2

فضای مجازی وآسیب ها

  • کد خبر : 829
  • ۲۴ آبان ۱۳۹۷ - ۱۷:۰۰

اثرگذاري تکنولوژي بر فرايندهاي اجتماعي و به عبارتي بر حيات اجتماعي و فرهنگي جوامع، چشمگير و عمده است. چنين اثر گذاري موجب شده است که در ادبيات جامعه شناسي شاهد مواجه با طرح نقطه نظرهايي در خصوص تکنولوژي و چگونگي اثرگذاري آن بر حيات اجتماعي باشيم. دستاوردهاي بشر از صنعت و فناوري‌ هاي نوين علاوه بر […]

اثرگذاري تکنولوژي بر فرايندهاي اجتماعي و به عبارتي بر حيات اجتماعي و فرهنگي جوامع، چشمگير و عمده است. چنين اثر گذاري موجب شده است که در ادبيات جامعه شناسي شاهد مواجه با طرح نقطه نظرهايي در خصوص تکنولوژي و چگونگي اثرگذاري آن بر حيات اجتماعي باشيم. دستاوردهاي بشر از صنعت و فناوري‌ هاي نوين علاوه بر منافعي که براي بشر داشته و رفاهي که براي او به ارمغان آورده، همواره آسيب هايي را نيز به همراه داشته است. اگر چه بسياري از ابداعات و نوآوري‌ها با انگيزه تأمين رفاه و آسايش و تحکيم ارزش هاي انساني و در جهت نيل به کمال، شکل گرفته است، اما در عين حال به دليل برخي کج فکري ها و استفاده هاي نادرست از ابزارهاي جديد، اين اختراعات، گاه جسم و جان و اخلاق و روان انسان ها را مورد آسيب قرار داده و گاه فرهنگ و اعتقادات و رفتارهاي اجتماعي وي را دگرگون کرده است.

 با رشد رسانه های نوین، جهاد وارد عصر دوم رسانه ها شده است که برخلاف دوره مدرن و عصر نخست، آینده آن به طور کامل قابل پیش بینی نیست، زیرا در عصر دوم رسانه ها که در آن بحث رسانه های الکترونیک جدید، حاکمیت دارند و اطلاعات حرف آخر را می زنند، پدیده ها کمتر قابل پیش بینی اند. رسانه های نوین دارای آسیب های بسیار مهم روانی و سیاسی است که می توانند، زمینه و بستر مناسبی را برای جنگ نرم ایجاد کنند. در مورد آسیب های روانی شبکه های اجتماعی، می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

۱- کاهش احساسات: به دلیل اینکه اغلب ارتباطات در این فضا، به صورت نوشتاری است، اغلب فاقد احساسی است که در فضای واقعی، از طریق قدم زدن، سخن گفتن و… به دست می آید. افراد با وجود امکانات ارتباطی در فضای مجازی، دیگر اهمیتی به کیفیت روابط نمی دهند و این مسئله، به کاهش بیشتر احساسات منجر می شود.

۲- متن گرایی: علی رغم امکانات چند رسانه ای موجود در فضای مجازی، هنوز هم قسمت عمده ای از ارتباطات در فضای مجازی را ارتباطات متنی در قالب ایمیل و چت تشکیل می دهد. ارتباطات متنی می تواند شکل جدیدی از هویت مجازی را شکل دهد.

۳- انعطاف پذیری هویتی: افراد در فضای مجازی، به دلیل نبود راهنماهای چهره ای، می توانند بازنمایی های متفاوتی از خود ارائه دهند.

۴- دریافت های جایگزین: در ارتباطات مجازی، شما می توانید دیوارها را بشکنید، به حوزه خصوصی دیگران وارد شوید و حرف هایی را که حاضر نیستند، در ارتباط چهره به چهره به شما بگویند، بشنوید.

علاوه بر آسیب های جدی شبکه های اجتماعی مجازی در بعد روانی که به انعطاف پذیری هویتی و شکل گیری هویت های مجازی جدید منجر می گردد، مهم ترین تأثیرات سیاسی فناوری های ارتباطی- اطلاعاتی، تضعیف دولت های ملی، اشاعه اطلاعات سیاسی و کاهش مشارکت سیاسی افراد و گروه هاست.

همچنین کنترل اطلاعات در عصر جدید، اهرم اصلی قدرت بازیگران جهانی، ملی و محلی است اهرمی که در انقلاب های رنگی در اختیار بنیاد سوروس و سازمان های غیردولتی و جنبش های دانشجویی قرارگرفت و رهبران احزاب و جنبش ها، بیشترین بهره را از آن بردند.

دول غربی، ماهرانه با استفاده از امکانات تکنولوژی و ارتباطات، مانند اینترنت، سایت های انتقادی را علیه یک دولت سازمان می دهند. پیام های کوتاه را از طریق تلفن های همراه رد و بدل می کنند و مرتب قرارهای جدیدی می گذارند.

آسیب مهم دیگر رسانه های نوین، تأثیر بر افکار عمومی و بسیج آن است. به گونه ای که به واسطه این رسانه ها، نوعی فضای عمومی شکل می گیرد و بسیاری افراد، بی آن که یکدیگر را ببینند و تبادل نظر کنند، مانند یکدیگر فکر و در نتیجه مانند یکدیگر نیز عمل می کنند. بر این اساس، از طریق تولید پیام، شعار و اندیشه، به شیوه ای هنری و از طریق تصویر، گرافیک، صدا و موسیقی، تصورات دستکاری و بسیج می شوند و در نهایت فعالیت سیاسی، این امکان را می یابد که با زندگی روزمره آمیخته شود.

در این صورت دیگر مانند گذشته، نیازی نیست که برای تبدیل افکار عمومی به نیروی اجتماعی و تغییر اوضاع سیاسی، به اهرمی مانند حزب سیاسی متوسل شد و اگر این تغییر در افکار عمومی پیدا شود، مردم در مواقع مهم تاریخی، خود راه را باز می کنند و احتیاجی به اعمال نیرو، فشار و زور از طریق اهرم های جدا از مردم وجود ندارد.

افزون بر این، استفاده جنبش های اجتماعی جدید، از شبکه های اجتماعی مجازی، آسیب جدی دیگری را برای دولت ها به همراه داشته است. جنبش های اجتماعی جدید و هویت های دگرخواهانه، از مهم ترین جنبه های نرم افزاری تهدید امنیت ملی هستند. جنبش های نوین کنونی، اهمیت بیشتر را به هویت داده و در برابر اشکال جدید سلطه و طرد مقاومت می کنند. این جنبش ها همچنین تلاش دارند، تا با اشکال جدید تکنولوژی های ارتباطی و تغییرات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی سازگار شوند.

