين حزب از نزديكان حزب كارگران كردستان (پ ك ك) تركيه است وخواهان سيستم كنفدراليسم براي خاورميانه و مناطق كرد نشين كشور هاي منطقه ميباشند.

ريشه هاي شكل گيري گروهك تروريستي امريكايي پژاك
طي چند سال گذشته گروهك غير قانوني و تروريستي موسوم به پژاك عليه نيروهاي مسلح ايران و حافظ مرزهاي جمهوري اسلامي ايران دست به اقداماتي زده و عده اي از مرزداران و فرماندهان نظامي اين مرز و بوم را به شهادت رسانده است.بر اين اساس نگارنده با توجه به اهميت موضوع در ابعاد امنيتي، سياسي موضوع گروهك هاي تروريستي از جمله پژاك را مورد بررسي قرار داده است.به نظر مي رسد بعد از انقلاب در ايران عوامل خارجي (غرب به رهبري آمريكا ) تلاش نموده اند با ايجاد شكاف قوميتي، كشور را با بحران هويت روبرو ساخته و از اين طريق اقتدار نظام را در تحقق اهداف،آرمانها و منافع ملي خود كه در تناقض با اهداف هژمونيك آمريكاست با مشكل مواجه سازند.در اين خصوص يك پيمايش تاريخي نشان مي دهد بيشترين دخالت آمريكا و جهان غرب در بعد از انقلاب براي واگرايي قوميتي در ايران،مناطق كرد نشين بوده است كه فعاليت و تلاش «گروهكهايي چون حزب دموكرات،كومله و چريك هاي فدايي خلق »در دهه ۶۰ و گروهك پژاك در سالهاي اخير از جمله تلاش بيگانگان براي گسست قوميتي در كشور بوده است كه با هوشمندي رهبران سياسي امنيتي كشور و مردم كرد اين گونه حركات ره به جايي نبرده و با شكست مواجه شده است.

