2

بهشت

  • کد خبر : 1081
  • ۰۸ شهریور ۱۳۹۰ - ۲۳:۴۷

                      بهشت اقامتگاه ابدی مؤمنان و صالحان رستگار در جهان آخرت است و بهشتیان کسانی هستند که به تصریح قرآن، در ترازوی اعمال، کفه‌ی کارهای نیک‌شان از کفه‌ی بدی‌هاشان سنگین‌تر است. در قرآن مجید، بهشتیان به نام‌ها و صفت‌هایی همچون اصحاب الیمین و اصحاب الجنه […]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بهشت اقامتگاه ابدی مؤمنان و صالحان رستگار در جهان آخرت است و بهشتیان کسانی هستند که به تصریح قرآن، در ترازوی اعمال، کفه‌ی کارهای نیک‌شان از کفه‌ی بدی‌هاشان سنگین‌تر است. در قرآن مجید، بهشتیان به نام‌ها و صفت‌هایی همچون اصحاب الیمین و اصحاب الجنه خوانده می‌شوند.

بهشت معادل واژه «الجنّة»است و در قرآن مجید با این اسامی و اوصاف به کار رفته است:
جنة المأموی، جنّات المأوی، جنة النعیم، جنات الخلد، دار السلام، دارالمتقین، دار المقامة، عدن، الفردوس.

توصیف بهشت در سه سوره الرحمن، واقعه و دهر به صورت مفصل و در برخی از سوره های دیگر قرآن به صورت گذرا و مجمل بیان شده است و به بسیاری از نعمت های بهشتی همچون میوه‌ها و باغها و چشمه‌ساران و زنان پری‌رو با لباس‌های حریر و … و نیز نعمت‌های معنوی همچون رضوان خداوند و … اشاره گردیده است.
در اینکه آیا آن بهشت موعود، اکنون نیز موجود است یا نه، میان دانشمندان اسلامی اختلاف نظر است. اکثر دانشمندان معتقدند که بهشت هم اکنون وجود خارجی دارد و برای اثبات ادعای خود به ظواهر برخی از آیات استدلال می‌کنند.
در روایات مربوط به معراج و روایات دیگر نیز نشانه‌های روشنی از این موضوع دیده می‌شود. بنابراین می‌گویند بهشت در درون و باطن این جهان است اما برای ما قابل دید و درک نیست؛ به عبارت دیگر عالم آخرت و بهشت و دوزخ، بر این عالم احاطه دارد و این جهان همانند جنین در درون آن جهان قرار دارد.
آیات قرآن و روایات اسلامی دلالت دارد که بهشت نیز همانند جهنم، درهایی دارد.

امام باقر علیه السلام فرمود:
بهشت دارای هشت در است که عرض هر در، به اندازه چهل سال راه است.
و در قرآن آمده است که جهنم هفت در دارد.
شیخ صدوق
، از علمای بزرگ شیعه، می‌نویسد:

اعتقاد ما درباره بهشت این است که بهشت دارالبقاء و دارالسلام است. مرگ و پیری، بیماری و ناخوشی، زوال و زمینگیری، غم، فقر و خستگی و فرسودگی در آن نیست.

انسان در جهان ماده زندگی می‏كند و بسیاری از داوری‏ها و انتظارات او هم رنگ مادی دارد. او برای هر چیز، جا و مكان مادی تصور می‏كند. حال اگر از او پرسیده شود كه جای مسئله ۲+۲=۴ كجاست یا جای معادله ۹ = ایكس+۴ كجاست؛ در پاسخ خواهد گفت: این مسئله‏ای ریاضی یا معادله‏ای جبری است و نمی‏تواند جایی داشته باشد و امری است كه جنبه متافیزیكی دارد و خارج از محدوده تاریخ و مكان است؛ بلكه اساساً علوم و دانش‏های بشری ذاتاً مجرد از ماده است و زمان و مكان ندارد و از جان انسان بیرون نیست. از این رو با رفتن روح از بدن، علوم هم همراه او می‏شوند.

بهشت و جهنم نیز از محدوده تاریخ دنیایی و زمان و مكان خارج است و قبل، بعد، كی و كجای دنیوی بر نمی‏دارند و چنانچه ما بخواهیم آنها را تصور كنیم، باید به تعبیرهای قرآن و احادیث معصومین علیهم‌السلام رو آورده، بگوییم: بهشت نزد سدره المنتهی است.

در احادیث فراوانی «سدر المنتهی»، «جنه المأوی»، «عرش»، «كرسی»، «معراج» و «ملكوت» همه كنار هم قرار گرفته است؛ یعنی همه در آسمان‏ها قرار گرفته است.