به اعتقاد مانوئل کاستلز، بازیگران سیاسی، از طریق رسانه های نوین، در بازی قدرت حضور دارند و از آن جا که اطلاعات و ارتباطات، عمدتاً از طریق شبکه جهانی اینترنت و ماهواره ها و خبرگزاری ها صورت می گیرد، بازی سیاسی، به نحو فزاینده ای در فضای رسانه ها صورت می گیرد . وی همچنین به نقش تکنولوژی های ارتباطی، مانند اینترنت، در عضوگیری و گسترش قدرت جنبش های اجتماعی اشاره می کند. شبکه های اجتماعی شکل اجتماعی نوینی از ارتباطات را به وجود آورده که در عین حال توده ای است؛ اما به صورت انفرادی تولید و دریافت می شود و تاثیر می گذارد. با این همه، در سراسر جهان، به ابزاری در خدمت جنبش های اجتماعی تبدیل می شود؛ اگرچه این جنبش ها تنها استفاده کنندگان این ابزار جدید، بسیج و سازمان دهی نیستند.

جنبش های مذکور، باید بتوانند برای دستیابی به اهداف خود، در سه زمینه توانمندی داشته باشند: شکل دادن به هویت جمعی، متقاعد ساختن پیروان خود و بسیج آنها. این جنبش ها، با استفاده از تکنولوژی های جدید اطلاعاتی، می توانند به راحتی به هر سه هدف مذکور دست یابند. ملوچی معتقد است که شبکه های اجتماعی مجازی به جنبش های اجتماعی، توانمندی انعکاس روش ها و اهداف خود را به فضای عمومی داده است.

همچنین شبکه های اجتماعی مجازی همانند آزمایشگاهی است که جنبش های اجتماعی، میزان توانمندی خود را بررسی می کنند. در چنین حالتی شبکه های اجتماعی، تنها به عنوان وسیله سیاسی عمل نمی کنند، بلکه خود به فضای سیاسی تبدیل می شوند و نیز کاربرد شبکه های اجتماعی این امکان را به جنبش های اجتماعی می دهد که روش های سنتی بیان اعتراضات خود، همانند راهپیمایی ها، اعتراضات، شعارها واستفاده از نمادها را آسان تر به کار برده و آن ها را با روش های نمادین جدید ترکیب کنند. بر همین اساس، این جنبش ها توانمندی بیشتری برای جذب طبقه جوان جامعه و شکل دادن به افکار عمومی دارند. با کاربرد تکنولوژی های اطلاعاتی جنبش های اجتماعی به استفاده از پوشش رسانه ای جمعی نیازی ندارند.

از دیگر آسیب های سیاسی رسانه های نوین، می توان به رسانه ای شدن فضای سیاست اشاره کرد. از دید کاستلز در جامعه کنونی، سیاست به معنای سیاست رسانه ها است. رسانه ها، پس زمینه همیشگی بازی سیاست و حوزه ای عمومی هستند که در آن قدرت به نمایش درمی آید و درباره اش داوری می شود .به اعتقاد وی، اگرچه سیاستمداران برای کسب قدرت سیاسی در رسانه ها، از تکنیک ترور شخصیت، رسواگری و جنجال استفاده می کنند و این مسئله معرف خوبی برای یک جامعه دموکراتیک است. ولی باید به این نکته توجه داشت که ویژگی اصلی سیاست رسوایی و جنجال این است که همه کنشگران سیاسی شرکت کننده در آن، خود به دام این نظام می افتند وغالباً نقش ها معکوس می شوند؛ شکارچی امروز شکار فرداست.

یکی دیگر از آسیب های جدی شبکه های اجتماعی، به علت توانمندی آن ها برای پنهان کردن و پوشاندن اطلاعات و در نهایت پدید آوردن جهل عمومی است.

عدم توانایی شبکه های اجتماعی برای نهادسازی سیاسی در جریان اعتراضات و پس از آن، یکی دیگر از آسیب های جدی شبکه های اجتماعی است؛ برای مثال توئیتر یا فیس بوک، تنها می توانند به شکل دهی اعتراضات و سرنگونی حکومت کمک کنند؛ اما توانایی برنامه ریزی برای اداره حکومت یا ایجاد نهادهای دموکراتیک را نداشته و نمی تواند، از آرمان ها و اهداف موردنظر خود دفاع کند. از دیگر آسیب های جدی شبکه های اجتماعی مجازی این است که به میزان قابل توجهی، شانس کنترل سیاسی و مردم فریبی را بالا می برد، زیرا پیشرفت تکنولوژی، چنان از ارتقای بصیرت افراد پیشی می گیرد که افراد هنگام رویارویی با تکثیر سریع اطلاعات کاملاً بی دفاع می مانند. خارج شدن سیاست از فرایند عقلانی، دیگر آسیب جدی رسانه های نوین است؛ زیرا رسانه های جدید، درحال دگرگون کردن سیاست هستند؛ به عبارت دیگر، زندگی سیاسی به مقدار زیادی در محدوده رسانه قرار گرفته است؛ یعنی سیاست منطق رسانه ها را پذیرفته و در این فرایند خود دگرگون شده است.

علل و عوامل پيدايش آسيب هاي اجتماعي، به ويژه در ميان نوجوانان و جوانان را مي توان به سه دسته عمده تقسيم نمود:

– عوامل شخصيتي اين دسته از عوامل معطوف به عدم تعادل رواني، شخصيتي و اختلال در سلوك و رفتار است كه به برخي از آن ها اشاره مي شود:
معمولاً ويژگي هاي شخصيتي افراد بزهكار و كجرو، بي قاعدگي رابطه و ارتباط ميان فرد و جامعه و ارتكاب رفتارهاي نابهنجار و خلاف مقررات اجتماعي است، ولي معمولاً از نظر مرتكب و عامل آن در اصل و يا در مواقعي خاص، اين گونه رفتارها ناپسند شمرده نمي شود. افراد روان رنجور و روان پريش نسبت به ارزش ها، هنجارها و مقررات اجتماعي بي تفاوت بوده و كمتر آن ها را رعايت مي كنند. اعمال و شيوه هاي رفتاري اين گونه افراد نظام اجتماعي را متزلزل و گاهي نيز مختل مي كند و موجب مي شود كه رعايت ارزش هاي اخلاقي و هنجارها در جامعه و نزد ساير افراد زيرسؤال رفته و آن را به پايين ترين سطح عمل تنزل دهد. برخي از مشخصه هاي بارز و برجسته شخصيتي اين گونه افراد، خودمحوري، پرخاشگري، هنجارشكني، فريبندگي ظاهري و عدم احساس مسئوليت مي باشد. اين گونه افراد به پيامد عمل خود نمي انديشند، در كارهاي خود بي پروا و بي ملاحظه هستند و در پند گرفتن از تجربيات، بسيار ضعيف بوده و در قضاوت هاي خود يك سويه مي باشند. اين نوع شخصيت ها عمدتاً از محيط اجتماع، خانه و مدرسه فرار كرده، پاي بند قواعد، مقررات و هنجارهاي اجتماعي نيستند و به دنبال هر چيزي مي روند كه جلب توجه كند. حتي در پوشش و سبك و شكل ظاهري خويش، به ويژه در شيوه لباس پوشيدن، آرايش مو و صورت به گونه اي كه خلاف قاعده و خلاف سبك مرسوم ساير افراد اجتماع باشد، عمل مي كنند تا جلب توجه نمايند.گروهي از افراد بزهكار و كجرو نيز ويژگي هاي شخصيتي ديگري دارند؛ خودمحور و پيوسته به تمجيد و توجه ديگران نيازمندند و در روابط خود با مردم به نيازها و احساسات آنان توجه نمي كنند. اين افراد اغلب با رؤياهايي در مورد موفقيت نامحدود و درخشان، قدرت، زيبايي و روابط عاشقانه آرماني سرگرم اند. اغلب اين افراد والديني داشته اند كه از نظر عاطفي نسبت به آنان بي توجه اند يا سرد و طردكننده بوده و يا بيش از حد به آنان محبت كرده و ارج مي نهند. آنان به علت سركوب خواسته ها و فقدان ارضاي تمايلات دروني، از كانون خانواده بيزار شده و به رفتارهاي نابهنجار نظير فرار از خانه، ترك تحصيل، سرقت و اعتياد گرايش پيدا مي كنند.
گروهي نيز افرادي برون گرا و به دنبال لذت جويي آني هستند، دم را غنيمت مي شمارند، دوست دارد در انواع ميهماني ها وجشن ها شركت كنند، تشنه هيجان و ماجراجويي اند، به همين دليل براي لذت جويي دست به اعمال خلاف و بزهكارانه مي زنند.
سرانجام گروهي از افراد بزهكار نيز مشخصه بارزشان، پرجوش و خروشي و بيان اغراق آميز، هيجاني، روابط طوفاني بين فردي است.
هيجان طلبي، ماجراجويي، تنوع طلبي، كنجكاوي، استقلال طلبي افراطي، خودباختگي احساسي و غلبه كنش هاي احساسي بر كنش هاي عقلاني از جمله مشكلات رفتاري است كه فرد را به سوي موقعيت هاي خطرزا و ارتكاب اعمال بزهكارانه رهنمون مي كند.
از ديگر مشكلات روحي رواني كه منجر به رفتارهاي ضداجتماعي مي شود، مي توان به ضعف عزتّ نفس، احساس كهتري، فقدان اعتماد به نفس، احساس عدم جذابيت، افسردگي شديد، شيدايي و اختلال خلقي اشاره نمود. چنين افرادي معمولاً مستعد انجام رفتارهاي نسنجيده و انحرافي هستند.

۲- عوامل فردي

در حوزه عوامل فردي، مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:

– آرزوهاي بلند،
– خوش گذراني و لذ ت طلبي،
– قدرت، استقلال و عافيت طلبي،
– زياده خواهي،
– بي بندوباري و لاابالي گري،
– بي هويتي و بي هدفي در زندگي.

افراد گاهي اوقات براي رسيدن به آمال و آرزوهاي بلند و دست نيافتني و مدينه فاضله اي كه رسانه هاي ملّي و يا ماهواره ها تبليغ مي كنند، مرتكب جرايم مي شوند. گاهي اوقات هم ارتكاب جرايم را فقط يك كار تفنّني و به عنوان گذران اوقات فراغت مي دانند با اينكه ممكن است در خانه و محيط اطراف خود مشكل حادي هم نداشته باشند كه آنان را مجبور به ارتكاب رفتار نابهنجار نمايد، ولي فقط به خاطر اينكه در چند روز زندگي خوش باشند، دست به ارتكاب اعمال خلاف عرف و اجتماع مي زنند.
گاهي نيز افراد از نعمت خانواده و والدين عاطفي برخوردارند، اما به خاطر شكست در تحصيلات و ناتواني در ادامه تحصيل، تحقير معلمان و فشارهاي بي مورد والدين مجبور مي شوند خود را به گونه اي ديگر نشان دهند و به اصطلاح «خودي» نشان دهند. و اين حكايت از ميل به استقلال طلبي، قدرت طلبي و يا عافيت طلبي در نوجوانان و جوانان دارد كه به دليل عدم ارضاي صحيح آن دست به ارتكاب اعمال ناشايست مي زنند.
عده اي از نوجوانان نيز به دليل روحيه تنوع طلبي و زياده خواهي و عدم تربيت صحيح و عدم هدايت درست اين غريزه طبيعي، دست به اعمال خلاف مي زنند.
گاهي هم عده اي ممكن است داراي زندگي مرفهي باشند و هيچ گونه كمبود مالي و عاطفي نداشته باشند، ولي به دليل اين كه روحيه فاسدي دارند و به اصطلاح بي بند و بار و بي هويت اند و يا هدفي در زندگي ندارند، ميل به بزهكاري پيدا مي كنند.

۳- عوامل اجتماعي

در بررسي آسيب ها و انحرافات اجتماعي، به عنوان يك پديده اجتماعي، به علل اجتماعي انحرافات مي پردازيم .به هر حال، عوامل متعددي در اين زمينه نقش دارند كه در اينجا به یکی از آ ن ها اشاره مي گردد:

– عدم پاي بندي خانواده ها به آموزه هاي ديني

مطالعات و تحقيقات نشان مي دهد تا زماني كه اعضاي جامعه پاي بند به اعتقادات مذهبي خود باشند، خود و فرزندانشان به فساد و بزهكاري روي نمي آورند. در پژوهشي كه توسط مركز ملّي تحقيقات اجتماعي كشور مصر در سال ۱۹۵۹ صورت گرفته است، ۷۲ درصد نوجوانان بزهكار، كه به دليل سرقت و دزدي توقيف و يا زنداني شده بودند، نماز نمي گزاردند و ۵۳ درصد آنان در ماه رمضان روزه نمي گرفتند. به هر حال، اين انديشه كه كاهش ايمان مذهبي يكي از علل عمده افزايش نرخ جرم در جوامع پيشرفته و غربي است، نظري عمومي است. تحقيقات صورت گرفته در كشور نيز مؤيد همين نظريه است.