گروهك پژاك يكي از ابزارهاي آمريكا براي بوجود آوردن ونشان دادن گسست قوميتي در ايران مي باشد.اين گروه با هدف معارضه با ايران پس از انشعاب از حزب پ.ك.ك تركيه همواره حملاتي عليه نيروهاي مستقر در مرزهاي مشترك ايران و تركيه و نيز ايران و عراق انجام داده است كه نتيجه آن تقديم چندين شهيد از مرزداران كشور مي باشد.در واقع حضور كردها در كشورهاي عراق، ايران، تركيه و نيز سوريه و همچنين عدم توجه كافي به اين قوم در برخي كشورها سبب شد تا سران كردها همواره با اقداماتي براي آنچه احقاق حق خود مي خوانند، تاكيد نمايند.در اين راستا پس از امضاي قرارداد لوزان و تاسيس جمهوري تركيه و عدم به رسميت شناختن قوم كرد، سبب شد قيام هاي متعددي در اين كشور برپا شود كه همگي به شديدترين نحو سركوب شدند.به دنبال شكست آخرين نهضت هاي عشيره اي كرد و افزايش ريشه هاي داخلي و خارجي نارضايتي در بين اين قوم در تركيه انجمني با نام انجمن تحصيل كردگان دموكرات وطن پرست آنكارا تشكيل يافت كه به زودي به نامApocus يا پيروان-APO نام مستعار عبدالله اوجلان- تغيير نام داد و سال بعد از تاسيس با انتشار منشوري تحت عنوان مسير انقلاب كردستان در سال۱۹۷۸ رسما فعاليت خود را آغاز كرد.اين حزب اولين كنگره خود را در ۱۵جولاي ۱۹۸۱در مرز سوريه و لبنان تشكيل داد و از آن زمان مبارزه مسلحانه را عليه دولت تركيه تصويب كرد.سومين كنگره اين گروهك در سال ۱۹۸۶ همراه با تاسيس ارتش آزادي بخش خلق كردستان همراه بود.تئوري اين گروه براساس نظريه هاي ماركسيستي و لنينيستي استوار است و اعلام مي كند كردستان يك مستعمره است كه به چهار قسمت، مناطق واقع در كشورهاي تركيه، عراق، ايران و سوريه تقسيم شده است و لذا رهايي تنها به وسيله مبارزه مسلحانه ممكن خواهد بود.مبارزه مسلحانه اين حزب به سركردگي عبدالله اوجالان بعد از جنگ عراق در سال ۱۹۹۱ و با فدرال شدن كردستان عراق وارد مرحله جديدي شد.در اين دوره افزايش سلاح و مهمات ارسالي به اعضاي حزب از كردستان عراق و نيز وجود يك پشتيبان معنوي سبب شد اين گروهك كه ديگر خود را سازمان مي ناميد، حملات گسترده تري عليه ارتش تركيه و مردم ترك انجام دهد كه براي مقابله با اين امر، ارتش تركيه در خلال سال هاي ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۸ بارها وارد عمل گرديد و در اين حملات، خساراتي به روستاهاي مرزي ايران نيز وارد آمد كه موجبات اعتراض گسترده دولت جمهوري اسلامي را پديد آورد.
تركيه پس از برقراري رابطه مطلوب با دولت غاصب صهيونيستي با همكاري سازمان اطلاعاتي اين رژيم موسوم به موساد و كشور كنيا توانست در شهر نايروبي عبدالله اوجالان، سركرده سازمان تروريستي پ.ك.ك را دستگير كند.به دنبال اين اقدامات و نيز جلب حمايت آمريكا توسط دولت تركيه حزب اتحاديه ميهني كردستان عراق درصدد اخراج اعضاي اين حزب از كردستان عراق برآمد كه موجب بروز درگيري در ارديبهشت ماه۷۹ بين دو حزب گرديد و تلفات و خسارات سنگيني برجاي گذاشت.پ.ك.ك بعد از دستگيري اوجلان وارد فاز جديدي از فعاليت هاي خود شد و به تحركاتي در مناطق كردنشين ايران دست زد.وجود برخي پتانسيل هاي قوميتي در اين منطقه از ايران و نيز برخي محروميت ها سبب شد عده اي افراد فريب خورده جذب اين حزب شوند.در كنگره هشتم، حزب شاخه اي به عنوان «كادك» براي فعاليت در مرزها و مناطق ايران را مدنظر قرارداد و در كنگره نهم شاخه هاي شرق و غرب نيز از حزب منشعب شدند.شاخه شرق پ.ك.ك در نهايت تحت عنوان حزب حيات آزاد كردستان ايران با پژاك در فروردين سال۸۳ تشكيل شده و براي ۳۰۰ نفر از كادرهاي خود كه اغلب ايراني بودند، اقدام به برگزاري دوره هاي آموزشي پنج ماهه در مقر هارون كوههاي قنديل كردستان عراق نمود.
در تاريخ بيستم شهريور ماه همين سال با حضور ۱۳۰تن از اعضا، كنفرانسي تشكيل و عثمان اوجالان طي سخنراني در خصوص ضرورت فعاليت در كردستان ايران، تشكيل پژاك را اعلام نمود. اين گروهك موضوعاتي را تحت عنوان «مسئله كرد در چارچوب تحولات دموكراتيك ايران، تلاش براي آزادي تمام اقشار جامعه و ايجاد روابط آزادانه بين خلق هاي ايراني» را اهداف خود اعلام كرده است.اما علي رغم تمام اين ادعاها گروهك پژاك نه به عنوان يك حزب قانوني و صلح دوست، بلكه در قالب گروهكي ضدانقلاب و مسلح به برخي فعاليت ها عليه نيروهاي مسلح ايران و حافظ مرزهاي جمهوري اسلامي دست مي زند و به آنها حمله مي برد كه آخرين مورد آن شهدا» اخير در منطقه سلماس مي باشد پر واضح است اقدامات غير قانوني،خشونت آميز و به شهادت رساندن عده اي از فرزندان اين مرز بوم اعم از سني و شيعه نشان مي دهد كه اين گروهك به مانند اسلاف خود در پوشش برخي شعارها فقط در راستاي اهداف هژمونيك و سلطه جويانه آمريكاست.كه اين امر از ديد رهبران سياسي «مركزي واستاني »و حتي مردم منطقه اعم از سني وشيعه پنهان نبوده است.