بسیاری از احادیث اسلامی تأیید و تأكید می‏كنند كه بهشت و دوزخ هم اكنون مخلوقند. یكی از اصحاب از امام علی بن موسی الرضا علیه‌السلام پرسید: كه آیا بهشت و دوزخ هم اكنون مخلوقند؟

امام علیه‌السلام فرمود:آری آفریده شده‏اند و پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله به هنگام معراج، وارد بهشت شد و دوزخ را نیز مشاهده كرد

در بسیاری از روایات مربوط به معراج پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله، به مسئله بهشت و دوزخ و وجود آنها اشاره شده و قرآن در سوره نجم در جریان معراج پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نیز به این موضوع اشاره كرده است.

روایات متعددی كه در منابع شیعه و اهل سنت درباره تولد بانوی اسلام، فاطمه زهرا سلام الله علیها آمده، نیز گواه بر این معنی است كه می‏گوید:

پیامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در شب معراج وارد بهشت شد و از میوه درختان بهشتی تناول فرمود و از همان میوه، نطفه فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها منعقد شد و لذا پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله او را می‏بوسید و می‏فرمود:

از او بوی بهشت می‏شنوم

در حدیث دیگری از پیغمبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله تعبیر لطیف‏تری در این زمینه دیده می‏شود و آن این كه می‏فرماید: هنگامی كه به معراج رفتم، وارد بهشت شدم؛ در آنجا فرشتگانی را دیدم كه قصرهایی می‏سازند و گاه توقف می‏كنند، از علت این امر سؤال كردم، گفتند: ما منتظر مصالح هستیم! گفتم مصالح شما چیست؟ گفتند: ذكر «سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر» كه مؤمن می‏گوید؛ هنگامی كه ذكر می‏كند، بنا می‏كنیم و هنگامی كه خودداری می‏كند، دست نگه می‏داریم.

درجات در بهشت

درجات در بهشت متفاوت است:
بعضی‌ از بهشتیان از تسبیح و تقدیس و تکبیر خداوند بهره‌مندند

بعضی از انواع خوردنی‌ها، آشامیدنی‌ها، میوه‌ها، لباس‌های زربفت، حریر و سندس و همنشینی با حور العین.

بهشت وبهشتیان در روایات
-الجنّة خیر مال، و النّار شرّ مقیل
بهشت بهترین عاقبت، و آتش بدترین خوابگاه است

ألا و إنّی لم أر کالجنّة نام طالبها، و لا کالنّار نام هاربها.
آگاه باشید که من ندیدم مثل بهشت، که طلب کننده‏اش در خواب باشد، و نه مانند آتش دوزخ، که گریزان از آن در خواب باشد.
إنّ أهل الجنّة کلّ مؤمن هین لین  
به راستى که اهل بهشت، هر مؤمن نرمخوى هموارى است

إنّ اللّه تعالى یدخل بحسن النّیّة و صالح السّریرة من یشاء من عباده الجنّة  
به راستى که خداى تعالى بواسطه حسن نیت، و شایستگى سریره و نهان، از بندگانش هر که را که خواهد داخل بهشت مى‏نماید یعنى هر چند کارى که استحقاق بهشت را برساند نکرده باشد

الجنّة دار الأمان.
بهشت سراى امان است.

–الجنّة جزاء المطیع

الجنّة دار الأتقیاء.

– الجنة غایة السّابقین

الجنّة أفضل غایة

الجنّة مال الفائز

الجنّة جزاء کلّ مؤمن محسن.

– نیل الجنّة بالتّنزّه عن المأثم

إنّک لن تلج الجنّة حتّى تزدجر عن غیّک، و تنتهی، و ترتدع عن…..
بهشت پاداش فرمانبر است.

– بهشت سراى پرهیز کاران است.

– بهشت آخرین هدف سبقت گیرندگان، و آتش سرانجام افراط کنندگان است.

–بهشت افزونترین غرض و مقصود است.

– بهشت سرانجام کار پیروزمند است.

– بهشت پاداش هر مؤمن احسان کننده است.

– رسیدن به بهشت با پاکیزگى، و دورى از گناهانست.

– به راستى که تو داخل بهشت نخواهى شد، تا آنکه از گمراهى خود بازگردی

إذا آمنت باللّه و اتّقیت محارمه أحلّک دار الأمان، و إذا أرضیته تغمّدک بالرّضوان  

– ثمن الجنّة العمل الصّالح  

– ثمن الجنّة الزّهد فی الدّنیا  

– سادة أهل الجنّة الأسخیاء، و المتّقون.

– سادة أهل الجنّة المخلصون.

– سادة أهل الجنّة الأتقیاء الأبرار  

– طلب الجنّة بلا عمل حمق.

– لا تحصل الجنّة بالتّمنّی  

– هر گاه به خدا ایمان آورده‏اى، و از حرامهایش دورى نمائى تو را در خانه امان فرود آورده چون او را خوشنود گردانى تو را بخشنودى فرو پوشاند. شکى نیست در این که خوشنودى خدا از نعمتى بالاتر خواهد،
بهاى بهشت عمل صالح است. (یعنى هر که بهشت خواهد باید عمل صالح انجام دهد.

– بهاى بهشت بى‏رغبتى در دنیاست.