آسیب شناسی وسائل ارتباط جمعی

وسائل ارتباط جمعی به ابزاری گفته می شود که در یک جامعه از آن برای ابلاغ پیام ها و بیان افکار و انتقال مفاهیم به دیگران استفاده می شود. بررسی اثرات این وسائل یکی از پیچیده ترین مباحث در آسیب شناسی اجتماعی است. به همین دلیل ، بسیاری از جامعه شناسان در درستی نتایج پژوهش هایی از این دست تردید نشان می دهند. امروزه گسترش و توسعه وسائل ارتباط جمعی به حدی است که دوران حاضر را عصر ارتباطات نامیده اند. مک لوهان دنیا را با مفهوم دهکده ای جهانی می شناسد ولی گوید وسائل ارتباط جمعی دارای چنان قدرتی هستند که می توانند نسلی تازه در تاریخ انسان پدید آورند، نسلی که با نسل های پیشین بسیار متفاوت است. از اثرات منفی وسائل ارتباط جمعی معتاد شدن به معنی عام کلمه است. در بسیاری از موارد انسان ها چنان به رسانه ها معتاد می شوند و بدان اعتماد می ورزند که در ساعت معین بدان نیاز می یابند. تأخیر یا فقدان، موجبات از بین رفتن تعادل آنان را فراهم می سازد و زمانی که بدان می رسند (مثلاً دستیابی) به روزنامه مورد علاقه، قدرت اندیشه از آن سلب می شود. آنان بدون هیچ تردید یا اندیشه ای نو، یا آموزه آنرا می پذیرند. بی شبهه، این فرایند که با خصلت ویژه انسان اندیشمند متباین است، موجب می شود که ذهن دچار کرختی می شود و فرد در جریان حوادث همچون پر کاهی بر روی، سیلاب خروشان، نا خواسته و بی اراده به این سو و آن سو کشیده گردد. دو موضوع در ارتباط با وسائل ارتباط جمعی از اهمیت ویژه ای برخوردار است: الف- امور جنسی: در مورد مسائل ارتباط جمعی در امور جنسی هنوز تحقیق جامعی صورت نگرفته است؛ زیرا تأثیر آن قابل مشاهده و بالا تر از آن قابل کنترل نیست. ب- خشونت و پرخاشگری: درباره رفتار خشونت آمیز ناشی از وسائل ارتباط جمعی پژوهش های زیادتری انجام شده است. با توجه به فزونی پرخاشگری در جامعه صنعتی و شهری امروزی، برخی برای توجیه این پدیده، وسائل ارتباط جمعی را مسئول می دانند زیرا فیلم، مجله، روزنامه، کتاب، تلویزیون، ویدئو، ماهواره و اینترنت حاوی تصاویر و مطالبی است که در آن اشاره به خشونت، تهاجم و خیانت بسیار دیده می شود. یافته های پژوهشی نشان می دهد که فیلم های سینمایی، تلویزیونی ، ویدئویی و اینترنتی از عوامل بسیار مؤثر در کژرفتاری و بزهکاری نوجوانان و جوانان هستند. نمایش اعمال خشونت بار، کشتار، جنایت، خون آشامی و نیز صحنه های هیجان انگیز در فزونی تشدید کجروی ها اثر به سزایی دارد . جوانان و حتی سالمندان علاقمندی شدیدی به تماشای صحنه های شهوترانی نشان می دهند که نشان بیماری « نظر بازی» است.

– اثرات منفی وسائل ارتباط جمعی

باز داشتن از کارهای تحصیلی و اختصاص وقت نوجرانان و جرانان به خود، ارائه صحنه های خشونت آمیز و رواج خشونت، جریحه دار کردن عواطف نوجوانان و جوانان، سوق دادن زودرس به طرف زندگی بزرگسالی، خلق نیازهای کاذب، رابطه با جرم و جنایت ( فراهم کردن زمینه های ارتکاب جرم )، برانگیختن حالت تهاجمی، محدود کردن قدرت ابتکار و خلاقیت، بیگانه ساختن جوانان و نوجوانان با مطالعه، تسخیر ذهن نوجوانان و جوانان، تهدید سلامتی «جسمی، روانی و رفتاری کودکان، جوانان و نوجوانان»، افزایش حالت انفعالی و بی تفاوتی، رواج رفتارهای ضد اجتماعی از طریق مشاهده و یادگیری توسط نوجوانان و جوانان پیامدهای خانوادگی ناشی از اعتیاد به اینترنت، اختلاف و نزاع های مستمر در روابط زناشوئی، اختلال در انجام وظائف خانوادگی به علت گرایش بیش از حد به اینترنت، افزایش طلاق و جدائی ناشی از اختلافات و درگیری های بین زوجین بر اثر استفاده بی رویه از اینترنت، گوشه گیری و انزوا در خانواده، مشکلات و اختلاف بین والدین و فرزندان.
پیامدهای آموزشی ناشی از اینترنت: کاهش چشمگیر در میزان مطالعه، افت نمرات درسی، غایب شدن از کلاس ها، کاهش روابط بین دانش آموزان و معلمان، اختلال در روابط بین دوستان و همکلاسی ها، گوشه گیری و انزوا در محیط مدرسه.

انواع آسیب شناسی اینترنت، فضای مجازی و شبکه های اجتماعی

درهزاره ی سوم، اینترنت نقش مهم و روز افزونی در زندگی نوجوانان و جوانان ایفا می کند. جاذبه اینترنت باعث شده تا بسیاری ازجوانان و نوجوانان به جای تعامل با همسالان و والدین،کامپیوتر را برگزینند.
این همنشینی با کامپیوتر به مرور زمان تجربه شیرین درجمع بودن را از فرد می گیرد و می تواند منجر به انزوا و افسردگی شود، همچنین اینترنت با داشتن ویژگی های منحصر به فرد مثل دسترسی آسان سهولت استفاده،گمنامی کاربران و هزینه پایین در سالیان اخیر به یکی از عمومی ترین رسانه های جمعی جهان تبدیل شده است. استفاده از اینترنت در بین نسل جدید جامعه در حال گسترش است و بخشی از زندگی افراد را تشکیل می دهد. امروزه برای خرید، جمع آوری اطلاعات،گفتگو با سایر کاربران و بسیاری از فعالیت های دیگر از اینترنت استفاده می شود.آنگونه که به نظرمی رسد هیچ جنبه ای از زندگی نیست که تحت تأثیر این دهکده جهانی قرار نگرفته باشد. اینترنت پدیده شگفت قرن انقلاب مهمی در ارتباط پدید آورده است ویژگی عمده ای که در اینترنت وجود دارد و در سایر رسانه ها دیده نمی شود تعامل است. اینترنت مانند صنعت چاپ امکان ایجاد اطلاعات، را برای عموم فراهم می کند. مانند تلفن تبادل اطلاعات، را امکان پذیر می سازد اما ویژگی عمده آن در داشتن بازخورد و قابلیت تعامل است که سبب شخصی کردن ارتباطات، ومبادلات، این اطلاعات، شخصی می شود.
مطالعات، اخیر نشان می دهدکه استفاده ازاینترنت، سبب احساس ناکامی، تنهایی، اضطراب وبطور کلی کاهش سلامت روانی می شود.
در این بخش به برخی پیامد‌های عمومی ‌استفاده گسترده از اینترنت، فضای مجازی و شبکه های اجتماعی در جامعه ، که عمدتاً از سوی نوجوانان و جوانان ( دانش آموزان) صورت می‌گیرد می‌پردازیم:

– معضلات اینترنت و فضای مجازی

معضلات اینترنت و فضای مجازی را می توان به این چند دسته تقسیم نمود:
۱٫ مشغول شدن فکر افراد به مسائلی که آن ها را از شکوفایی باز می دارد زیرا ذهن فعال بزرگترین سرمایه برای جامعه امروزی می باشد وقتی ذهن به عوامل مبتذل مشغول شود و دیگر جایی برای خلاقیت و سازندگی باقی نمی ماند. البته این نکته قابل ذکر است که برای پر کردن اوقات فراغت استفاده از اینترنت مانعی ندارد ولی تنها استفاده از سرگرمی که فعالیت های مفید زندگی را تحت الشعاع قرار دهد و فکر آن ها را معطوف به عواملی کند که جز گمراهی سودی ندارد می تواند به یک فاجعه بزرگ تبدیل شود.
۲٫ درگیری احساسی در اینترنت؛ یکی از مهمترین مسائلی که اکنون با آن مواجه هستیم و بسیاری از جوانان درگیر آن هستند، عشق اینترنتی و رابطه های جنس مخالف در آن است و متأسفانه به معضلی تبدیل شده است و اکنون بسیاری از روانشناسان مطالعات و تحقیقات خود را به آن اختصاص داده اند و برنامه ها و همایش های زیادی در رسانه ها و مجامع به آن می پردازند و یکی از بزرگترین نگرانی های خانواده هایی شده است که فرزندانشان به این وسیله گرایش دارند زیرا سایت هایی وجود دارد و چت روم هایی طراحی شده است که مکانی برای دوست یابی دختران و پسران می باشد . و بسیاری از افراد تنها هدفشان از وارد شدن به این سایت ها یافتن دوست و گاهی انتخاب همسر برای آینده خود می باشد.