نشان گروه پژاك
زمينه اي مستطيل شكل است كه نيمه بالايي آن سرخ رنگ و نيمة پاييني به رنگ سبز مي باشد، در زمينة سرخ رنگ آن نيم خورشيدي با ۱۶ اشعه قرار دارد. كلمةPJAK با حروف لاتين در نيمة سبز رنگ به صورت خطي مستقيم با رنگ زرد نوشته شده است

                                                                                                   

اعتقادات و مشي گروهك پژاك
الف) پژاك و زن:

۱ـ نفي نظام خانواده مبتني بر شوهر و زن.
۲
ـ اعتقاد به اشتراك جنسي در جامعه (بي بند باري جنسي)
۳
ـ نفي سنت ها و آدابي كه اخلاق جنسي را تاييد مي كند.
۴
ـ نفي قيود خانواده از زن و جامعه مبتني بر زن سالاري.
۵
ـ نفي اخلاق و نسبي شمردن آن در رفتارهاي خانوادگي.
۶-
پژاك معتقد است اخلاق زائيده توهم و تصورات ناشي از دين گرايي و تقيد به خانواده مي باشد . كه لازم است به طور كامل از صحنه تاثيرگذاري اجتماعي حذف گردد.

ب) پژاك و صهيونيسم:

۱ ـ پژاك معتقد است قرابت و نزديكي خاصي بين برگزيدگان فرزندان بني اسرائيل و كرد وجود دارد.
۲
ـ پژاك معتقد است كرد نژاد برگزيده و همراه كرد صهيونيزم و فرزندان بني اسرائيل مي باشد.
۳
ـ پژاك معتقد است كرد داراي قابليت هاي مشترك بين فرزندان يهود و كرد مي باشد.
۴
ـ پژاك با همانند سازي ايدئولوژي صهيونيزم نقشي مانند يهود براي كرد قايل مي باشد.
۵
ـ تفكر پژاك نشانه هاي روشني از تاثير پذيري از تئوري سين هاي يهود دارد.
۶
ـ تفكر پژاك محصول فلسفه فكري مبتني بر بينش صهيونيزم مي باشد.
۷
ـ تفكر پژاك مبتني بر جايگزيني نژاد كرد به جاي يهود مي باشد.
۸
ـ پژاك معتقد است آنچه كه تاكنون ماموريت صهيونيزم بوده بايد به كرد واگذار شود.
۹
ـ پژاك معتقد است بايد پيوند مشترك بين حكومت شمال عراق و اسرائيل ايجاد شود.
۱۰-
در تفكرآپو ئيسم نوعي قرابت و همساني بين تفكر صهيونيزم و كرد گرايي مبتني بر برگزيده بودن اين دو نسل و آينده ساز بودن آن و رسالت تاريخي اينها و قرابت سر نوشت مشترك آنها مي باشد.

ج) پژاك و دين:

۱- دين به طور عام و اسلام به صورت خاص مظهر عقب ماندگي خاورميانه مي باشد.
۲-
دين به طور عام و اسلام به صورت خاص عامل نظام طبقاتي مي باشد.
۳-
دين به طور عام و اسلام به صورت خاص افيون جامعه مي باشد.
۴-
دين به طور عام و اسلام به صورت خاص عامل ايست تمدني مي باشد.
۵-
دين به طور عام و اسلام به صورت خاص عامل ديكتاتوري و توجيه كننده وضعيت موجود مي باشد.
۶-
دين به طور عام و اسلام به صورت خاص عامل بردگي زن مي باشد.
۷-
دين به طور عام و اسلام به صورت خاص تخيل اقتدار متمركز و توجيه گر ظلم و اجحاف اجتماعي مي باشد.
۸-
در يك ديد كلي دين به طور عام و اسلام به طور خاص را عامل عقب ماندگي و عدم تحول در مشرق زمين و به ويژه در ايران و خاورميانه مي دانند و اعتقاد دارند به منظور رسيدن به هدف مطلوب بايد تمام مظاهر دين و حاكميت هاي مبتني بر دين از عرصه فردي و اجتماعي حذف گردد.