– بزرگان اهل بهشت سخاوتمندان، و خویشتن داران اند.

– بزرگان اهل بهشت افراد مخلصند.

– مهتران اهل بهشت خویشتن‏داران نیکو کار ند.

– طلب کردن بهشت بدون عمل حماقت است.

– بهشت با آرزو کردن حاصل نخواهد شد (بلکه نیازمند به عمل است
 

لا یدخل الجنّة خبّ و لا منّان  

– لا یفوز بالجنّة إلّا من حسنت سریرته و خلصت نیّته

کلّ نعیم دون الجنّة محقور

لن یفوز بالجنّة إلّا السّاعی لها

لن یحوز الجنّة إلّا من جاهد نفسه  

– من اشتاق إلى الجنّة سلا عن الشّهوات

نیل الجنّة بالتّنزّه عن المآثم

نال الجنّة من اتّقى عن المحارم.

– هیهات لا یخدع اللّه عن جنّته، و لا ینال ما عنده إلّا بمرضاته

بسیار مکر کننده، و بسیار منّت گذارنده وارد بهشت نخواهند شد.

– به بهشت پیروز نخواهد گردید مگر کسى که نهان او نیکو بوده، و نیّتش خالص باشد.

– هر نعمتى غیر از بهشت کوچک است.

– هرگز به بهشت پیروزى حاصل نکند، مگر سعى کننده و کوشا براى آن.

– هرگز بهشت را حیازت نخواهد نمود، مگر کسى که با نفس خود پیکار کند.

– هر که مشتاق بهشت باشد، شهوتها را فراموش نماید.

– رسیدن به بهشت، به پاکیزگى از گناهان است.

به بهشت رسیده است، هر که از حرامها پرهیز نماید.

بهشت آدم ع کجا بود ؟
 
از آیات قرآن استفاده می‏شود كه حضرت آدم(ع) برای زندگی در روی زمین، همین زمین معمولی آفریده شده بود از جمله: “و اذ قال ربك للملائكة انی جاعل فی الارض خلیفة…(بقره/۳۰).

ولی در آغاز خداوند آدم و همسرش (حوا) را در بهشتساكن كرد كه یكی از باغ‏های سرسبز پرنعمت این جهان بود، محیطی كه در آن برای آدم هیچ‏گونه ناراحتی وجود نداشت:” و قلنا یا ادم اسكن انت و زوجك الجنة” و گفتیم ای آدم تو با همسرت در بهشت سكونت كن و…(بقره/۳۵).

شاید علت این جریان آن بوده كه آدم با زندگی كردن در روی زمین هیچ‏گونه آشنایی نداشت و تحمل زحمت‏های آن بدون مقدمه برای او مشكل بود، بنابراین می‏بایست مدتی كوتاه تعلیمات لازم را در محیط بهشت ببیند و بداند زندگی روی زمین توأم با برنامه‏ها و تكالیف ومسؤولیت‏ها است كه انجام صحیح آنها باعث سعادت و تكامل و بقای نعمت است و سر پیچی از آن سبب رنج و ناراحتی می باشد.

آدم(ع) می‏بایست در آن محیط (بهشت این جهان) چگونگی زندگی در زمین را یاد بگیرد و با داشتن این آمادگی به روی زمین قدم بگذارد و شاید علت این كه آدم(ع) برای خلافت زمین آفریده شده بود مدتی در بهشت درنگ می‏كند و دستورهایی به او داده می‏شود جنبه تمرین و آموزش داشته باشد»(تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۱۸۴ و ۱۸۵)

بنابراین حضرت آدم و حوا برای زندگی كردن در زمین خلق شده بودند و بهشت آنها موقتی بود و آن بهشت نیز طبق نقل روایت باغی از باغ‏های همین دنیا بود.

پس از همان زمان كه وی در بهشت ساكن بود قرار بر این نبود كه انسانها همگی در بهشت باشند تا در اثر خطای آدم از بهشت رانده شوند بلكه از همان ابتدا قرار بر آمدن انسانها به زمین بوده است.

                      

و نیز در در كتاب انوار العرفان فی تفسیر القرآن در بیان شرح آیه (وَ یا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلا مِنْ حَیْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِینَ) این گونه آمده:

خداوند متعال در این آیه شریفه جریان ورود و سكونت آدم علیه السّلام را در بهشت بیان كرده و توضیح مى‏دهد كه خداوند متعال آدم و همسر او را در بهشت دنیا سكونت داد زیرا بهشت خلد در پایان زندگى دنیا و برزخ و رستاخیز خواهد بود و در باره سكونت به آدم خطاب نموده و همسر او را بوسیله عطف بوى الحاق نموده است

منابع:
تفسیر نمونه المیزان؛ مجمع البیان؛ دایرةالمعارف الشیعه العامه، ج ۷، ‌ص ۳۶؛ قرآن پژوهی، ‌ص ۵۷۲

mostajar

لینک کوتاه : https://mostajar.com/?p=1081

برچسب ها

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.