۳٫ ابعاد امنیتى- اطلاعاتى

الف) تجمعات و اجتماعات

اینترنت این ویژگى را داراست که مى تواند به عاملى براى یکپارچگى گروه ها و برگزارى میتینگ هاى سیاسى تبدیل شود.

ب) جاسوسى اینترنتى

دسترسى آسان به سایت هاى جاسوسى آمریکا و اسرائیل و کشورهاى دیگر، امکان ارسال و دریافت ایمیل به هر نقطه از دنیا و غیرقابل کنترل بودن داده هاى مبادله شده در ایران، ضریب انجام جاسوسى از طریق اینترنت را بالا برده است.

پ) انتقال اطلاعات

امروزه با دسترسى به اینترنت امکان انتقال و انتشار هرگونه اطلاعات طبقه بندى شده بر روى اینترنت و یا با استفاده از آن فراهم شده است.

ت) جایگزینى رسانه اى

اینترنت در مقابل رسانه هاى رسمى که Main Stream Media نام دارند به عنوانAlternative Media یا رسانه جایگزین مطرح است. در واقع با وجود اینترنت انحصار سیستم رسانه اى کشور از دست رسانه هاى سنتى خارج شده و خلأ موجود در رسانه هاى رسمى را این رسانه هاى جایگزین پر مى کنند.

ث)کاهش اقتدار سیستم امنیتى و اطلاعاتى

به دلیل امکان نشر بدون واهمه و فارغ از امکان شناسایى سیستم امنیتى و اطلاعاتى، اقتدار سنتى خود را در کنترل افکار عمومى و یا اشراف اطلاعاتى معمول از دست داده است. اصل نخست در سیستم هاى امنیتى و اطلاعاتى، پنهان کارى و محرمانگى است و اصل اول در اینترنت انتشار اطلاعات است.

ج) مکانیسم هاى جدید شایعه سازى

بسیارى از سایت هاى خبرى و غیرخبرى با انتشار شایعات و خبرهاى جعلى بر افکار عمومى تأثیر مى گذارند، وبلاگ ها هم امکان دیگرى در این راستا هستند.

ح) آموزش هاى مخرب

مواد مخدر و گروه هاى ضاله اغلب در هر زمینه اى که تصورش را بکنید سایت اینترنتى به زبان فارسى درست شده است و افراد به راحتى امکان آشنایى با هر فرقه و هر فعالیت منفى را که بخواهند، دارند.

۴٫ ابعاد اجتماعى

الف) ارتباطات نامتعارف میان قشر جوان

جوانان، یکی از گروه های سنی هستند که علاقه شدیدی به اینترنت و فضای مجازی نشان داده اند. این رسانه به واسطه چندگانگی و هم چنین قدرت جذب افراد، جایگاه ویژه ای در میان این گروه سنی در سراسر دنیا پیدا کرده است. فضای مجازی به دنیای مجازی ایجاد ارتباط و ابراز عقاید جوانان تبدیل شده و این حالت در کشورهای گوناگون از شدت و ضعف برخوردار است. اینترنت و فضای مجازی، فضای لازم برای بروز هیجانات جوانان را فراهم می آورد؛ این افراد به راحتی می توانند در حالی که در محیط خانه یا مدرسه هستند با دیگران ارتباط برقرار نمایند. به طورکلی فضای مجازی شکل های جدیدی از انسان اجتماعی تولید می کند و جوانان به لحاظ انعطاف پذیری در پذیرش اجتماع جدید انسانی، بیشترین علاقه را به این رسانه نشان می دهند.
امروزه در سایه رشد و گسترش روزافزون فناوری های نوین ارتباطی- اطلاعاتی، یکی از روش های جدید دوست یابی و ایجاد ارتباط با سایرین، استفاده از اینترنت مخصوصاً فضای مجازی و شبکه های اجتماعی است. در این مقوله، اتاق های گفت و گو که به چت روم معروف هستند و در سایت های گوناگون در دسترس همگان قرار دارند، بیشترین نقش را ایفا می کنند. افزایش امکانات تصویری در این سایت ها باعث شده است تا با نصب یک دوربین کوچک روی مانیتور، امکان ارتباط چهره به چهره نیز فراهم شود تا فضای ارتباطی، حالتی طبیعی تر به خود بگیرد. این فناوری پیشرفته، انقلابی در نزدیک تر شدن افراد در سراسر دنیا به یکدیگر ایجاد کرده است. اما این ارتباط در چت روم ها، و از طریق فضای مجازی، نوع جدیدی از عشق های مجازی را ایجاد نموده که به «عشق های اینترنتی» یا «cyber romance» معروف است.
باومن(۲۰۰۳) با مطرح کردن پدیده «عشق سیال» یا«liquid love» مدعی شد دوستی های مجازی بین زنان و مردان بسیار متفاوت از دوستی هایی است که با واسطه سایر رسانه ها انجام می شود. این دوستی ها به دلیل ماهیت مجازی و دروغین آن ها به شدت زندگی بشریت را تهدید می کنند. باومن نسبت به این که مفاهیم سنتی از وفاداری و عشق واقعی تضعیف شده اند ابراز نگرانی می کند.
چت یکی از پرطرفدارترین امکانات فضای مجازی در ایران است. گسترش سریع کافی نت ها در سطح شهرهای ایران را می توان نتیجه علاقه جوانان ایرانی به چت دانست. دوستی میان دو جنس مخالف در ایران کنترل می شود و برای جوانانی که چنین دوستی هایی را ترجیح می دهند، چت روم مکان مناسب، ارزان و کم خطری برای گفت و گوهای طولانی با جنس مخالف است. چت به جوان ایرانی کمک می کند تا با دنیاهای دیگر ارتباط برقرار کند و حس تعامل با غریبه هایی را تجربه کند که توان آسیب رساندن به او را ندارند.
به طوری که بسیاری از زوج ها، دوست دخترها، دوست پسرها، نامزدها (زن و مرد) هستند که از طریق اتاق های گفت و گو با هم ارتباط برقرار می کنند. گروه هایی به صورت آنلاین هستند که افراد مجرد در زمان های مشخص به آن ها پیام فرستاده و متقابلاً پیام دریافت می نمایند و گاهی این ارتباط ساعت ها به طول می انجامد و هرگز موجب گمراهی آن ها از ارتباط حقیقی نمی شود، اما عده ای نیز حقیقتاً گمراه می شوند و هرگز نمی توانند خود را از شبکه آشفته فضای مجازی رها کنند؛ نمی توانند معشوقه های جدید کامپیوتری خود را کنار زده ویا آن ها را مهار کنند، بر عکس آن ها را بر روابط زندگی خود ترجیح می دهند.
در ارتباط مجازی دختران به لحاظ احساس خطر یا بروز شرم در حضور جنس مخالف، ترجیح می دهند تا در دنیای مجازی و فارغ از دغدغه های حضور واقعی به گفت و گو بپردازند. دختران در این شرایط به لحاظ غلیان احساسات و گرایشات جدید و ناملموس در خود، علاقه وافری به این نوع ارتباط نشان می دهند و به طور معمول از هویت و شناسه های غیر واقعی برای حضور و معرفی خود استفاده می کنند. بنابراین زنان بیشتر به دنبال گروه های دوستی و حمایت و روابط عاشقانه می باشند. در مقابل مردان در اینترنت به دنبال راه هایی برای کسب قدرت و شهوت و همین طور رویای جنسی خود هستند.
در کل می توان گفت که اینترنت به دلیل تسهیل ایجاد روابط دوستانه و عاشقانه با سرعت نور، در زمینه هاى غیراخلاقى بسیار مورد توجه است. اغلب، گسترش روابط غیر اخلاقى مجازى در عرصه اینترنت، در جهت روابط غیر اخلاقى واقعى صورت مى گیرد. واضح است که شبکه اینترنت مجال مناسبى براى رشد و توسعه انواع مختلف رفتارهاى غیر اخلاقى است. این پدیده یک فضاى مجازى براى فعالیت هاى غیر اخلاقى مى آفریند. اینترنت همچنین موجب سهولت خیانت در روابط زناشویى و روابط نامشروع مى شود.
اگر اصول اخلاقى را نادیده بگیریم، خواهیم گفت که اینترنت چیز خوبى است که ما را قادر مى سازد به آسانى به دنبال اعمال غیر اخلاقى، قماربازى، خرید و فروش و بورس بازى برویم، بدون این که مجبور باشیم با انسان هاى مختلف تعامل و برخورد رو در رو داشته باشیم.
روابط غیراخلاقى برخط، به طور معمول برخط باقى نمى ماند و در بسیارى موارد به روابط فیزیکى مى انجامد. البته جذابیت این مسأله به هیچ وجه قابل انکار نیست. به نظر معقولانه مى رسد که براى قابلیت تغییر رفتارى اینترنت، چند متغیر تحریک برانگیز مهیج و نگهدارنده را برشمرد. این متغیرها عبارتند از: روابط نزدیک غیر اخلاقى، فقدان کنترل و بازدارندگى، فقدان مسئولیت پذیرى، فقدان محدودیت زمانى و احساس تحت کنترل نبودن.