د) نتيجه
تفكر پژاك كه از افكار و انديشه هاي سركرده آن (عبدالله اوجالان – معروف به آپو) ناشي است با شاخه ها و جهت گيري ها و نگاه تحليلي خاص به تاريخ و آنچه در آينده واقع خواهد شد ، ترسيم كننده واقعيتي تلخ در آينده خاورميانه مي باشد . بدين مفهوم كه با تكيه بر قرابت و نزديكي نژادي با صهيونيزم و ترسيم سر نوشت مشترك با قوم يهود و اعتقاد به برتري قوم كرد حتي نسبت به قوم يهود نوعي نژاد پرستي پان كرديسم را دنبال مي كند كه ضمن نفي اصول ثابت و پايه دار نظام اجتماعي در سطح خاورميانه ازجمله دين به طور عام ، اسلام به طور خاص و شيعه به طور اخص ، مليت و غيرت ملي ، نفي نظام خانواده و ترويج نوعي بي بند وباري جنسي به نام دفاع از حقوق زن در صدد است با توجه به تحولات خاورميانه به اهداف شيطاني خود تحت پوشش دفاع از مردم كرد دست يابد.
راستي نظام سلطه و در راس آن آمريكا ، به چه منظوري از چنين گروهكهايي حمايت و پشتيباني مي كند ؟ و چه ارتباطي با طرح خاورميانه بزرگ و رويش اينگونه گروهكها وجود دارد ؟
آيا پژاك گروهي مستقل است؟
آيا پژاك گروهي است كه داراي انديشه اي مستقل است و خود براي خود تصميم مي گيرد و يا آنكه در گرايش هاي فكري، تصميمات راهبردي، منابع مالي، برنامه ريزي و … گروهي است كه به ديگران وابسته است؟در اين يادداشت مي كوشيم بدون پيش داوري و با استناد، استقلال يا عدم استقلال اين گروه را مورد بررسي قرار دهيم.

١. بررسي وابستگي به پ. ك. ك:
پ. ك. ك. حزب كارگران كردستان تركيه است. رهبر اين گروه عبدالله اوجالان است كه اكنون در زنداني در جزيره امرالي در نزديكي استانبول به سر مي برد. در اين بخش به بررسي وابستگي يا عدم وابستگي پژاك. به پ. ك. ك. مي پردازيم.

جميل باييك از اعضاي موسس «پ.ك.ك» كه در حال حاضر يكي از رهبران سازمان پژاك است در مصاحبه اي در تاريخ نوامبر ۲۰۰۶ مي گويد:” «پ.ك.ك» بنيانگذار و حامي پژاك است.”

احسان واريا» رئيس كميته هماهنگي پژاك نيز قبلاً در «پ.ك.ك» مسئول منطقه بود. آكيف زاگرس كه از مي ۲۰۰۶ تا هنگام مرگ رهبر پژاك بود، از اعضاي مهم «پ.ك.ك» بود. همچنين گلستان دوغان رئيس شاخه زنان پژاك موسوم به «اتحاديه زنان كردستان شرقي» (YjRK) نيز عضو «پ.ك.ك» بود. به علاوه، مجلس عمومي پژاك كه در آن رهبران حزب گردهم مي آيند، از اعضاي «پ.ك.ك» تشكيل شده است.

گذشته از اين شواهد, افرادي كه به تازگي از گروه پژاك جدا شده اند از نفوذ بسيار بالاي انديشه هاي اوجالان در پژاك حكايت مي كنند كه كثرت تصاوير اوجالان در ميان پايگاه هاي پژاك مويد اين مطلب است.

.۲ بررسي وابستگي به ايالات متحده آمريكا:
سايت خبري آمريكايي “نيوزمكس” در آگوست ۲۰۰۷ مصاحبه اي با رحمان حاج احمدي (رئيس پژاك) انجام مي دهد.

حاج احمدي كه به واشنگتن سفر كرده بود در اين مصاحبه مي گويد: اميدوارم در ديدار با مقامات ‏ارشد دولت آمريكا درباره وضعيت جاري در ايران و كمك واشنگتن به حزب “پژاك” ‏گفت و گو و رايزني كنم.وي در اين مصاحبه ادامه مي دهد: با كمك آمريكا اقوام كرد را در ‏شورشي كه مي تواند به كل ايران گسترش يابد هدايت مي كنيم.
اينها سخنان رهبر پژاك بود، آيا براستي آمريكايي كه دستان او به خون ميليون ها مسلمان بي گناه آلوده است لياقت آن را دارد كه رهبر پژاك كه ادعاي مبارزه با ظلم را دارد اين گونه از او درخواست كمك كند؟
گروه پژاك داراي دو مشكل مهم در اساسنامه خود است:

۱٫ در اساسنامه حزب اين عبارت آمده است: «آزاديخواهي جنسيتي
به باور گردانندگان اصلي حزب نبايد هيچ محدوديتي بين دو جنس زن و مرد در اين تشكيلات و در جامعه ايده آل آنها وجود داشته باشد.اگر كسي كوچكترين آشنايي با قرآن داشته باشد مي داند كه يكي از دستورات مهم قران ممنوعيت اختلاط زن و مرد و لزوم رعايت حجاب است.
گروه پژاك عملا به اين دستور صريح اسلام بي اعتناست و از اين روست كه كردهاي مسلمان معتقد (همانند گروه پيشمرگان كرد مسلمان) حاضر به همكاري با اين گروه نمي شوند و پژاكي ها را غيرمسلمان مي نامند.

۲٫ در اساسنامه حزب اين عبارت آمده است: «كنفدراليسم دمكراتيك خلق كرد
يكي از برنامه هايي كه از سوي اسرائيل و آمريكا در منطقه خاورميانه به شدت تبليغ مي شود قوميت گرايي است. پان تركيسم (ترك گرايي), پان عربيسم, پان كرديسم, پان تركمنيسم, پان بلوچيسم و
يكي از مهمترين علل موفقيت و پيشرفت مسلمان در قرن هاي گذشته اتحاد آنها بوده است. براي مسلمانان قوميت اهميتي نداشت آنچه مهم بود مسلمان بودن بود. كرد و فارس و ترك و لر و بلوچ و عرب و تركمن و … همه و همه در منطقه خاورميانه و قفقاز در كنار يكديگر با اتحاد زندگي مي كردند.
البته پيش از ظهور اسلام قوميت گرايي (ماد و پارت و پارس) در ايران وجود داشت اما پس از اسلام اين مفاهيم برچيده شد و همه در زير پرچم حكومت اسلامي (خلفاي راشدين و …) با اتحاد زندگي مي كردند.استعمار انگليس پس از متلاشي كردن حكومت عثماني كوشيد تا با ايجاد تفرقه در ميان مسلمانان آنان را از پيشرفت بازدارد و همواره آنها را به درگيري بين خود مشغول كند. مهمترين برنامه آنها ايجاد اختلاف قومي (كرد, فارس, عرب و …) و نيز اختلاف مذهبي (شافعي, حنفي, حنبلي, مالكي, شيعه و …) بود.انگلستان و پس از آن آمريكا كوشيدند تا با تحريك احساسات قومگرايانه اقوام مختلف در خاورميانه و ايجاد درگيري هميشگي, مسلمانان را از تلاش براي ايجاد آرمانشهر و تمدن پرشكوه اسلامي بازدارند و همواره انان را تحت استعمار و استثمار خود قرار دهند.
براستي آيا اكنون گروه پژاك با تبليغ كردگرايي دانسته يا نادانسته به خدمت استعمارگران درنيامده است؟
شهيد شد يا به هلاكت رسيد؟
گروه مجاهدين خلق (موسوم به منافقين) گروهي بود كه براي كشته هاي خود از نام مقدس شهيد استفاده مي كرد تا به صورت غيرمستقيم در اذهان اعضاي خود برحق بودن خود را تبليغ كند.

اكنون نيز گروه پژاك افرادي را كه از گروه پژاك در درگيري ها كشته مي شوند شهيد مي نامد.از سوي ديگر سپاه پاسداران نيز به كشته هاي خود لقب مقدس شهيد مي دهد.بالاخره چه كسي شهيد است؟
در اين نوشتار به بررسي اين مساله مي پردازيم.

الف. در انديشه قرآني به كسي شهيد گفته مي شود كه در راه تحقق حاكميت الهي مبارزه كند و در اين راه جان خود را تقديم كند.اعضاي پژاك در راه تحقق هدف پان كرديسم = كردگرايي ( قوميت گرايي از سوي اسرائيل در منطقه خاورميانه تبليغ مي شود) با جمهوري اسلامي مبارزه مي كنند. اين درحالي است كه در معارف ديني به شدت از قوميت گرايي نهي شده است.

