1

فیض بهاران

  • کد خبر : 938
  • ۱۴ تیر ۱۳۹۰ - ۴:۲۵

در جسم جهان، فیض بهارانم من عالم چو زمین تشنه، بارانم من در زهد، دلیل پارسایان جهان در عشق، امام جان نثارانم من فرزند حسین و زینت عبادم شایسته‌ترین، سجده گزارانم من با این همه منزلت ز سوز دل و جان روشنگر بزم سوگوارانم من چون لاله همیشه از جگر مى‌سوزم چون شمع همیشه اشك […]

در جسم جهان، فیض بهارانم من عالم چو زمین تشنه، بارانم من
در زهد، دلیل پارسایان جهان در عشق، امام جان نثارانم من
فرزند حسین و زینت عبادم شایسته‌ترین، سجده گزارانم من
با این همه منزلت ز سوز دل و جان روشنگر بزم سوگوارانم من
چون لاله همیشه از جگر مى‌سوزم چون شمع همیشه اشك بارانم من
من نور دل پیمبر و زهرایم روشنگر بزم عترت طاهایم
افروخته‌تر ز شمع افروخته‌ام دل سوخته‌تر ز لاله صحرایم
با ذكر دعا و خطبه و اشك و پیام من حافظ انقلاب عاشورایم
بیمار فتاده در دل آتش و خون لب تشنه، خسته بر لب دریایم
آن طرفه شهید زنده‌ام من كه به عمر از تیغ جفا بریده‌اند اعضایم
آنم كه به هر گام خطرها دیدم در هر نفس از ستم شررها دیدم
با آن كه ز كربلا، دلم خونین بود در شام همى خون جگرها دیدم
با آن كه به خاك و خون بدیم تن‌ها بر عرشه نیزه نیز، سرها دیدم
در باغ به خون نشسته كرببلا افتاده، قلم قلم شجرها دیدم
یك سو تن صد چاك پدرهاى شهید یك سو تن پامال پسرها دیدم
من دیده‌ام آنچه را كه دیدن سخت است دیدن نه همین بلكه شنیدن سخت است
از ورطه طوفان‌زده آتش و خون بر ساحل آرزو رسیدن سخت است
هفتاد و دو تن ز بهترین یاران را دیدن به زمین و دل بریدن سخت است
بار غل و زنجیر چهل منزل راه با پیكر تب‌دار كشیدن سخت است
جانبخش بود صداى قرآن اما از راس پدر به نى شنیدن سخت است
لینک کوتاه : https://mostajar.com/?p=938

برچسب ها

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.