ب) جرایم رایانه اى و اینترنتى

شاید هک شدن سایت بانک ملّى ایران و شبکه شتاب یکى از نخستین نشانه هاى ورود ایران به جامعه اطلاعاتى بوده باشد، با این حال گسترده بودن تعداد سایت هاى آموزش هک و بالا بردن تعداد هکرها و آمار بالاى سایت هاى هک شده حکایت از رسوخ این پدیده به جامعه دارد. گسترش شبکه هاى مجازى تجارت الکترونیک و آنچه به نام گلد کوئیست و پنتاگون و چند نام دیگر شناخته شده است، آسیب پذیرى ساختار ایران در این زمینه را نشان مى دهد.

پ)گسست میان نسل ها

مفهوم گسست یا شکاف میان نسلی به چگونگی تداوم فرهنگی یک جامعه از نسلی به نسل دیگر مربوط می شود. اگر در فرایند اجتماعی کردن کودکان، نوجوانان و جوانان، فرهنگ یک جامعه تا حد مطلوبی از نسلی به نسل دیگر منتقل شود و باز تولید فرهنگی به نحو احسن انجام پذیرد؛ میزان اشتراک فرهنگی دو نسل بالا می رود و اختلاف فاحشی بین دو نسل به وجود نمی آید. در این صورت بین دو نسل جدید و قدیم تفاهم برقرار می شود و بحران هویتی نیز برای نسل جدید روی نمی دهد. در مقابل اگر فرایند اجتماعی کردن، به علل داخلی و خارجی دچار مشکل شود و به طور ناقص انجام گیرد و فرهنگ جامعه در حد مطلوبی به نسل بعد منتقل نشود، تداوم فرهنگی جامعه دچار مشکل می شود و بین نسل جدید و قدیم شکاف می افتد. عوامل اجتماعی متعددی بر دور شدن نسل ها از یکدیگر و بروز گسست میان نسلی تأثیر گذار هستند. در این میان فناوری های نوین ارتباطی مخصوصاً اینترنت در دگرگونی ارزش ها و در نهایت ایجاد و توسعه الگوهای نوین جامعه و به چالش کشاندن ارزش های سنتی و پدیده شکاف هنجاری و ارزشی نسلی نقش دارد. بنابراین اینترنت شکاف میان نسل ها را بیشتر کرده است و اکنون شکاف میان نسل دوم و سوم علاقمند به اینترنت نیز آشکار شده، به گونه ای که هیچ یک زبان دیگری را نمی فهمند. امروزه با ورود وسايل و تکنولوژي‌هاي جديد به عرصه خانواده‌ها شاهد اين هستيم که والدين و فرزندان ساعت‌هاي متمادي در کنار يکديگر مي‌نشينند، بدون آنکه حرفي براي گفتن داشته باشند. ما ديگر کمتر نشانه‌هايي از آن نوع خانواده‌هايي را داريم که والدين و فرزندان دور هم نشسته و درباره موضوعات مختلف خانوادگي و کاري با هم گفتگو کرده و نظرات همديگر را راجع به موضوعات مختلف جويا شوند. در شرايط فعلي روابط موجود ميان والدين و فرزندان به سردي گرائيده و دو نسل به دليل داشتن تفاوت‌هاي اجتماعی و تجربه‌هاي زيسته مختلف زندگي را از ديدگاه خود نگريسته و مطابق با بينش خود آن را تفسير مي‌کنند. نسل ديروز (والدين) احساس دانايي و با تجربگي مي‌کند و نسل امروز (فرزندان) که خواهان تطابق با پيشرفت‌هاي روز است، در برابر آن ها واکنش نشان مي‌دهد و چون از پس منطق و نصيحت‌هاي ريشه‌دار و سرشار از تجربه آن ها بر نمي‌آيد به لجبازي روي مي‌‌آورد.
امروزه سرعت تکنولوژي شکاف بين نسل فرزندان و والدينشان را بسط داده است. براساس اظهارات معاون سازمان بهزيستي کشور ميزان گفتگو در بين اعضاي خانواده در کشور تنها حدود ۳۰ دقيقه است که اين مي‌تواند آسيب‌زا باشد. فرزندان در مقايسه با والدين با وجود اينکه در يک فضاي فرهنگي زندگي مي‌کنند اطلاعات، گرايش‌ها و رفتارهاي متفاوتي دارند، عوامل متعددي بر اين پديده تأثيرگذارند و اين شکاف را روز به روز بيشتر مي‌کنند. سرعت تحولات و بسط ارتباطات با جهان توسعه‌يافته، توجه بيشتر جوانان به برنامه‌هاي جهاني‌شدن فرهنگ، رسانه‌ها، گسترش روزافزون انجمن‌ها و کانون‌هايي غير از کانون خانواده براي پيوستن و تعلق يافتن جوانان به آن‌ها و غيره از آن جمله است.
متاسفانه با رشد سریع تکنولوژی ارتباطات و ضعف سیستم آموزشی کشور اکنون اغلب والدین از سواد کافی برای استفاده از فضای مجازی برخوردار نیستند . همین موضوع موجب می‌شود تا سوای کاستی‌های دیگر از امکان نظارت مناسب بر عملکرد فرزندان جوان و نوجوان خود برخوردار نباشند. در چنین حالتی، جوانان و نوجوانان با حضور در فضای مجازی و مواجهه با جریان عظیم اطلاعات ، آماده‌ی پذیرش چیزهایی می‌شوند که اغلب از آمادگی لازم برای پذیرش و تحلیل آن ها برخوردار نیستند و مهمتر از همه اینکه والدین نیز در همراهی و مشورت با آن ها ناتوان باشند . این امر باعث می‌شود تا فرزند در مسیر پرشتاب زندگی دیجیتالی شده احساس تنهایی نموده و خود را بسیار دورتر از والدین احساس کند بخصوص آنکه اکنون فضای مجازی به او امکان تجربه نوع جدیدی از زیستن و اندیشیدن را در فضاهای خود ساخته اعطا نموده . به این ترتیب فضای مجازی زمینه‌های گسست فرهنگی بین‌نسلی را فراهم آورد و این مسئله در آینده بر کنترل خانواده روی رفتار جوان و نوجوان اثر بسیار سوئی خواهد داشت.