ب. شهيد كسي است كه به دستورات الهي پايبند بوده باشد. اما اعضاي پژاك هيچ اعتقادي به حجاب ندارند.
درحالي كه اهميت حجاب درحدي است كه به فتواي همه عالمان سني و شيعه اگر كسي منكر حجاب باشد مرتد است و مشمول عذاب الهي خواهد شد.
ج. بسياري از روحانيان عاليرتبه اهل سنت كرد از جمله:
ماموستا محمد شيخ الاسلامي
ماموستا عبدالرحمان خدايي
ماموستا حسام الدين مجتهدي
كه خود مفسر قرآن هستند جمهوري اسلامي را بر حق شمرده و مبارزه مسلحانه با آن را حرام مي دانند.
با اين وجود به كشته هاي پژاك مي توان لقب مقدس شهيد داد؟
سياست هاي پژاك در جذب جوانان
يكي از اساسي ترين استراتژي هاي پژاك جذب جوانان است. از اين رو سياستگزاران اين گروه براي جذب جوانان به ترفندهاي مختلفي از جمله چند مورد ذيل توجه خاص دارند، لازم به يادآوري است كه اين سياست ها پيش از اين از سوي گروه مجاهدين خلق _(موسوم به منافقين) نيز عملي مي شد كه گرچه در سالهايي توانست جذابيت آفرين باشد اما پس از مدتي به دليل افشاي چهره واقعي آنها تمامي اين سياست ها به شكست انجاميد:

۱٫ اختلاط دختر و پسر
جوان در سن ازدواج است از اين رو وجود محيطي كه در آن دختران و پسران بدون محدوديت باشند براي جواناني كه نسبت به ارزش هاي ديني و قومي خود بي اعتنا هستند جذابيت دارد. اما غافل از آنكه در اين راه جان خود را از دست خواهد داد.مسئولان پژاك براي توجيه اين اقدام خود كه در مخالفت آشكار با آموزه هاي دين اسلام است عنوان مي كنند كه اين امر به دليل مخالفت آنها با تبعيض جنسيتي و دفاع از حقوق زنان است

۲-هيجان طلبي جوانان
يكي از ويژگي هاي هر جواني هيجان طلبي است. نسل جوان ايران در زمان شاه هيجان خود را در مبارزه با شاه تخليه مي كرد و در زمان جنگ با عراق نيز جبهه ها محلي براي بروز اين حس فطري جوانان ايران بود.اكنون پژاكيان با استفاده از اين خصلت جوانان آنان را روانه ميدان جنگ و درگيري مي كنند.

۳٫ شخصيت طلبي جوانان
يكي ديگر از ويژگي هاي يك جوان شخصيت طلب بودن اوست. او انتظار دارد در نگاه ديگران داراي موقعيت باشد. پژاك با توجه به اين مساله اقدام به ايجاد گروه هاي فرعي بسياري در درون تشكيلات خود كرده است. بعضي از اين گروه ها دو نفره اند اما عنوان هايي را كه به آنها مي دهند به گونه اي است كه آنها به شدت احساس شخصيت كنند. به عنوان مثال به اين دو نفر اين عنوان هاي فريبنده را مي دهند: يكي فرمانده گروه عملياتي آپو يك (مثلا) و ديگري معاون گروه عملياتي آپو يك است. اين عنوان ها براي جواني كه در سطح فكري مناسبي نباشد فريبنده است.

۴٫ آرمان گرايي جوانان
يك جوان به شدت آرمانگراست و در صورتي كه احساس كند يك هدف حق است هرچند رسيدن به آن داراي عواقبي باشد حاضر است براي آن هدف تلاش كند.
كردستان بزرگ عنواني است كه از سوي پژاك به عنوان يك هدف معرفي مي شود و در كنار آن بيان درد و رنج هايي كه ملت كرد در طول تاريخ متحمل شده اند (شبيه آنچه صهيونيست ها براي تحريك احساسات يهوديان به كار مي برند) در برانگيختن حس آرمانگرايي جوانان كرد

mostajar.

لینک کوتاه : https://mostajar.com/?p=1453

برچسب ها

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.