ت) انحراف هاى اخلاقى و فردى (سوء استفاده جنسی)

در سال ۱۹۹۹ گردهمایی جهانی تحت عنوان «کارشناسی برای حمایت کودکان در برابر سوء استفاده جنسی از طریق اینترنت» برگزار گردید که منجر به صدور قطعنامه ای شد که در آن آمده است «هرچه اینترنت بیشتر توسعه پیدا کند، کودکان بیشتر در معرض محتویات خطرناک آن قرار خواهند گرفت. فعالیت های محرمانه مربوط به فحشای کودکان و پورنوگرافی که از طریق اینترنت مورد استفاده واقع می شود، اکنون از مسائل حاد به شمار می رود».
کار با اینترنت امکان و ضریب انحراف اخلاقى جوانان را بالا برده است. انزواگرایى و بلوغ جنسی زودرس نمونه ای از پیامدهاى منفى در این زمینه هستند.

– انزوای اجتماعی

انزوای اجتماعی وضعیتی است که در آن ارتباطات فرد مذکور و حمایت اجتماعی وی در سطح پایینی قرار دارد. در واقع انزوای اجتماعی را می توان فقدان ارتباط و سست شدن پیوندهای میان افراد با یکدیگر و با جامعه دانست.
اینترنت ابزاری است که از طریق ایجاد و فراهم آوردن فضایی مجازی برای ایجاد رابطه، افراد را از دردسر روبه رو شدن با دیگران و قرار گرفتن در وضعیت جهان واقعی رها می سازد و کاربران فضای مجازی را به موجوداتی منزوی از دنیای واقعی تبدیل می کند.
امروزه اینترنت در زندگی اجتماعی، جای دوستان و نزدیکان را گرفته و در حقیقت جایگزین روابط دوستانه و فامیلی شده است. افرادی که ساعت ها وقت خود را در سایت های اینترنتی می گذرانند بسیاری از ارزش های اجتماعی را زیر پا می نهند. چرا که فرد دیگر فعالیت های اجتماعی خود را کنار گذاشته و به فعالیت های فردی روی می آورد. «نتایج پژوهش شاندرز نشان داد که استفاده زیاد از اینترنت با پیوند ضعیف اجتماعی مرتبط است. برعکس کاربرانی که از اینترنت کمتر استفاده می کنند، به طور قابل ملاحظه ای با والدین و دوستانشان ارتباط بیشتری دارند».
بررسی محققان نشان می دهد شاید هیچگاه کاربران اینترنت از افسردگی و انزوای اجتماعی خود آگاه نباشند و در صورت آگاهی آنرا تأیید نکنند اما ماهیت کار با اینترنت چنان است که فرد را در خود غرق می کند. پژوهش های انجام شده حاکی است دنیای اجتماعی در آینده دنیای منزوی باشد چرا که اینترنت با توجه به رشدی که دارد و جذابیت های کاذبی که برای نوجوانان ایجاد می کند آن ها را به خود معتاد ساخته و جانشین والدین می شود.

– بلوغ جنسی زودرس در اتاق‌های گفت‌وگو و شبکه‌های اجتماعی

بخش مهمی‌از محتواهای ارائه‌شده در فضای مجازی، به خصوص سایت‌های زندگی دوم، بدون در نظر گرفتن اقتضای سنی مخاطب، حاوی مباحث جنسی در سطوح مختلف است که چون عمدتاً در سیستم آموزش و پرورش و خانواده ما بطور صحیح این اطلاعات به فرزندان منتقل نمی‌شود ممکن است به سرعت در معرض دید و برداشت و تحلیل کاربران نوجوان قرار می‌گیرد و به تدریج جوان و نوجوان را که در شرایط خاص جسمی ‌و غلیان غرایز جنسی، که آمادگی آن را ندارد قرار دهد و فرزندان را دچار سردرگمی ‌و انحراف از مسیر ارزش‌های جامعه نمایدسازد.
ث) بحران هویت و اختلال در شکل گیری شخصیت وپنهان سازى هویت (تئورى گوستاولوبون – انبوه خلق) با امکانات و گزینه هاى فراوانى که رسانه هاى عمومى از جمله اینترنت در اختیار جوانان مى گذارند آنان به طور دائم با محرک هاى جدید و انواع مختلف رفتار آشنا مى شوند. این فضا هویت نامشخصى و اغلب متحولى را مى آفریند. به خصوص براى نسلى که در مقایسه با نسل قبل با محرک هاى فراوانى مواجه است. همچنین از طریق رسانه هاى جمعى، افراد خط مفروض میان فضاى عمومى و خصوصى را تجدید سازمان مى کنند و این امکانى است که جوانان فعالانه از آن استفاده مى نمایند. هر‌چند ارتباطات در فضای مجازی را به عنوان نسل جدیدی از ارتباطات اجتماعی باید پذیرفت، اما این فضا ذاتاً کاربران را به داشتن یک هویت مجازی سوای هویت اصلی خود ترغیب می‌کند که متاسفانه در اغلب موارد شاهد آن هستیم که رفته رفته هویت مجازی بر هویت اصلی غلبه پیدا می‌کند. در واقع حضور بیش از اندازه‌ و بدون برنامه ریزی شده کاربران در فضای مجازی که عمدتاً از آموزش اولیه در مدارس برخوردار نبوده اند می‌تواند رفته رفته آنان را از هویت حقیقی‌شان دور کند که این دور شدن از دنیای واقعیت‌ها ، به تدریج بر تمام لایه‌های زندگی افراد در آینده اثرگذار خواهد بود.
هویت واجد ۳ عنصر است. هویت شخصى، فرهنگى و اجتماعى که هر یک در تکوین هویت فرد نقش مهمى را ایفا مى کند. هویت شخصى، ویژگى بى‏همتاى فرد را تشکیل مى‏دهد. هویت اجتماعى در پیوند با گروه‏ها و اجتماعات مختلف قرار گرفته و شکل گیری آن، متأثر از ایشان است. و در نهایت، هویت فرهنگی، برگرفته از باورهایی است که در عمق وجود فرد به واسطه تعامل او با محیط پیرامون و آموزه‌های آن، از بدو تولد تا کهنسالی جای گرفته است. از آن جا که فضای سایبری، صحنه ای فرهنگى و اجتماعى است که فرد خود را در موقعیت‏هاى متنوع، نقش‏ها و سبک‏هاى زندگى قرار مى دهد، خود زمینه ای است برای آسیب پذیری شخصیت کاربر که در نتیجه، موجب چند شخصیتی شدن کاربر خواهد شد. در فضای سایبر بیش از آن که هویت ظاهری فرد مطرح گردد، درون مایه‌های افراد بروز می‌کند. هر کس در صدد بیان اندیشه‌ها و علاقه مندی‌های خویش است. مطرح نشدن هویت شخصی و مشخصات فردی در اینترنت موجب تقویت شخصیت‌های چندگانه و رشد و استحکام آن می‌گردد. جوانان در این محیط از آسیب پذیری بیشتری برخوردارند و به ویژه در دورانی که هویت آنان شکل می‌گیرد، این خطر پر رنگ تر می‌شود.
با امکانات و گزینه‏هاى فراوانى که رسانه‏هاى عمومى از جمله اینترنت در اختیار جوانان مى‏گذارند، آنان دائماً با محرک‏هاى جدید و انواع مختلف رفتار آشنا مى‏شوند. چنین فضایى هویت نامشخص و پیوسته متحولى را می آفریند، یعنی «اینترنت یک صحنه اجتماعی است که فرد را در موقعیت های متنوع نقش ها و سبک های زندگی، قرار می دهد و از آن تأثیر می پذیرد».
واقعیت این است که از نظر صاحبنظران جامعه شناسی، شکل گیری هویت افراد تحت تأثیر منابع گوناگونی است. عمده ترین این منابع خانواده، رسانه های گروهی، مدرسه و گروه همسالان است. «از این میان رسانه های گروهی با توجه به گستره نفوذ و فراگیری آن اهمیت ویژه ای یافته اند. گسترش تلویزیون های ماهواره ای موجب شده است شکل گیری نظام شخصی و هویت افراد تحت تأثیر عوامل متعدد و گاه متعارض قرار گیرد».
یکى از جنبه هاى اینترنت، ورود بى هویت در آن است. نوجوانان در صحنه اینترنت براى ایفاى هر نقشى، فرصت پیدا مى کنند. البته خصیصه مثبتى در این کار وجود دارد یعنى مجالى که براى بروز و ظهور نوجوانان پیدا مى شود. اینترنت فضاى آزاد گلخانه اى را ایجاد مى کند که معلمان و مراجع قدرت به آن دسترسى ندارند و بر آن تأثیر نمى گذارند. امکان خصوصى بودن امور، نکته اى است که کاربران جوان اینترنت بر آن تأکید دارند و از سؤال بزرگسالان در مورد نحوه استفاده از اینترنت آشفته مى شوند. اینترنت به نظر این جوانان، جانشین فضاى عمومى است. در این شکل جوانان تجربه هاى بیشتر مى یابند و درباره کنترل و کاربرد این رسانه جدید داراى اطلاعات مى شوند. این فضاى جدید به طور عمده از سوى کاربران ساخته مى شود، احساس مشارکت بیشترى به نوجوانان مى دهد. تنها مشکلى که وجود دارد آن است که رابطه میان نسل جوان و بزرگسال در فضاى شبکه اى محو مى شود.
اریکسون معتقد است که نوجوانان در دوره بلوغ هویت شخصى خود را از طریق کشف وجست وجو بنا مى کنند. بلوغ مرحله اى بحرانى است که نوجوانان به دنبال کشف ارزش ها و درونى کردن آن مى باشند و اینترنت با حجم نامحدود اطلاعات و ابزارهاى سریع ارتباطى، نوجوانان را با ابزارهاى دیگر ایجاد هویت از طریق جست وجو روبه رو مى کند. با این وجود باید بدانیم که بسیارى از تعاملات موجود در اینترنت مستلزم ارتباط انسانى نیست. پیامدهاى این تعاملات و حدود جایگزینى تعاملات اینترنتى به جاى تعاملات انسانى هنوز نامعین است.

– شکستن شدن مرز بین فضای حقیقی و فضای مجازی

این مسئله بیش از هرچیز در خصوص کاربران نوجوان و جوان اهمیت دارد. در این سنین، هنوز هویت افراد به طور کامل شکل نگرفته و حضور در فضاهای مبهم و پیچیده مجازی؛ از اتاق‌های گفت‌وگو گرفته تا شبکه‌های اجتماعی و اینک فضا‌های «زندگی دوم» به آنان این امکان را می‌دهد تا برای خودشان هویتی متفاوت از دنیای حقیقی خلق کنند و همین امر منجر به رشد خیال‌بافی و دور شدن از پذیرش شرایط حقیقی زندگی می‌شود.
در این حالت، جوان مرز بین فضای واقعی و فضای مجازی را گم می‌کند و همان طور که از محیط پیرامونش تأثیر می‌پذیرد، از فضای مجازی نیز متأثر می‌شود. اهمیت این موضوع در اینجاست که همین هویت مجازی باعث می‌شود تا افراد خود را هر آنگونه که دوست دارند معرفی کنند و رفته رفته به تبعیت از فضای مجازی ممکن است خود را مُجاز به شکستن خطوط قرمز فضای حقیقی نیز بدانند و همین هنجارشکنی‌ها ممکن است به تدریج و با عادی‌سازی رفتارهای خلاف اصول و قواعد اجتماعی، در محیط حقیقی نیز تسری یابد و قواعد اجتماعی جامعه را بر هم ریزد.

مستجارMOSTAJAR

لینک کوتاه : https://mostajar.com/?p=829

برچسب ها

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.